آيتالله احمدی فقيه يزدی:
امام صادق(ع) رابطه اجتهاد در فقه و اصول را با استفاده از منابع قرآنی تبيين كردند
گروه حوزههای علميه: مدرس سطوح عالی حوزه علميه قم با بيان اينكه امام صادق(ع) روشهای استنباط را با دقت به شاگردان خود آموزش دادند، بيان كرد: امام(ع) روش اجتهاد در فقه و اصول را با استفاده از منابع قرآنی بيان میكردند و به همين دليل مباحث تفسيری ظريف در لابلای روايات ايشان بسيار ديده میشود.
آيتالله محمدحسين احمدی فقيه يزدی، مدرس سطوح عالی حوزه علميه در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، در خصوص جايگاه علمی و معنوی حضرت امام جعفر صادق(ع)، تصريح كرد: هنگامی كه سخن از شخصيت والای امام صادق(ع) است، عمدتا از آنجا كه ايشان را معصوم میدانيم، كمتر به ابعاد مختلف شخصيتی، علمی و عملی حضرت در عرصههای گوناگون توجه میكنيم؛ از سوی ديگر اهل سنت، بيشتر آن حضرت را به عنوان راوی بزرگ میشناسند و به مباحث مرتبط با امامت اين امام بزرگوار توجه نمیكنند.
وی افزود: آنها ايشان را به عنوان يك راوی میپذيرند ولی توجه خاصی به بيانات و جايگاه امامت در عرصههای مختلف ندارند؛ به هر نحو فعاليت آن حضرت به حدی دامنهدار بود كه حتی دستور دادند كه خانه حضرت را آتش بزنند؛ ما بايد نسبت به افزايش آگاهی مردم نسبت به جايگاه علمی و عملی امام صادق(ع)، اقدام كنيم و آنان را با معارف اهل بيت(ع)، آشنا كنيم.
اين استاد حوزه علميه با بيان اين مطلب كه حضرت امام صادق(ع)، امام ششم شيعيان و شخصيتی كمنظير در ارائه علوم اسلامی و انسانی از جمله فقه و تفسير و اصول بودند، اظهار كرد: يكی از دلايلی كه در زمان ايشان، دايره علوم، توسط اهل بيت(ع)، مجال توسعه يافت اين بود كه، حضرت از خلأ قدرتی كه در حكومت اموی و به دنبال آن، در فاصله به قدرت رسيدن حكومت جديد، ايجاد شده بود، بهره بردند و مكتبی با عظمت را كه امروز مكتب شيعه، نيز به آن نام معروف شده است، را بنا نهادند؛ يكی از نكاتی كه بايد در اين جا به آن اشاره كرد، لفظ شيعه است كه از اين زمان، رنگ و بوی خاصی به خود گرفت و از آن به بعد نسبت به پيروان حضرت به كار برده میشد؛ عده بسياری سعی كردند كه اين مطلب (شيعه) را به جای ديگر ربط دهند، تا كلمه شيعه عنوان میشود، میخواهند آن را مقابل مذاهب ديگر عنوان كنند.
وی ادامه داد: در دوران امامت امام صادق(ع) آزادی بيشتری ايجاد شد و بيشتر احاديث فقهی كه تقريبا تبيين كننده مباحث قرآنی و الهی بود در زمان ايشان نقل شد و چون مذهب اهل بيت(ع) هم به همين معنا رايج شد به عنوان مكتب و مذهب شيعه جعفری، مطرح شد و از سوی ديگر از آن جا كه در مقابل اين مكتب، مذاهب ديگر نيز مطرح بودند، به مذهب اهل البيت(ع) شهرت يافت؛ زيرا احكامی كه اهل البيت(ع) برای مردم عنوان میكردند بلاواسطه از شخص پيامبر(ص) اكرم نقل میشد و مشی عملی حضرت را بيان میكردند؛ از آنجايی كه اهل بيت(ع) احكام را از پيامبر(ص) به شكل مستقيم نقل میكردند، اين احكام از نظر عقلی يقينآور بودند.
فقيه يزدی عنوان كرد: وقتی پيامبر اكرم(ص)، مقام اهل بيت(ع)، را همسنگ با قرآن قرار دادند و فرمودند كه دو ثقل گرانبها و يادگار نبوت من، عترت و اهل بيت(ع) و قرآن است، تأكيد داشتند كه مردم پس از ايشان به اهل البيت(ع) متمسك شده و از گمراهی دور شوند.
وی اظهار كرد: اوايل دوران امامت امام صادق(ع)، شرايط مساعدی پيش آمد ولی بعدها، مشكلات بسياری پيش روی امام، قرار گرفت؛ دوران امام صادق(ع) دورانی است كه انگيزههای قوی برای استفاده مردم از اهلالبيت(ع) و امام صادق(ع) ايجاد شد؛ زيرا مردم به اين مسئله رسيده بودند كه مطمئنترين مسير پيدا كردن مباحث الهی و فقهی، بهرهگيری از اين جايگاه است، به همين خاطر، بسياری از مردم و علمای آن دوران به خدمت حضرت رسيدند و در اين مكتب حضور يافتند؛ معنای مكتب شيعه، اتباع است و ياران امام صادق(ع)، را شيعه میناميدند؛ لفظ مكتب شيعه اسم خاص است و در زمان ايشان به عنوان پيرو اطلاق میشد و ياران امام علی(ع) و اهل بيت(ع)، شيعه ناميده میشدند كه اين لفظ تنها به دوستداران حضرت اطلاق نمیشد، بلكه معنی شيعه در آن زمان شاگردان و ياران حضرت بود.
اين استاد حوزه، تصريح كرد: اصحاب امام(ع) همواره در مشايعت حضرت بودند و آنان را شيعه میگفتند، چنانكه حضرات مقداد و ابوذر و سلمان كه از شيعيان امام علی(ع) و پيامبر(ص) بودند را شيعه میناميدند؛ از زمان پيامبر(ص) لفظ شيعه مورد استفاده بود ولی جنبه عمومی نداشت؛ در زمان امام صادق(ع) به خصوص اين جنبه، خاصتر شد و عدهای كه میخواستند، تابعان حضرت را به نامی خطاب كنند به آنها شيعه میگفتند؛ امام(ع) در اواخر دوران اموی و اوايل حكومت عباسی، مكتب اصيل اهل بيت(ع) را با احاديث فقهی كه بيشتر از رسول الله(ص) و اميرالمومنين(ع) يا با واسطه يا بی واسطه نقل میكردند، به مردم معرفی كردند؛ برخی از احكام و روايات را حضرت از پدرشان نقل كردند كه به عينه نقل شده است و گاهی از سلسله نقلها نام میبردند كه معلوم بود اين حديث و روايت مربوط به اهل بيت(ع) است؛ اصل جريان اين بود كه مردم از اين كه مطمئنترين احكام را میتوانند از اين مكتب بيابند، آگاه شده بودند و فرصت بهتری برای درك اين مطلب در ميان مردم بوجود آمد و تبعيت از امام صادق(ع) را تبعيت عملی از پيامبر(ص) میدانستند.
وی بيان كرد: در زمان حضرت، پايگاه علمی وسيعی هم به ميدان آمد و حوزه علوم مختلف در جهان اسلام گسترش يافت؛ در اين زمان مردم به فرمان اسلام و پيامبر(ص) كه فرمودند، هر جا عالمی هست او را محترم بشماريد و از او استفاده كنيد، بهخوبی عمل میكردند و عالمان رشتههای مختلف به ترجمه آثار متعدد علمی اقدام كردند و چون مسلمانان در علوم مختلفی جايگاه خود را پيدا كردند؛ لذا منابع مهمی كه در تاريخ آمده است حاصل رفت و آمدهای علمای بلاد اسلامی بود؛ پيگيری علوم، عظمتی بسيار در بين مردم و علما يافت و هر كدام از علوم مختلف سوالاتی مطرح میكردند و حرفهايی داشتند كه بعضا جنبه فقهی هم داشت؛ نكته جالب اين بود كه در هر كدام از اين علوم و ارتباط با اسلام و فقه، هر جا هر سؤالی پيش میآمد، آخرين سوال از حضرت بود و پاسخ ايشان، برای همه جامعيت داشت.
استاد درس خارج حوزه افزود: نكته مهم، اين بود كه پس از شدت گرفتن فعاليتهای علمی، در آن زمان، مركزيت مهمی برای علوم مختلف ايجاد شد و به خصوص، علم كلام شكوفايی خاصی پيدا كرد؛ بخش عمده سوالاتی كه در منابع تاريخی مشاهده میكنيم از پيروان اديان ديگر در مباحث كلامی بود كه از حضرت سؤال میپرسيدند؛ از مواردی كه در منابع آمده است، مسئله تابعين و نقل حديث است كه از آنها هم سؤال میپرسيدند و حضرت با دقت و ظرافت به همه سوالات پاسخ میدادند.
فقيه يزدی تصريح كرد: هشام بن حكم، سفيان صوری يا سفيان بن عينيه، مالك بن انس، يحيی بن سعيد، سعيد قطان، ايوب سجستانی و عبدالملك جريح و ابوحنيفه، جايگاه علمی قوی بين مردم پيدا كردند كه بعضی از آنان، دارای خصوصيات شاخصی بودند، آنها از محضر حضرت استفاده كردند؛ از آنجايی كه حضرت، رئيس مذهب جعفری بودند، از همه جا به ايشان مراجعه میكردند؛ حتی مسيحيان و فرق و مذاهب و نژادهای مختلف از جمله ايرانیها برای استفاده از محضر امام صادق(ع) به نزد ايشان عزيمت میكردند؛ حتی آوردهاند كه در كوفه نزديك به چهار هزار نفر ايرانی برای فراگيری علوم اهلبيت(ع) حاضر میشدند و به محضر حضرت میرسيدند و مطالب خاص حضرت را از شاگردان حضرت اخذ و به ساير علما، ارائه میكردند.
وی ادامه داد: در آن زمان، اهميت و جايگاه امام صادق(ع) به حدی برای مردم عيان گشت كه اهل غلو هم مثل هميشه به صحنه آمدند و سخنان دروغی به ايشان و ساير ائمه(ع) نسبت میدادند كه با روشنگری حضرت، همه آنها برملا شد؛ زمان ايشان بهترين زمانی بود كه دروغ پردازیهايی كه در گذشته نسبت به اين مكتب شده بود، توسط امام صادق(ع)، از بين برود؛ حتی بسياری از آثار اهل بيت(ع) تا آن زمان به دستور حكام مخفی شده بود و يا قصد داشتند آنها را از بين ببرند كه حضرت تلاشی وسيع در جهت احيای آنها داشتند، حتی قبر امام علی(ع) هم مخفی بود كه امام صادق(ع)، آن را مشخص كردند.
اين استاد حوزه، ابراز كرد: شيعيان و شاگردان خاص حضرت مقاوم بودند و برخی از آنها در تاريخ نامشان ذكر شده است؛ در زمان منصور دوانيقی وقتی او عظمت امام صادق(ع) و مكتب بزرگ ايشان را مشاهده كرد، دستور داد كه دسته دسته آنها را از بين ببرند؛ حتی وی صورت دستوری اين مطلب را ذكر كرد و دستور داد كه خانههای شاگردان حضرت را بر سر آنان خراب كنند و قضيه را عادی جلوه دهند؛ در جايگاههای مختلف، شيعيان و شاگردان حضرت را احضار میكردند و آنان را به شهادت میرساندند و يا تهديد به قتل میكردند كه نام آنان در تاريخ ذكر شده است؛ از دوران منصور، برنامه جلوگيری از نشر معارف اهل بيت(ع)، آغاز شد و به سختی در مقابل نشر اين معارف ايستادگی كردند و همين مسئله موجب شد تا بسياری از مردم برای دريافت سوالات خود، شيوههای مخفيانه را دنبال كنند؛ نفوذ كلام حضرت به حدی بود كه منصور، چارهای جز به آتش كشيدن خانه حضرت نداشت و به فرماندارش چنين دستوری داد و سپس ايشان را مسموم كرد.
وی به رشد قوه اجتهاد علما در زمان امام صادق(ع)، اشاره و تصريح كرد: يكی از مسايل در آن مكتب، نمود پيدا كرد رشد اجتهاد در زمان ايشان بود كه مسئله بسيار حياتی و مهمی است؛ زيرا عده بسياری از شريعتهای مختلف آمدند و تحت نظر حضرت، آموزش ديدند؛ ايشان شاگردانی پرورش دادند كه از نظر علمی و منطقی بر همه غلبه میكردند؛ مهمتر از آن، مسئله اجتهاد بود كه تا زمان امام صادق(ع) به اين گستردگی نبود؛ از آنجايی كه هميشه، در كنار هر حقيقت نابی، باطلی نيز میرويد، به همين دليل در آن زمان افراد بسياری بودند كه يا با اراده خود و يا با به فرمان مقام بالاتر اقدام به جعل حديث و غبار آلود كردن حقيقت میكردند تا احاديث واقعی به مردم نرسد؛ به همين جهت، شاگردان ايشان روش بيان احكام را نيز فرا میگرفتند و راويان احكام اصيل میشدند و با فن فقاهتی كه میآموختند، به اجتهاد میپرداختند و خط مشیای را به ديگران ارائه میكردند؛ به طور خلاصه اين دوره را میتوان دوران شكوفايی اجتهاد ناميد.
اين استاد حوزه عنوان كرد: در چنين شرايطی افراد تقلبی نيز سر برآوردند كه توسط حكام زورگو مامور از بين بردن اين وزانت علمی اهل بيت(ع) شدند؛ آنها سعی میكردند ظرايف دقيق را كه در اين مكتب وجود داشت با وهميات خود، مخلوط كنند و حقيقت را دچار خدشه كنند؛ آنها از روشهايی از جمله قياس استفاده میكردند كه بسياری از اين قياسها جنبه اجتهادی نداشت و قياسی باطل بود؛ زيرا آنچه مهم است اجتهاد است، نه قياس؛ در اين رابطه بحثهايی مفصل داريم كه در اصول و فقه چگونه اجتهاد میشود كه اين مباحث در زمان حضرت، به خوبی برای مردم باز شد و ايشان روشهای استنباط و اجتهاد را با دقت به شاگردان خود ارائه میكردند؛ ايشان سعی میكردند رابطه اجتهاد در فقه و اصول را با استفاده از منابع قرآنی بيان كنند و به همين دليل مباحث تفسيری ظريف در لابه لای روايات امام صادق(ع) و امام باقر(ع) و امام رضا(ع)، بيان شده است.
وی ادامه داد: بعدها، در زمان امام رضا(ع) كه مباحث توحيدی و كلامی به اوج خود رسيد، مباحث ناب كلامی در خصوص خداشناسی كه از دوران امام صادق(ع)، ايجاد شده بود، در زمان امام هشتم، از زبان ايشان مطرح شد كه نفوذ بسياری نيز پيدا كرد؛ مكتب ايشان جامع و كامل بود و جان مايه كلام اهل بيت(ع) را كه در كنار قرآن بايد منشا عمل مردم قرار بگيرد را بيان میكردند؛ ايشان به حدی وزانت علمی داشتند كه فرقههای اهل سنت نيز وقتی در مباحثات خود به نقطهای میرسيدند كه سخنی از امام صادق(ع) به ميان میآمد، همان جا توقف میكردند و حرف امام(ع) را میپذيرفتند و همين الان نيز در مباحثات، به قدری كلام اين امام، قاطع است كه وقتی در موضوعات اختلافی به احاديث حضرت میرسيم، از سوی علمای اهل تسنن اين حرف، تاييد میشود.