0

مواظب باش، چه دعایی می‎کنی!

 
papeli
papeli
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : اسفند 1388 
تعداد پست ها : 12867
محل سکونت : قم

مواظب باش، چه دعایی می‎کنی!

تقاضای مرگ نکنید، چرا؟ صحنه‏ی قیامت سخت وحشتناک است، «فَاِنَّ هَولَ المُطَّلَع شَدید»، از سعادتِ شخص است، یعنی از سعادتمندی عبد است که طول عمر پیدا کند، برای اینکه موفّق بشود خداوند انابه را روزی او گرداند؛ یعنی رو به‎سوی خدا کردن را نصیبش کند.

 


 

دعا کردن

دعا و تقاضای نادرست!

در باب دعا، مسئله این است که دعای او چه نسبت به خودش و چه نسبت به غیر، چه معنوی و چه مادّی، باید دعای خیر باشد؛ یعنی یا دفع ضرر کند و یا جلب منفعت. امّا «نعوذبالله»! درخواست ضرر کردن از خدا، چه برای غیر و چه برای خودش درست نیست.

ضرر رسانی به خود در دو دسته از روایات:

دسته اول؛

 و امّا نسبت به خود؛ چون، دیگر این به طریق اولی است. در این باب دو دسته روایت داریم یک دسته از روایات، به طور مطلق می‏گویند و به تعبیر من این روایات علّتی نیاورده و تعلیلی در آن‎ها وجود ندارد. روایت می‏گوید: از خدا، برای خودت، درخواست مرگ نکن! این بالاترین ضرر است که بگویم: خدایا! مرگم را برسان!

 

نفرین و لعنت تعارفی!

البتّه این دعا یک وقت جنبه تعارفی دارد، که به آن کاری نداریم. در این جنبه اراده جدّی‎ای نیست. در چنین افرادی اراده استعمالی وجود دارد، این‏ها هیچ‎وقت حاضر به مرگ نیستند. می‏گوید: خدایا! مرگم بده؛ امّا اراده جدّی ندارد، ما به این‎ها کاری نداریم. آن‎هایی که اراده‏ی جدّی دارند را مطرح می‎کنم.

 

آرزوی مرگ نکن

«رُوِی عن رَسوُلِ‏الله(صَلّی‏الله‏عَلَیهِ‏وَآلِهِ‏وَسَلَّم) قال: لا یتَمَنَینَّ أَحَدُکمُ المَوتَ لِضُرٍّ نَزَلَ بِه»،[1] حضرت فرمودند: هیچ‎گاه احدی از شما برای ضرر، حادثه‏ و گرفتاری‎ای که، «نَزَلَ بِه»، به‎سوی او فرود آمده درخواست و تمناّ و آرزوی مرگ نکند!

هیچ‎کدام از شما درخواست مرگ نکند، چرا؟ چون نمی‏دانی که چه چیزی جلوتر برای خودت را پیش فرستادی! هیزم جهنّم فرستادی، یا نهال‏های زیبا برای بهشت؟ کدام‎یک از این‎ها است؟

تو محدودی؛ راه‎ها محدود نیست

وقتی در شدّت گرفتاری قرار گرفته‏ای، خیال می‏کنی که همه راه‏ها به‏سوی تو مسدود است. این به خاطر آن است که تو خودت محدود هستی، لذا خیال می‏کنی راه‏ها مسدود است. در حالی که این‎طور نیست. وقتی به بالا رو کنی و سراغ آن موجودی که محدود نیست و لایتناهی است بروی، خواهی دید که هیچ راهی برای او مسدود نیست. به‏ خصوص آن هم در شب‏های ماه مبارک رمضان که گفتم همه‏ی حجاب‏ها برطرف شده است. دقّت کنید!

 

گره از کارم باز کن!

این روایت از پیغمبراکرم است که می‏گوید: وقتی گرفتار شدی و ضرری متوجّه تو شد، عصبانی نشو تا اینکه بگویی: خدایا! مرگم را برسان! اصلاً و ابداً چنین چیزی نگو! برو به خدا بگو: خدایا! گره را باز کن!

دسته دوم؛

 

آرزوی مرگ، قطع‎کننده مسیر

در اینجا به چند روایت اشاره می‏کنم؛ هرچه همه را بازگشت به یک چیز می‏کند. از پیغمبراکرم است که دارد: «رُوِی عَن رَسوُلِ‏الله(صلّی‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) لاَ یتَمَنَّینَّ أَحَدٌ مِنْکمُ الْمَوْتَ إِمَّا مُحْسِنًا فَلَعَلَّهُ أَنْ یزْدَادَ خَیرًا وَ إِمَّا مُسِیئًا فَلَعَلَّهُ أَنْ یسْتَعْتِبَ»،[2] هیچ‎کدام از شما درخواست و آرزوی مرگ نکند، چرا؟ چون یا از افراد نیکوکار محسوب می‏شود و چون آدم نیکوکاری است اگر در اینجا بماند، مرتّباً کار نیک می‏کند و بر نیکی‏هایش افزوده می‏شود. پس چرا بمیرد؟ نیکی کند، خوبی کند، تا به خوبی‎های خود اضافه کند، «وَ إِمَّا مُسِیئًا فَلَعَلَّهُ أَنْ یسْتَعْتِبَ»، نعوذبالله! و اگر از کسانی که نیکی کردن ملکه‏اش باشد نیست و به اصطلاح بدکاره و گناه‎کار است، در اینجا یک احتمال وجود دارد که اگر بماند می‎تواند توبه کند و برگردد.

 

مرگ

آرزوی بازگشت به دنیا

روایت دیگری از پیغمبراکرم است که: «لا تَمَنَّوُا المَوتَ فَاِنَّهُ یقطَعُ العَمَلَ وَ لا یرَدُّ الرَّجُلَ فَیستَعتِبُ»؛ حضرت می‏فرماید: هیچ‎کدام از شماها آرزو و تقاضای مرگ نکنید، چرا؟ چون اگر بمیری، دیگر نمی‏توانی کاری انجام دهی، «فَاِنَّهُ یقطَعُ العَمَل»، تمام شد، «وَ لا یرَدُّ الرَّجُل»، و بازگشتی هم نیست، «فَیستَعتِب»،[3] می‎خواهی برگردی و جبران کنی، امّا دیگر راه بازگشت بسته شده است. این همان است که در آیه قرآن هم می‎آمده است که وقتی هنگام مرگ می‏رسد و حُجب کنار  می‏رود، ملکات و اعمال خود را که نگاه می‏کند به وحشت می‏افتد، «رَبِّ ارْجِعُونِ* لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فیما تَرَکتُ».[4] آنجا آرزوی بازگشت به دنیا می‏کند. به خدا می‏گوید: خدایا! «رَبِّ ارْجِعُونِ»، من را به دنیا برگردان. شاید عمل صالح انجام دهم. امّا جواب چه می‏آید؟ «کلّا»، راه بازگشتی نیست.

 

مواظب باش، چه دعایی می‎کنی!

چه آرزویی می‏کنی؟ درصدد این باش که خودت را اصلاح کنی! در روایت دیگری از پیغمبراکرم[5] است این‎ها غالباً از پیغمبر است. «لا تَمَنَّ المَوتَ فَاِنَّ هَولَ المُطَّلَع شَدید وَ إِنَّ مِنَ السَعادَه أَن یطوُلَ عُمرُ العَبد وَ یرزُقَهُ الله اَلإنابَه»،[6] تقاضای مرگ نکنید، چرا؟ صحنه‏ی قیامت سخت وحشتناک است، «فَاِنَّ هَولَ المُطَّلَع شَدید»، از سعادتِ شخص است، یعنی از سعادتمندی عبد است که طول عمر پیدا کند، برای اینکه موفّق بشود خداوند انابه را روزی او گرداند؛ یعنی رو به‎سوی خدا کردن را نصیبش کند.

 

نمی‎دانی چه چیزی برای آن دنیا فرستادی!

«لا یتَمَنَّ اَحَدُکم المَوت فَإِنَّهُ لا یدری ما قَدَّم لِنَفسی»،[7] هیچ‎کدام از شما درخواست مرگ نکند، چرا؟ چون نمی‏دانی که چه چیزی جلوتر برای خودت را پیش فرستادی! هیزم جهنّم فرستادی، یا نهال‏های زیبا برای بهشت؟ کدام‎ یک از این‎ها است؟

این روایت از پیغمبراکرم است که می‏گوید: وقتی گرفتار شدی و ضرری متوجّه تو شد، عصبانی نشو تا اینکه بگویی: خدایا! مرگم را برسان! اصلاً و ابداً چنین چیزی نگو! برو به خدا بگو: خدایا! گره را باز کن!

آیا برای رفتن به جهنّم شتاب می‎کنی؟

در یک روایت دارد: «لا تَمَنَّ المَوت فَإِن کنتَ مِن أَهلِ الجَنَّه فَالبَقاءُ خَیرٌ لَک وَ إِن کنتَ مِن اَهلِ النّار فَما یعجِلُک إِلَیها»،[8] چرا درخواست مرگ می‏کنی؟ اگر اهل بهشت باشی بمانی بهتر است، چرا؟ چون کارهای بهشت‏ساز بیشتر انجام می‏دهی؛ امّا اگر اهل آتش باشی، چرا برای رفتن به جهنّم شتاب می‏کنی؟ حالا اگر جهنّمی باشی مقداری دیرتر بروی بهتر نیست؟ نگاه کنید! با هر کسی یک طور صحبت می‏کنند.

 

هلاکت ابدی از خدا نخواه!

موسی ‏بن‏جعفر(علیه‏السّلام) شنید که شخصی از خدا تقاضای مرگ می‏کند، «سَمِعَ مُوسَى(علیه‎السّلام) رَجُلًا یتَمَنَّى الْمَوْتَ فَقَالَ لَهُ هَلْ‏ بَینَک‏ وَ بَینَ‏ اللَّهِ‏ قَرَابَةٌ یحَامِیک لَهَا؟»، حضرت فرمودند: بین تو و خدا خویشاوندی‎ای وجود دارد تا از تو پشتیبانی کند؟ «قَالَ لَا»، گفت: نه! قوم و خویشی با خدا ندارم، «قَالَ فَهَلْ لَک حَسَنَاتٌ قَدَّمْتَهَا تَزِیدُ عَلَى سَیئَاتِک؟»، آیا حسناتی داری که پیش فرستاده باشی تا بر گناهانت غلبه کنند؟ «قَالَ لَا» گفت: نه! ندارم، «قَالَ فَأَنْتَ إِذاً تَتَمَنَّى هَلَاک الْأَبَدِ»،[9] حضرت فرمود: پس تو هلاکت ابدی از خدا می‏خواهی. آدم عاقل که این‎طوری نمی‏کند

 

دعای تقاضای شهادت

شما در دعاها ببینید! این را به ما آموخته‏اند که شما تقاضای شهادت کنید! این هم مرگ است، امّا مرگ فی‏سبیل‏الله. بگذارید از ماه رمضان بگویم. در دعاهای شب‎های ماه رمضان این را می‏خوانید: «وَ لَیلَةَ الْقَدْرِ وَ حَجَ‏ بَیتِک‏ الْحَرَامِ‏ وَ قَتْلًا فِی سَبِیلِک فَوَفِّقْ لَنَا»،[10] این دعای ماه رمضان است که در هر شب می‎خوانیم. این را به عنوان نمونه گفتم که در دسترس‏ ما است. تقاضا می‏کند: «قَتلاً فی سَبیلِک فَوَفِّق لَنا»، این موت عین سعادت است؛ یعنی چه؟ یعنی شهادت عین سعادت است.

 

پی نوشت ها :

[1] . کنز العمال ج2 ص93

[2]. سنن نسائی، ج6، ص382

[3]. کنز العمال، ج15، ص553

[4]. سوره مبارکه مۆمنون، آیات99 و100

[5]. این روایات غالباً از پیغمبر است

[6]. کنز العمال، ج15، ص554

[9]. کنز العمال، ج15، ص555

[10]. کنز العمال، ج15، ص553

سه شنبه 10 مرداد 1391  3:49 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها