.
مکانهای دیدنی
امامزاده بابا زاهد
منطقه رودخانه تمبی
پالایشگاه بی بیان
چاه شماره یک
کلگه زرین
قبرستان ارمنی ها
برد نشانده
معبد سر مسجد
مسجد نمره یک
موزه نفت
سد شهید عباسپور
سد مسجد سلیمان
جزیره سد
شط شیمبار
منطقه گدار لندر
هفت شهیدان
شاهزه عبدالله
پل نگین
قلعه بردی زادگاه کوروش هخامنشی واقع در بخش اندیکا
معماری
برخی ساختمانهای مسجدسلیمان که در دوره فعالیت شرکت نفت ایران و انگلیس ساخته شدهاند سبک معماری انگلیسی داشته که اغلب در اثر گسترش و نوسازی در شهر تخریب شده اند. بخشهایی از آن هنوز به نامهای انگلیسی آن دوره مانند منطقه کمپ کرسنت و اسکاچ کرسنت معروف است.
اوج شکوفایی تاریخ معاصر مسجد سلیمان به غیر از نفت مربوط به دوران مشروطیت میباشد، در عصر مشروطه مردم مسج دسلیمان نیز مانند سایر روشنفکران و دلیران بختیاری فتوای روحانیت را لبیک گفتند و علیه استبداد صغیر قاجار به فرماندهی سردار اسعد بختیاری (فاتح ملی)قیام کردند و ظفرمندانه اصفهان و تهران را فتح نمودند، البته نقش مردم مسجد سلیمان در ملی شدن صنعت نفت و مقابله بااستعمار انگلیس درنفوذ به مناطق بختیاری، مبارزه با طاغوت و شرکت درهشت سال دفاع مقدس استوار همچون شیرهای سنگی مثال زدنی است، اما در حال حاضر از چاههای نفت این شهرستان روزانه نزدیک به ۴۰٬۰۰۰ بشکه نفت استخراج میشود[نیازمند منبع]. با اینکه سد شهید عباسپور و سد مسجد سلیمان، (از جمله بزرگترین سدهای ایران) در جوار این شهر قرار دارند، مردم از نظر آب هنوز در مضیقه بوده و بصورت ساعتی (سه تا چهار ساعت در روز) از آب استفاده میکنند.
مردم بعضی مناطق مسجد سلیمان به جهت وجود میدانهای گازی، گاه دچار مسمومیتهای ناشی از استنشاق بوی گاز میشوند و در مواردی ساکنین شهر طی یک برنامه ضربتی مجبور به نقل و انتقال شدهاند. نشت گاز و نفت در مناطقی از شهر گاهی حادثه ساز شده و باعث بروز انفجار در منازل مسکونی میشود.
بختیاریها
بختیاریها در بخشی از استانهای چهارمحال و بختیاری و خوزستان ،اصفهان و قسمتی از شرق لرستان (الیگودرز و دورود و ازنا) ساکن هستند.چهارمحال و بختیاری شامل چهار محل به نام لار، میزدج، گندمان و سرزمینهای بختیاری میباشد و از این رونام آن را ((چهار محال)) و ((بختیاری)) نامیده اند.
منطقه لار از طرفی شهر فرخشهر (قهفرخ و یا در گویش محلی قفهرخ) تا روستای سودِجان (سودِگان) و از طرفی دیگر روستای مصطفی آباد تا روستای بارده را در بر میگیرد. (شهرهای فرخشهر، شهرکرد، سامان، بـِن، سورشجان، هفشجان و روستاهای مصطفی آباد، هارونی، سودِجان، پیربلوط، ارجنک، زانیون، چالشتر، هرچگان ،تومانک و بارده).ساکنان این مناطق فارسی زبان و ترک زبان هستند.
منطقه کیار (که از کوه کلار از ایل دورَکی گرفته شده) از طرفی روستای دهنو(بعد از دستگرد) تا روستای دستنا و از طرفی دیگر گهرو تا روستای بهرام آباد (بعد از روستای خراجی) را در بر میگیرد. (شهر شلمزار و روستاهای دهنو، دستگرد، دزک، سرتیش نیز، دستنا، گهرو، تیش نیز، شاپورآباد، قلعه تک، خراجی، بهرام آباد).
منطقه میزدج (ایزدجی) از طرفی روستای جونقان (گین ِکان) تا روستای باباحیدر و از طرفی دیگر بعد از روستای مصطفی آباد، تنگهٔ پردنجان (پردنگان) تا روستای گوشه را در بر میگیرد. (شهرستان فارسان، شهر جونقان و روستاهای راستآب، چلیچه، پردنگان، گوجان، ده چشمه، کُرون، چوغاهست، گوشه، باباحیدر، چوبین، فیل آباد، عیسی آباد).
منطقه گندمان از طرفی شهر فرادمبه تا روستای گِردِبیشه و از طرفی دیگر روستای قلعه ممی کاه تا نزدیک دهاقان اصفهان را در بر میگیرد. (شهرستان بروجن، شهرهای گندمان، فرادمبه و بلداجی و روستاهای قلعه ممی کاه، گردِبشه).
سرزمینهای بختیاری از طرفی شهر سمیرم در استان اصفهان تا شهر درود در استان لرستان و از طرفی دیگر از شهرستان رامهرمز در استان خوزستان تا شهر داران در استان اصفهان را در بر میگیرد. سرزمینهای بختیاری به دو بخش ییلاقی و قشلاقی تقسیم میشود. محل سکونت ییلاق و قشلاق ایل چهارلنگ به دو بخش تقسیم میگردد. بخش ییلاقی یکی در محدوده ء شهرستان فریدن تا شهرستان درود و دیگری از شهرستان سمیرم تا لردگان میباشد. بخش قشلاقی نیز یکی در محدوده ء شهرستان دزفول (که متعلق به ساکنین بخش فریدن و درود) و دیگری در محدوده ء شهرستانهای ایذه و رامهرمز (متعلق به ساکنین بخش سمیرم و لردگان) میباشد. مرکز منطقه ییلاق یکی آخوره (فریدون شهر امروزی) و دیگری سمیرم و مرکز منطقه قشلاق یکی ایذه و دیگری رامهرمز بودهاست. خوانین ایل چهارلنگ در بخش ییلاقی در منطقه ء آخوره (فریدون شهر) و در بخش قشلاقی در محدوده ء ایذه بودهاست.
محل سکونت ایل هفت لنگ در بخش ییلاقی در محدوده ء شورآب، تنگه گزی و دامنههای زرد کوه تا اَردَل به مرکزیت شهرستانهای کوهرنگ(چلگرد) و اردل و در بخش قشلاق در محدوده ء اندکا و مسجد سلیمان امروزی به مرکزیت اندکا میباشد. در تاریخ معاصر (دوران قاجار) خوانین ایل هفت لنگ بختیاری که از قدرت و شوکت بیشتری برخوردار شده بودند، در منطقه ء ییلاقی، چوغاخور و در منطقه ء قشلاقی، ایذه و قلعه تـُل را مقر حکومتی خود قرار داده بودند.
ویرایش
ویژگیهای فرهنگی
بختیاری همراه با سنتها و شیوههای خاص زندگی، به تنهایی یکی از جاذبههای بینظیر و چشمگیر منطقهٔ بختیاری است. زندگی ایلی با الگوی سکونت و آداب و رسوم ویژه، مورد علاقهٔ گردشگران داخلی و خارجی است. این جاذبه علاوه بر آن که بازدیدکنندگان عادی را به سوی خود جلب میکند، میتواند مورد توجه دانشجویان و دانش پژوهان علوم اجتماعی و انسانی قرار گیرد.
یکی از دیدنیهای جالب توجه استان چهارمحال و بختیاری کوچ ایل بختیاری است. اگر چه در دهههای آغازین قرن حاضر گروههای بسیاری از ایل بختیاری نیز همانند سایر ایلات و عشایر ایران ” تخته قاپو“ (یکجانشین) شدند، اما هنوز هم بخشی از ایل، کوچرو و متحرک است. کوچروهای بختیاری، زمستان را در دشتهای شرق خوزستان و تابستان را در بخشهای غربی منطقه چهارمحال و بختیاری به سر میبرند. آنها هر ساله از اواخر اردیبهشت ماه از پنج مسیر گوناگون همراه با مبارزهای خستگی ناپذیر با سختیهای طبیعت، ضمن عبور از رودخانهها، درهها و پشت سر گذاشتن بلندیهای زرد کوه در مناطق معینی از دامنههای زاگرس پراکنده میشوند و قریب سه ماه در این منطقه میمانند و با چرای دامها در مراتع سرسبز به رمهداری سرگرم میشوند. نحوه معیشت و زیست، الگوی سکونت و باورها، سنتها و آداب و رسوم از جمله جاذبههای دیدنی این شیوه زندگی است. به مسیرهای کوچ در اصطلاح ایلراه میگویند که شامل ایلراههای دزپارت، تاراز، هزارچمه، کوه سفید و تنگ فاله است.
قالیها و دست بافتههای بختیاری در تمام جهان مشهور و بازار خوبی دارند. همچنین بختیاری سرزمین شیرهای سنگی است که نخستین بار توسط محسن فارسانی مورد مطالعه علمی قرار گرفتند. وی همچنین فیلم مستندی در باره شیرهای سنگی به نام «برد شیر» ساختهاست. همچنین بایستهاست در راستای حفظِ ضربالمثلهای بختیاری نیز تلاشهای سودمند بیشتری صورت گیرد تا این میراث تجربی گذشتگان نیز برای آیندگان برقرار ماند.
-
سرنا و کرنا و کوس (طبل) و سازهای بادی کوچکتر از سرنا و کرنا است. (طایفه) توشمال که سرپرستی موسیقی را در ایل بر عهده دارند اکنون هم در مجالس عروسی هنرمندی خود را به نمایش میگذارند.
مراسم سوگواری
مراسم سوگواری در میان بختیاریها اهمیت خاصی دارد و همراه با مراسم پرسوز و گدازی برگزار میشود که احتمالاً نشانه انس و الفت و همبستگی ژرفی است که میان آنها وجود دارد. این اهمیت هم در عزاداریهای مذهبی و هم در عزاداریهای خصوصی به بارزترین شکل مشهود است.
برگزاری مراسم عزاداری خانوادگی نیز جالب توجهاست. در ایل بختیاری وقتی کسی فوت کند، ایل یکپارچه غرق غم و ماتم میشود و لحظهای صاحب عزا را رها نمیکنند. چوقا از تن بیرون میکنند و لباس سیاه میپوشند. بعد از غسل متوفی، سید همراه ایل، سید پیر شاه یا سید امامزادههای اطراف مسیر و مکان کوچ و استقرار را خبر میکنند تا بر مرده نماز میت بگذارند و سپس مرده را به خاک میسپارند. خاک که گودی گور را پر کرد، مردها در فاصله دور میایستند و زنهای ایل به دور گور حلقه میزنند، گریه سر میدهند و همراه با مرثیه که گاگریو گفته میشود به شرح حال زندگی مرده میپردازند. در این هنگام تُشمالها آهنگ غم انگیزی به نام چپی مینوازند. بعد از این مراسم خیرات شروع میشود. صاحب عزا چادر سیاهی بر پا میکند، مردم ایل تیره به تیره، طایفه به طایفه، برای دلداری صاحب عزا میآیند و سرباره میآورند. سرباره مخارج عزاداری صاحب عزا را کاهش میدهد. این مراسم تا یک سال به طول میانجامد، چرا که شاید تیره یا طایفهای در مسافتهای دور باشد و یا امکان حضور به موقع پیدا نکرده باشد.
وقتی کلانتر یا یکی از سرشناسان ایل بمیرد نیز مراسم خاصی انجام میشود. بدین ترتیب که زین و برگ اسب یا اسبانی را با پارچه سیاه میپوشانند و بر گردن اسب نیز پارچههای رنگین که یک سر آن بر زین و سر دیگرش روی پیشانی اسب است به بند دهنه میبندند، سپس اسب را در حالی که دهنه آن به دست یک نفر است در محوطه امامزاده میگردانند. این پارچه را «یال پوش» میگویند. چوقا و تفنگ متوفی را نیز روی اسب میبندند. بختیاریها معمولاً بر سر مزار جوانان، پهلوانان و بزرگان خود شیر سنگی قرار میدادهاند.
عزاداری برای ائمهاطهار به ویژه در ماه محرم همانند همهٔ نقاط ایران باشکوه برگزار میشود. شیوه اجرای مراسم تقریباً همانند سایر نقاط ایران است. دستههای زنجیرزنی، سینهزنی و حضور در مراسم مساجد و تکایا از جمله جلوههای برگزاری اینگونه مراسم است.
گویش بختیاری
گویش بختیاری یکی از گویشهای لُریتبار یعنی از دسته جنوب باختری زبانهای ایرانی است. گویشها و زبانهای لُریتبار عبارتاند از فیلی، لکی، بختیاری، لری جنوبی، و کومزاری.
همواره در زمانهای گذشته، دیوارهای بلند و دشوار گذر زاگرس مانع از نفوذ اقوام مهاجم به درون منطقهٔ بختیاری بودهاست. بنابراین زبان ایل بختیاری تا قبل از گسترش رسانههای همگانی و مدارس ملی تقریباً دستنخورده و بکر مانده بود اما امروزه براثر آسانی ارتباط با شهر و پایتخت، گویش بختیاری نیز مانند لهجهها و گویشهای دیگر به سرعت در حال دگرگونی و نزدیک شدن به فارسی رایج است.
نسل امروز بختیاری (بهویژه ساکنین شهرها و اسکانیافتگان) در طول کمتر از نیم قرن نه تنها خیلی از اصطلاحات و واژههای پنجاه سال پیش بختیاری را استفاده نمیکنند؛ بلکه معنای آنها را نیز نمیدانند و یا فراموش کردهاند. گفته میشود در طی سالهای گذشته که بختیاریها بسوی شهرنشینی و پراکندگی رفتهاند در حدود دوهزار واژه کهن از آنان نابود شدهاست.
گویش بختیاری به طور کلی به چهار دسته تقسیم میشود:
-
گویش بخش خاوری که تحت تأثیر لری کوهگیلویه واقع شدهاست.
-
گویش منطقه جنوبی که تحت تأثیر گویش طایفهٔ بهمئی بودهاست.
-
گویش منطقه چهارلنگ.
-
گویش بخش میانی که هر دو گویش نسبتاً کمتر تحت تأثیر قرار گرفتهاند؛ بر خلاف تصور افراد ناآشنا، گویش لُری بختیاری با گویش لری (خرم آبادی) تفاوتهای بسیاری بهویژه از نظر تلفظ دارد. اما از نظر ادبیات و به ویژه ضرب المثلها و زبانزدهای بومی بین تمام زبانهای لری اشتراکات زیادی وجود دارد
تن پوش بختیاری
تن پوش زنان بختیاری
پوشش زنان:
۱. پوشش سر"لچک و مینا: لچک کلاهی است که زیر مینا استفاده و با انواع سکههای قدیمی، مروارید، سنگ و پولک تزیین میشود و انواع گوناگون دارد. سیخکی، ریالی، صدف، که رایج ترین آن ریالی میباشد که از سکههای قدیمی استفاده میشود.
۲. مینا: روسری از جنس حریر و ابعاد بسیار زیاد به شکل مستطیل است که بهصورت بسیار ویژهای به سر میکنند. مینا را با سنجاق محکم توسط بندی از یکسوی لچک بهسوی دیگر آن از پشت سرشان میآویزند که به آن سیزن گفته میشود و بعد موهای جلوی سر را تاب میدهند و از زیر لچک بیرون میآورند و در پشت مینا پنهان میکنند وآن موها را ترنه مینامند و با مهرههایی با رنگهای گوناگون آن را تزئین میکنند که جلوهای خاص به زیبایی مینا میدهد.
۳. تنپوش زنان بختیاری پیراهنی است به نام جومه یا جوه این پیراهن معمولاً دو چاک در اطراف کمر دارد و تا پایین کمر میرسد و زیر آن دامن بسیار پرچینی به نام شولارقری میپوشند که برای تهیه آن گاه از ۸ تا ۱۰ متر پارچه استفاده میشود.
۴. جلیقه (جلیزقه) روی پیراهن پوشیده میشود که از جنس مخمل است. همچنین زنان بازوبندی (بازیبند) نیز بدست میکنند که با مهرههای رنگی و سنگ تزیین میشود. البته استفاده از آن خیلی عام نیست و بیشتر در عروسی پوشیده میشود.
۵. پوشش پایین تنه از شلواری معمولی و گیوه استفاده میشود.
رنگ لباس زنان بختیاری الهام گرفته از طبیعت است. زنان و دختران جوان در رختهای خود از رنگهای روشن استفاده میکنند و رنگ لباس خانمهای مسن به دلیل احترام به سن و سال آنها تیرهاست.
پوشش مردان:
۱. سرپوش مردان بختیاری کلاهی نمدی است به رنگهای مشکی، قهوهای روشن و تیره و سفید که به آن کلاه خسروی هم گفته میشود. در ابتدا خوانین کلاه سفید رنگ خسروی بسر میگذاشتند اما بعد از اینکه رضا شاه آنان را تخت قاپو کرد آنان را نیز از پشیدن لباس بختیاری نیز منع کرد، به همین دلیل به مرور زمان کلاه سفید جای خود را به کلاه سیاه مردم عادی داد. امروزه دیگر کودکان کلاه سفید خسروی بسر میگذارند. کلاه خسروی همانطور که از نامش پیداست، طرحش از کلاه خسروان، پادشاهان ساسانی است که این خود نشان دهندهٔ قدمت تاریخی فرنگ منطقه میباشد.
۲. در ابتدا مردان بختیاری بالاپوشی به نام قـَبا داشتند که از کنار چاک داشت و هینطور از آستینهای فراخی برخوردار بود، اما بعد منع لباس توسط رضاشاه، بالا پوشی بنام چوقا که راعیت آنرا میپوشید متداول شد که دست باف زنان عشایر است. چوقا از پشم بز به دو رنگ سیاه و سفید تهیه میشود و خاصیت ضد باران دارد، گرما را در زمستان نگهمیدارد و در تابستان رطوبت و خنکی را حفظ میکند. نقشهای چوقا، ستونهایی کوتاه و بلند هستند و طرح این ستونها رااز ساختمانهای دوره هخامنشی میدانند. قبا برگرفته از طراحی اشکانی است.
۳. برای پوشش پایین تنه از شلواری به رنگ مشکی استفاده میگردد که شلواری گشاد و بسیار آزاد است. در این سالهای اخیر به دلیل استفاده از محصولات پارچهای کارخانه دبیت منچستر انگلستان به آن شلوار دبیت نیز گفته میشود. پوشش پا گیوهاست که در تابستان رطوبت و خنکی را حفظ میکند و در زمستان گرما را نگه میدارد. از مجسمه برنزی که در ایذه مالمیربختیاری کشف گردیده( مجسمه مردشمی درموزه ایران باستان "همان مجسمه بلندقامت که یک دست ندارد)، چنین بهنظر میرسد که این شلوار نیز از البسهٔ دوران اشکانی باشد
هفت لَنگ
شامل چهار طایفهٔ دورکی، بهداروند، بابادی و دینارانی است.
خانوادهای خوانین بختیاری از جمله ایلخانی، حاج ایلخانی و ایل بیگی از طایفهٔ زراسوند و متعلق به ایل دورکی میباشند. البته باید به این نکته نیز اشاره داشت که جد آنان حیدر معروف به حیدر کور،ازخانزادگان طایفهٔ صاد از ایل پاپی جنوب لرستان بود. وی بدلیل اختلافات خانوادگی به طایفهٔ زراسوند پناهنده شد و بر اثر لیاقتی که از خود نشان داد، داماد شهباز خان زراسوند گردید که بعد از فوت وی به کلانتری ایل منصوب شد.(صفویه) بنا بر روایاتی ایل پاپی قبل از آن هم خود منشعب از بختیاری بوده اند. که ورود حیدر خان به طایفه زراسوند به نوعی بازگشت به دامان قبیله اصلی خود بوده است .
چهار لَنگ
شامل چهار طایفهٔ محمودصالح (ممصالح)، زلقی (زلکی) ، مَیوند (ممیوند) و موگویی هستند.
در دوران میر جهانگیر خان مقارن با حکومت صفویه، قوم بختیاری به دو ایل هفت لنگ و چهار لنگ تقسیم گردید. اما در بیشتر اوقات فرمانروایی کل ایل بدست طوایف هفت لنگ بودهاست. یکی از آن خوانین محمد تقی خان چهار لنگ از طایفهٔ کیان ارثی، فرزند علی خان بود که مدتی از زمامداری وی در بختیاری مقارن با سلطنت نادر شاه افشار بودهاست. از وی قلعهای در نزدیکی باغملک (ایذه) بجا مانده که بنام «قلعه تـُل» معروف است. و دیگری علیمردان خان چهار لنگ فرزند علیقلی خان چهارلنگ و مادرش بی بی مریم (خواهر نجفقلی خان صمصام السلطنه) نوهٔ حسینقلی خان، ایلخان بختیاری بود. بعد از مجزا شدن ایل چهارلنگ از ایل هفت لنگ در سال ۱۳۰۲ وی به ایلخانی چهارلنگ رسید. علیمردان خان در تایخ ۱۷ آذر ۱۳۱۷ بدستور رضا شاه اعدام گردید.
عرب بختیاری
عربهایی را میگویند که در مجاورت بختیاریها زندگی میکنند، با ایشان وصلت کردهاند و از نظر رسم و رسوم و زبان و... اشتراکات زیادی با بختیاریها پیدا کردهاند. اما در اصل، بختیاری نیستند و به آنان بنام عرب کمری میشناسند. در حقیقت عرب کمریها اعرابی هستند که اصطلاحاً در کوه و کمر زندگی میکنند و وجه تسمیه ایشان نیز میتواند همین باشد. ایشان از طایفهٔ عرب از نژاد قهاوی هستند و از طایفهٔ بنی طرف منشعب شدهاند. به گفتهٔ سالمندان و معمرین، اعراب کمری در زمان حبیب الله خان و جعفرقلی خان دورکی به منطقهٔ بختیاری آمدهاند. به همین دلیل به مرور زیر شاخهٔ طایفهٔ دورکی قرار گرفت.
زبان ایشان در اصل عربی است که به عربی عراق بیشتر نزدیک است تا اعراب خوزستان و به مرور زمان با گویش بختیاری ترکیب شدهاست و اصطلاحاتی ویژهٔ خود پیدا کردهاست. طوری که فهم آن هم برای اعراب و هم برای بختیاریها ممکن نیست. مثلاً: اصطلاح «چطور هستی؟» که در احوال پرسی به کار میرود به لهجهٔ عرب کمری میشود «چی چینَک» در حالی که همان به لهجهٔ عربهای خوزستان و همچنین عربهای عراق میشود «اِشلونک». اما عبارت «تخم مرغ» به لهجهٔ عرب کمری میشود «بیاض» که عراقیها نیز همین اصطلاح را به کار میبرند در حالی که به لهجهٔ عربهای خوزستان میشود «دحرویت». همچنین تلفظ «ج» که اعراب خوزستان در بیشتر کلمات آن را به «ی» تبدیل کردهاند مثل «ریل» به جای «رجل» یا «دیایة» به جای «دجاجة» اما عرب کمریها همچنان «ج» را تلفظ میکنند.
عرب کمریها معمولاً هم به گویش بختیاری و هم به لهجهٔ عرب کمری و گاهی نیز به عربی خوزستانی تسلط کامل دارند. عرب کمریها به دیگر اعراب خوزستان، اصطلاحاً عرب بَرّی میگویند عرب برّی یعنی عربهایی که در برّ یا زمین مسطح زندگی میکنند.
تعریف چهارلنگ و هفت لنگ
براساس سنتی که در ایل وجود داشتهاست، گردش حکومت بهوسیله مالیات سرانهای بودهاست که از دامداران میگرفتند و اقتصادِ حکومت خانها براساس همین مالیات بود. این مالیات بر اساس میزان تولید فرآوردههای دامی به نوع مراتع و وسعت آن و شمار دام و شمار نفراتی که در ایل قدرت کارایی در امر تولید دام و پرورش آن را داشتهاند، بستگی داشتهاست. همه بختیاری از لحاظ گرفتن مالیات به دو بخش تقسیم میشد:
از یک بخش که دام زیادتر و مراتع بهتر داشتهاند مالیات بیشتری دریافت میشد و از بخش دیگر مالیاتِ کمتر. واحد گرفتن مالیاتِ دامی در ایل، بر حسب مادیان تعیین میشد. برای هر راس مادیان، سالانه مقداری پول از ۱۰ ریال تا ۳۰ ریال به معیار آن زمان دریافت میکردند. جدول اخذ مالیات به شرح زیر بودهاست:
۴راس گاو = یک راس مادیان = ۱۰ ریال مالیات
۴راس خر = یک راس مادیان = ۱۰ ریال مالیات
۱راس مادیان = یک راس مادیان = ۱۰ ریال مالیات
چون یک راس مادیان برابر واحد گرفتن مالیات دامی به معنی چهارلنگ محسوب میشده، افراد این منطقه که مشمول پرداخت این نوع مالیات بودند به چهار لنگ معروف شدند. گروه دیگر که قدرت مالی بیشتر داشتند همین مقدار مالیات را به اندازه هفت لنگ مادیان میدادهاند یعنی دوراس مادیان(هشت لنگ) منهای یک لنگه یعنی هفت لنگ مادیان میدادهاند . روی این اصل مردم این منطقه به نام هفت لنگ معروف شدند. جدول زیر این طبقه بندی را نشان میدهد:
۷راس گاو = یک مادیان = ۱۰ ریال مالیات
۷راس خر = یک مادیان = ۱۰ ریال مالیات
۱راس مادیان + سه لنگ مادیان = ۷لنگ مادیان = ۱۰ ریال مالیات
در مورد همین مالیات گرفتن، خانها به دلایل سیاسی در خود ایل و نزدیکی و دوری طایفهها به خانها، بین طوایف فرق میگذاشتند و به بعضیها امتیازاتی میدادند. گرفتن مالیات توسط کلانتران ایل انجام میگرفت و درعوض خود این کلانتران از پرداخت مالیات معاف بودند.
تقسیمات درون-ایلی بختیاری به ترتیب به این صورت است: طایفه، تیره، تش، اولاد، مال و خانوار.
کباب بختیاری
یکی از کبابهای سنتی و مشهور ایرانی است، که برای تهیه آن از راسته گوسفندی یا فیله گوساله، و سینه مرغ استفاده میشود. برحسب سلیقه میتوان بجای سینه مرغ از فیله ماهی استفاده کرد.
گاگریو
معانی
-
گاگریو از دو بخشِ گا بمعنی گاهی و گریو به معنی گریه کردن ساخته شده و سرهم به معنای گاهی گریه کردن است.
-
اگر گا را بمعنی گوی و گفتن و گِریو را بمعنیِ گریستن بدانیم، سرهم بمعنی گفتن و گریستن است. یعنی مراسمی که در آن میگویند و می گریند.
محتوا
گاگِریو ها شعر هستند و در دستهٔ اشعار بختیاری جای میگیرند. این اشعار عمدتا در مراسمِ عزاداری بختیاری ها و بیشتر توسطِ زنان خوانده میشود اما امروزه با گسترش و دگرگونی وضعیتِ اجتماعی و ساخت مساجد و امکاناتِ صوتی، مردان نیز گاها به خواندنِ گاگریو روی میآورند.
گاگریو ها معمولا با توجه به خصوصیاتِ فردِ در گذشته و توسط زنان بشکلِ فی البداهه خوانده میشوند و معمولا با تغییرِ نام و کلمات، شعر را بگونهای متناسب با وضعیتِ درگذشته می خوانند. مضمونِ این ابیات شرحِ خوبی، مِهر، میهمان نوازی، سوارکاری، تیر اندازی، شجاعت و رشادتِ شخصِ درگذشته است. همچنین زنانِ در گذشته نیز به صفاتِ پاکدامنی ، مهمان نواری، تلاش در خانه و مضامینی از این دست ستوده میشوند.
وزن گاگریوها
در گاگریوها وزن و قافیه معمولا رعایت میشود. هرچند که گاهی یک مصرع نسبت به مصرعِ پیشینِ خود، یک یا چند هجا بیشتر یا کمتر دارد. اما معمولا وزن و قافیه در این اشعار بخوبی رعایت میشود. بطور خلاصه میتوان گفت که بیشترِ زنانِ بختیاری طبعِ شعر داشته و اشعاری را به شخصِ درگذشته نسبت داده و با همخوانی و بشکلِ گروهی، با سوز و گدازی خاص می خوانند.
رسومات
محورِ همهٔ اشعارِ گاگریو، غم و عزاست. در آغازِ خواندنِ گاگریو، رسم بر اینست که یکی از زنانِ سرشناس و "بی بی" های ایل شروع به خواندنِ بیتی از گاگریوه میکند و همهٔ زنان نیز با وی همنوا میشوند و آن بیت ، بیتِ ترجیعی می ماند که زنان پس از خواندنِ هر چند بیتی آن بیت را دوباره تکرار میکنند. معمولا پس از خواندنِ چهل بیت یا کمتر، زنِ دیگری خواندنِ اشعار و تکرارِ آنها را بعهده میگیرد و زنانِ دیگر نیز با وی همنوا شده و این کار در مجالسِ ترحیم ممکنست ساعتها به درازا بیانجامد.
انواع گاگریو
گاگریو ها با توجه به محتوای آنها به چند دسته تقسیم میشوند:
-
گاگریوهایی که در وصفِ اندام و جسمِ فرد در گذشته است.
مانند:
ای جَوون کُر جاهلی لَو قاغذِ نو
َار دَدوت سیت بمیره مَیَر که چِ بوو
-
گاگریو هایی در وصفِ ایمان و نیکی های اخلاقیِ فردِ درگذشته.
اَوِ رو به جمجمه نیده گُدارُم
دَسومِه به کَس نیدُم غیرِ بِرارُم
به غَریوی نیرِوُم ترسُم بمیرُم
مرده شور نامحُرمِه گورُم زِ مَردُم
اُشو که آقام اِره به چادر پوش
چی بلبل حرف اِزَنِه خانا گِرن گوش
-
گاگریوهایی در شِکوه از روزگار و فلک و چرخِ گردون.
ای خدا کارِ تُنِه کارِت مَوو راسد
کِردی وُرم کاری که دشمنون خاسد
نرمه نرمه بزنین کَلند به مزارا
تا بِنیَرُم چه کنه خدا زِ بالا
-
گاگریوهایی که حالتِ سیاسی داشته اند و درباره کسانی سروده میشوند که بحکمِ حکام کشته میشوند.
شیرهای سنگی
مجسمههایی هستندکه درگذشته توسط سنگ تراشها به شکل شیر تراشیده میشدند و اغلب، آنهارا بر روی قبر افراد شجاع و دلیر ایل بختیاری قرار میدادند.
در گویش بختیاری به این مجسمهها برد شیر میگویند. منطقه بختیاری سرزمین شیرهای سنگی است این مجسمههای شیری هنوز در قبرستانهای قدیمی بختیاری دیده میشوند.
شهر هفشجان درگذشته یکی از مراکز مهم شیرتراشی بودهاست و اکنون تعدادی از سنگ تراشهای قدیمی در هفشجان در قید حیاتند. شیرهایی که در قبرستانهای هفشجان باقی ماندهاست، از زیباترین و خوش نقشترین شیرهای سنگی محسوب میشوند.
سید جیکاک
سرهنگ«جیکاک» مأمور اطلاعاتی بریتانیا، در طی جنگ جهانی دوم و پس از آن در ایران نقش زیادی را در جهت منافع کشورش ایفا نمود. جیکاک با خاتمه جنگ جهانی دوم به استخدام شرکت نفت ایران و انگلیس درآمد. می گویند که حکومت واقعی مناطق نفت خیز در دست او بود.جیکاک اغلب اوقات خود را در میان عشایر بختیاری می گذراند و با توجه به استعداد خارق العاده خود در یادگیری زبان در مدت بسیار کوتاهی توانست زبان فارسی و از آن مهم تر گویش بختیاری را همچون زبان مادری خود یادبگیرد . به حدی که تشخیص او از غیر بختیاری ها بسیار مشکل بود . خصوصاً اینکه با شگرد های خاص تفاوت ظاهری خود را نیز بوسیله گریم های مداوم با چهره بختیاری ها به حداقل می رساند و البته چنانچه حکایت می کنند آنقدر بر زبان و گویش و تاریخ و فرهنگ بختیاری مسلط بود که چنانچه کسی نیز می خواست از ظاهر او به خارجی بودنش مشکوک شود با صحبت کردن و روبرو شدن با اطلاعات او یقین پیدا می کردند که وی بختیاری است ! جیکاک علاوه بر قدرت فوق العاده اش در زمینه یادگیری و تطبیق با محیط برگ برنده دیگری نیز داشت و آن شوخ طبعی ذاتی وی بود !
نام جیکاک برای مردم مناطق نفت خیز جنوب و خصوصاً مردم مسجدسلیمانی ها و عشایر بختیاری نامی آشناست . نامی که به نمادی در نیرنگ و حیله گری آنهم از نوع انگلیسی تبدیل شده و حتی امروز نیز معمولاً به کسانی که به نیرنگ و مکر و حیله و البته سیاستمداری از نوع خاص کلمه مشهورند لقب جیکاک می دهند !
جیکاک در راه جلوگیری از ملی شدن صنعت نفت تمام تلاش خود را بکار برد. او علاوه بر تشویق بختیاری ها به بی توجهی به ملی شدن صنعت نفت، کوشش نمود تا در کار هیئت خلع ید از شرکت نفت ایران و انگلیس خلل ایجاد نماید. به گفته ی حسین مکی به هنگام عزیمت هیئت خلع ید به آبادان، جیکاک تصمیم گرفت عده ای را تحریک کند تا اتومبیل اعضای هیئت را از روی پل بهمن شیر به داخل رودخانه بیندازد اما این توطئه ناکام ماند. سرانجام دولت ایران که به کارشکنی و اخلال جیکاک در امر ملی شدن صنعت نفت پی برده بود وی را از ایران اخراج نمود.
حکایتهای زیادی از حضور سرهنگ جیکاک که بعدها به "مستر جیکاک" و در اواخر حضورش در ایران به "سیدجیکاک" معروف شد نقل می شود که در زیر چندتاشون را میارم:
1- جیکاک در اوایل حضورش در شرکت نفت ایران و انگلیس به عنوان سرپرست یک دکل حفاری مشغول به کار شد. یکروز یکی از کارگران محلی از بالای دکل به زمین افتاد و درجا مرد. افراد محلی که از فوت فامیلشان به شدت عصبانی بودند و جیکاک را مسئول این واقعه می دانستند بسوی او حمله کردند. جیکاک که مرگ را در یک قدمی خود میدید ناگهان به سمت دکل حفاری حمله ور شد و شروع کردن به زدن دکل با مشت و لگد. مردم محلی که شگفت زده بودند ناگهان ایستادند جیکاک که مردد شدن مردم را دید و فهمید انگار نقشه اش گرفته شروع کردن با سر کوبیدن به دکل و فحش دادن که " نامرد تو برادرم را از گرفتی" و از این گونه صحبتها... نقل می کنند که چند دقیقه بعد مردم دوباره به سمت جیکاک دویدند ولی اینبار نه برای زدن و انتقام گرفتن بلکه برای دلداری دادن به او و جلوگیری کردن از کوبیدن سرش به دکل!
2- از دیگر حکایات جیکاک عصای معروف است که با آن معجزه می کرد و وقتی آنرا به بدن کسی می زد به آن شوک عجیبی منتقل می شد! جیکاک مدعی بود عصای او بهترین وسیله برای تشخیص حلال زاده بودن افراد است و با همین شگرد بسیاری از کسانی را که به دلیل مختلف می خواست از وجهه اجتماعی و قدرت بیندازد ، تخریب می کرد ! بعد ها فاش شد که در عصای معجزه آسای مستر جیکاک جز یک پیل خشک الکتریکی و یک مدار ضعیف انتقال برق هیچ چیز وجود نداشته و جریان ضعیف برق باعث انتقال شوک الکتریکی به افراد نگون بختی می شده که مستر جیکاک هنگام تماس عصا با آنها ، دکمه وصل جریان را فشار می داده !!
3- در مجلسی او حاضران را دروغگو معرفی می کرد و هنگامی که قرار بر اثبات شد، کبریتی روشن کرد و گفت: هر کس راست بگوید این کبریت ریشش را نمی سوزاند. اول کبریت را به ریش خود گرفت که نسوخت سپس ریش تمام افراد ساده لوح حاضر را سوزاند . به آنها قبولاند که دروغ گفته اند و البته بعد ها مشخص شد که ریش او مصنوعی و نسوز بود .
4- اقدام بعدی جیکاک پوشیدن لباس روحانیت و عمامه گزاری وی بود! جیکاک مجلس وعظ و منبر برپا میکرد و آخرش هم روضه امام حسین میخواند و وسط روضه موقعی که همه داغ می شدند ناگهان عمامه خود را به درون آتشی که وسط مجلس بود پرتاب میکرد! از بند قبل علاقه جیکاک به پارچه نسوز را بیاد دارید . عمامه نمیسوخت و جیکاک آنرا به عنوان معجزه خود بیان میکرد و ادعای سید بودن میکرد! در ضمن او هیچکس را هم به سیدی قبول نداشت چون عمامه آنها در آتش میسوخت! از اینجا بود که او به "سید جیکاک" معروف شد..
5- به هنگام ملی شدن صنعت نفت، جیکاک یا به قولی سید جیکاک با گشت و گذار میان عشایر بختیاری این شعار را به گویش بختیاری برای آنها طرح نمود : "تو که مهر علی من دلته نفت ملی سی چنته"
"یعنی تو که مهر علی را در دل داری برای چه به دنبال ملی شدن نفت هستی"
بعضی از عشایر بختیاری زندگی خود را رها کرده و با تشکیل دسته جات متعدد و درست کردن پرچم و علم های گوناگون علی علی گویان به امامزاده ها رفته و طلب عفو می کردند
توشمال

ساكنان سرزمين بختياري ازاصيل ترين وقديمي ترين اقوام ايراني وازبزرگترين ايل هاي ايران هستند ومهمترين جامعة عشايري ايران راتشكيل مي دهند.درتقسيم بندي متداول كشوري سرزمين بختياري بخش هايي ازشش استان چهار محال وبختياري كهگيلويه وبوير احمد اصفهان فارس لرستان وخوزستان رادربرمي گيرد. دواستان چهار محال وبختياري وكهگيلويه وبوير احمد محل سكونت عمدة ايل هاي بختياري وسرزمين اصلي بختياري است .اين منطقه ازشمال شرقي به استان اصفهان (شهرهاي داران وخوانسار ) ازشمال غربي به استان لرستان (شهرهاي اليگودرز و…) ازمغرب به استان خوزستان (شهرهاي دزفول شوشتر ايذه ومسجد سليمان ) وازجنوب شرقي به استان فارس (منطقه نورآباد وممسني ) محدود است. هنوز بخش مهمي ازايل هاي بختياري كوچ نشين اند وقشلاق آنها معمولاٌ بخشي ازاستان خوزستان وييلاق شان اغلب استان چهار محال وبختياري است .
ايل بختياري به دوشاخة بزرگ هفت لنگ وچهار لنگ تقسيم مي شود. شاخة هفت لنگ بيش تر دراستان چهار محال وبختياري زندگي مي كنند وبه طايفه هاي متعددي ازجمله دوركي بهداروند (بختياروند ) ديناراني باب بابادي سه دهستاني وجانكي تقسيم مي شوند. شاخة چهار لنگ نيز به طايفه هاي متعددي مانند محمد صالحي موگويي كندل زو- ميموند وزلكي تقسيم مي شوند.
زبان بختياري ازشاخه هاي اصيل زبان پارسي قديم است كه بسياري ازپژوهشگران ريشه آن رادرزبان پهلوي باستان ياٿته اند. فرهنگ بختياري بسيار گسترده ومتنوع است گستردگي وتنوع اين ٿرهنگ هم به دليل قدمت اين قوم است وهم به دليل وسعت جغراٿيايي قلمروسرزمين بختياري فرهنگ بختياري ضمن داد و ستد با فرهنگ هاي مجاورتوانسته است ماهيت اصلي خويش رادر طول زمان حفظ نمايد موسيقي بختياري درمنطقه جنوب غربي استان كهگيلويه وبوير احمد ونيز ممسني ونورآباد دراستان فارس تاحدي متاثر ازموسيقي قشقايي است .دراين منطقه نقارة قشقايي جايگزين دهل بختياري شده است. درعين حال بسياري ازنغمه هاي بختياري ازطريق همين مناطق ( كه معمولاٌ مسير حركت مشترك دوايل بختياري وقشقايي بوده ) به موسيقي قشقايي راه يافته است .عنوان لري يا لري ممسني براي بسياري ازآوازهاو ترانه هاي مهاجر به ايل قشقايي نمونه اي ازاين داد وستد است. موسيقي نواحي غربي استان چهار محال وبختياري وبخش هايي ازسرزمين بختياري كه درجنوب غربي استان لرستان قرار گرٿته است نيز ازتأثيرات موسيقي لري وگاه لكي درامان نمانده است.بنابراين موسيقي شمالي ترين بخش سرزمين بختياري باموسيقي جنوبي ترين بخش آن تا حدودي باهم اختلافدارند اگر چه محورهاي اصلي اين موسيقي برجاي خود استوار مانده است.
به اين ترتيب درٿرهنگ بختياري شاهد انواع موسيقي .آيين ها وآداب رسومي هستيم كه هر كدام درنوع خود بسيار بااهميت اند .صرٿ نظر ازموسيقي محض ونيز ايين هاي شادي وعزا كه هيچ يك بدون موسيقي اجرا نمي شوند- آداب و رسوم بسياري هستند مانند هبرسه (كل اليكوسه = كل علي كوسه؟) يا مراسم طلب باران ونيز معجره ي سنگ كه با موسيقي پيوند دارند.
نوازندگان بختياري غالباٌ به توشمال معروف هستند .ظاهراٌ (توش ) به معناي توان وقدرت و(مال ) به معناي ايل آمده امادر زبان بختياري توشمال به معني بزرگ ايل است دربعضي ازمناطق بختياري بجاي توشمال ازعنوان هاي خطير مهتر ومير شكال استٿاده مي كنند درشهرها وبعضي ازروستاهاي چهار محل وبختياري بويژه شهر كرد وروستاهاي اطراف آن گاه به نوازندگان مطرب ولوطي هم مي گويند.
نوازندگان بختياري دودسته اند : گروهي كه نسل درنسل دركارنواختن سازهاي مختلٿ بوده واين هنر را از پدر و اجداد خود به ارث برده اند. اين گروه درچهار محل وبختياري اصطلاحاٌ به چكيده كار معروف هستند. گروه دوم- نوازندگاني هستند كه موسيقي رااز پدر وخانوادة خود به ارث نبرده اند وشخصاٌ به موسيقي پرداخته وان راآموخته اند .اين گروه درچهار محال وبختياري اصطلاحاٌ به چسبيده كار معروف اند.
بخش عمده اي از ٿرهنگ وموسيقي بختياري توسط توشمال ها حفظ شده ونسل به نسل تداوم يافته است. توشمال اگر چه هميشه دركنار ايل ودرغم وشادي همراه آن بوده است اما هميشه ازطبقة پست محسوب مي شده ومورد تحقير ايل بوده است .هر طايٿه وتيره اي توشمال هاي خاص خود راداشتند كه بطور دائم همراه ايل بودند واين نكته نشان دهندة اهميت توشمال ها درايل است كه هيچ مراسم وآييني بي وجود آنها شكل نمي گرٿت .توشمال ها بجز نوازندگي به كار هاي ديگري چون آرايش گري ختنه كردن وكشيدن دندان نيز مي پرداختند واغلب دردرون خانوادة خود ازدواج مي كردند.
موسيقي بختياري رانيز مي توان مانند موسيقي ديگر نواحي ايران ازجهات گوناگون به صورت هاي مختلٿ تقسيم بندي كرد.اما بخش هاي اصلي اين موسيقي عبارتند از موسيقي مجالس شادي وعروسي موسيقي مراسم عزاداري موسيقي كار وموسيقي حماسي

الف . موسيقي مجالس عروسي وشادي
ترانه ها برخي ازآوازها وموسيقي انواع رقص ها مشخص ترين انواع اين موسيقي هستند .ترانه ها اغلب توسط همة مردم ومشخصاٌ زنان ودختران توشمال خوانده مي شوند .درخواندن اين ترانه ها معمولاٌ حاضران خوانندگان راهمراهي مي كنند. دوالالي واسونك ها آهاي گل المان المان شيرين شيرين و سرو ازجملة اين ترانه ها هستند ترانة حنا حنا (ني ناي ) نيز ازترانه هاي نسبتاٌ منسوخ شده اي است كه معمولاٌ زنان آن رامي خواندند. رقص درايل بختياري نمادي حماسي دارد و نشانة اتحاد و همبستگي است .معروٿترين اين رقص ها عبارتنداز رقص چوبي سه پا پنج پا دستمال بازي رقص مجسمه تركه بازي يا رقص جنگنومه دررقص هاي سه پا ودستمال بازي زنان ومردان مي توانند باهم به اجراي رقص بپردازند اما رقص تركه بازي ياجنگنومه مخصوص مردان است .رقص دستمال بازي انواع مختلف يا مراحل مختلفي دارد كه شامل دستمال بازي عربي يلمبه ورقص معمولي است. بيش تر شركت كنندگان هنگام رقص ترانه هايي رانيز مي خوانند.
ب. موسيقي مراسم عزاداري
موسيقي عزاداري يا چمر به دوبخش وابسته به هم تقسيم مي شود كه شامل گاگر يوخواني وموسيقي مراسم كتل است .واژة گاگريويا گوگريو به معناي بگو بخوان گريه كن ونيز بساط وجايگاه گريستن است . اين مرثيه ها شرح دلاوري ها ورشادت هاي افراد ازدست رفته است كه بااوازي غمناك وعجيب اجرامي شوند. گاگريو نوعي آواز است كه ميان تك خوان وگروه بطور متناوب مبادله مي شود ومعمولاٌ زنان وندرتاٌ مردان آن رامي خوانند ومتن شعرهاي آن هجايي است . آوازهاي گاگريو بسيار كهن هستند وبررسي آنها مي تواند پيشينة گونه هايي ازآوازهاي آييني مذهبي ايران قديم راروشن كند دربعضي ازمناطق بختياري به جاي واژة گاگريو يا گوگريو ازواژه هاي اين سرو چي ونه دوندال يا دونگ دال استٿاده مي كنند به هر ترتيب اين مرثيه ها را معمولاٌ بانويي بزرگ زاده وخوش آواز شروع مي كند و حاضران به صورت گروهي اورا همراهي مي نمايند . درتوالي آوازها سرنا و دهل نيز به طور متناوب نواخته مي شوند. مراسم كتل نيز بخشي از مراسم عزاداري بختياري است .موسيقي اين مراسم آهنگ چپي (وارونه) است كه باكرناودهل نواخته مي شود. دراين مراسم اسب متوٿي را سياه مي پوشانند وتٿنگ وساير لوازم جنگي اورابه آن مي آويزند .يكي ازمردان ايل اسب رابه ارامي درميدانگاهي مي چرخاند وزنان ومردان با سروپاي برهنه به دنبال كتل حركت مي كنند وبه زاري مي پردازند مرگ هر فرد درهر سن وگروه اجتماعي سوگنامه خاص خود رادارد.
ج. موسيقي كار
كارهاي كشاورزي ودامداري درايل بختياري آوازهاي ويژه اي دارند وزن هرآواز معمولاٌ تابع حركت هاي آن كار معين ست .معروٿ ترين اين آوازها عبارتند از: مشك دوغ ( مشك زني ) كه توسط بانوان خوانده مي شود.برزگري ( برزگرونه ) هله هي (خرمن كوبي ) سر كوهي (سرصيادي ) كه آوازهاي مراسم شكار است وهي بربره كه آوازهاي چوپانان دربهار است.
د. موسيقي حماسي
صرف نظر ازاين كه فرهنگ وموسيقي بختياري درمجموع داراي مضمون حماسي وسلحشورانه است اما گاه اين مضمون دربخش هايي ازموسيقي اين منطقه جلوة بيش تري دارد.شاهنامه خواني يكي ازاين نمونه ها است .خواندن شاهنامة ٿردوسي كه گاه درايل به آن جنگ هٿت لشكر نيز مي گويند. از دير باز درمنطقه بختياري مرسوم بوده وگاه بروزن شعر هاي آن شعرهاي جديدي نيز سروده مي شده است .درقديم معمولاٌ قبل ازآغاز جنگ مجلس شاهنامه خواني برپامي شدوتانيمه هاي شب به درازا مي كشيد .به طور كلي انتخاب داستان درمجلس شاهنامه خواني يا تابع ضرورت واقتضاي مجلس ويا به خواست مردم بوده است درمنطقه بختياري گاه شاهنامه رابه همراهي ني مي خواندند.آوازهاي شاهنامه خواني درحوزة شاهنامه خواني مجلسي قرار مي گيرد. سرنا كرنا ني دايره دهل نقاره (فقط درنور آباد وممسني ) وكمانچه ازسازهاي رايج درمنطقة بختياري هستند. ظاهراٌ كمانچه قدمت زيادي درايل ندارد.بسياري ازتوشمال ها درچند دهة گذشته علاوه برنواختن سازهاي مذكور تار وتمبك نيز مي نواخته اند.