0

پرستويي بازيگر مي‌ماند

 
mostafataleb
mostafataleb
کاربر طلایی3
تاریخ عضویت : فروردین 1388 
تعداد پست ها : 1378
محل سکونت : اصفهان

پرستويي بازيگر مي‌ماند

جام جم آنلاين: خبر بسرعت همه جا پيچيد، اين‌كه پرويز پرستويي از بازيگري كناره‌گيري كرده و كشاورزي مي‌كند.

پيشنهاد 600 ميليوني پروژه «چ» حاتمي‌كيا را رد كرده و خلاصه آه از نهاد پرستويي دوستان درآمد و هر كس از ديگري پرسيد چرا؟ و سوال‌ها مدام جزئي‌تر مي‌شد؛ 600 ميليون را نپذيرفته، پس حتما جدي است.

اگر فيلم حاتمي‌كيا را نپذيرفته ديگر كاري نمي‌شود كرد و همين شد كه پرويز پرستويي ـ كه بندرت مصاحبه‌اي يا گفت‌وگويي از او جايي ديده شده است ـ سكوتش را شكست و گفت و خدا را شكر كه پاسخ سوال و كنجكاوي‌هاي همه را داد.

پرستويي كه سخن آغاز كرد دانستيم در اصل پيشنهاد بازي در «چ» به ايشان شده و ايشان هم پيشنهاد را رد كرده‌اند، اما حرفي از 600 ميليون نبوده، چون پرستويي اشاره كرده نه‌تنها كار به صحبت در مورد دستمزد نرسيده بلكه سناريويي هم خوانده نشده است.

اما نكته ديگر صحبت‌هاي پرستويي وقتي است كه خبرنگار از او درخصوص وضع امروز سينماي ايران مي‌پرسد و پرستويي از شيوه جلب تماشاگر سينما مي‌گويد و اين كه اين روزها هر كس شيوه خودش را دارد، از بليت‌فروشي بازيگران گرفته تا پخش كردن آش رشته! اما فصل‌الخطاب صحبت‌هاي پرستويي اين جمله است: «به مخاطبي كه در اين شرايط پول تو‌جيبي‌اش را مي‌خواهد صرف سينما كند، احترام مي‌گذارم و با وجود پيشنهاد‌هاي زيادي كه داشته‌ام اما هر كاري را قبول نخواهم كرد.»

 

اوقات فراغت معنا ندارد

شبكه ورزش و شبكه پويانمايي هفته گذشته با حضور رييس‌جمهور و رياست سازمان افتتاح شدند.

از آنجا كه مراسم افتتاح در جلسه هيات دولت برگزار شد، رييس‌جمهور درخصوص افتتاح اين دو شبكه گفت: هرقدر انسان‌ها بزرگ‌تر شوند نيازمند نشاط و ارتباطات بيشتري هستند.

احمدي‌نژاد در اين مراسم گفته است: من واژه‌هايي مثل اوقات فراغت را باور ندارم و اصلا اوقات فراغت بي‌معناست، چون ساعاتي كه كودك مقابل رسانه‌ مي‌نشيند، جزو ساعات زنده و فعال است نه ساعت فراغت.

همچنين رييس‌جمهور در مورد افتتاح شبكه‌هاي اينچنيني گفتند كه نبايد با راه‌اندازي شبكه پويانمايي به همين اكتفا كنيم بلكه بايد شبكه‌اي هم براي جوانان و نوجوانان راه‌اندازي بشود.

عمو پورنگ آمد

عمو پورنگ بچه‌ها يا همان داريوش فرضيايي پس از مدت‌ها دوري از تلويزيون، در ماه رمضان با برنامه «هزار و شصت وشونزده» به تلويزيون برگشته و چهره خبرساز اين هفته ماست.

چراكه پورنگ يكي از آن كساني است كه مخاطب كودك هميشه سراغ او را مي‌گيرد. اين‌كه چرا پورنگ در اين مدت در تلويزيون نبود و شنيده مي‌شد او قصد دارد فيلم سينمايي بسازد و ظاهرا مقدمات كار به انجام نرسيده، بماند.

او يعني داريوش فرضيايي در يكي از گفت‌وگوهاي خود گفته بود: متاسفانه شاهد كارتون‌ها و برنامه‌هاي وارده از كشورهاي خارجي هستيم كه صدمات و آسيب‌هاي زيادي به بچه‌ها وارد مي‌كند.

محصولاتي كه متناسب با فرهنگ آنها ساخته شده است. متاسفانه بچه‌هاي ما خودشان را زن گربه‌اي، مرد عنكبوتي و بن‌تن تصور مي‌كنند.

من اين مساله را وظيفه خودم دانستم و در حد و حيطه خودم سعي كردم به عنوان عمو پورنگ جاي خالي آن سرگرمي را كه بچه‌ها مي‌خواهند با يك سرگرمي مناسب و مطابق با فرهنگمان پر كنم و به هيچ وجه دنبال مسائل مادي نيستم.

او در اين ماه رمضان با برنامه‌اي ماه رمضاني به تلويزيون برگشته است.

صداي كاظم افرندنيا درآمد

كاظم افرندنيا از جمله بازيگراني است كه باوجود سابقه بسيارش در بازيگري، اما با توجه به اين‌كه بيشتر ايفاكننده نقش‌هاي مكمل بوده كمتر شناخته شده است.

اين بازيگر سينما و تلويزيون در گفت‌وگو با يكي از شبكه‌هاي راديويي از اوضاع آشفته بازيگري در سينما و دستمزدها گفته و اشاره كرده در يكي از كارها حتي از او خواسته‌اند حضور افتخاري داشته باشد.

البته به نظر مي‌آيد تصميم درباره اين‌كه بازيگر در يك فيلم به صورت افتخاري حضور داشته باشد يا دستمزدش را بگيرد با بازيگر است نه تهيه‌كننده؛ اما به هر حال اين روزها شاهد اتفاقات عجيب و غريب زيادي در سينما هستيم. اين يكي هم روي همه آنها.

افرندنيا در ادامه صحبت‌هايش گفته است، اگر به‌جاي بازيگر بودن رفتگر بود، دست‌كم حقوق و مزاياي بازنشستگي داشت.

اين بازيگر هم مثل خيلي‌هاي ديگر، دل پري دارد و اين همه دل پر درد را آدم نمي‌داند كجاي دلش بگذارد. همين چند خط پيش يكي، آن پيش‌تر يكي و همين يكي يكي‌هاست كه دريا مي‌شود.

 

اين چشم‌هاي كوچك چه چيزها نمي‌بيند

هفته گذشته جامعه هنري كشورمان بويژه تئاتري‌ها در اندوه از دست دادن مرد بزرگ تئاتر كشورمان بودند و هرروز يكي دو خبر در مورد رفتن حميد سمندريان مي‌خوانديم و مي‌شنيديم.

سايت‌ها و خبرگزاري‌ها سرشار بود از اظهار تاسف‌ها، ابراز ارادت‌ها، خاطره‌ها و يادمان‌ها و هنوز همان رويا و خيال هميشگي در سرمان قوت مي‌گرفت كه «بيا تا قدر يكديگر بدانيم»، البته الان بدانيم نه پس از رفتن و نبودن و... حالا بماند كه مثل هر مراسم و مجلس ديگري، خبر و حاشيه زيادي هم بود و خوانديم و شنيديم، اما چند روز پيش خبرگزاري فارس نامه‌اي از بهروز غريب‌پور به مناسبت درگذشت سمندريان روي سايتش قرار داد كه سرشار از انتقاد غريب‌پور به همين خصلت دوري بعد از دوستي بعضي از ما بود.

غريب‌پور در قسمتي از نامه‌اش گفته: يادش گرامي و خوشا به سعادتش كه در مراسم مرگ خودش نبود! و در ادامه به بازيگري اشاره كرده كه براي بازي در كار نيمه‌تمام آخر سمندريان طلب 30 ميليون تومان دستمزد كرده و دست آخر هم بازي در نمايش را نپذيرفته است، اما در عوض در روز خاكسپاري سمندريان جامه‌دراني مي‌كرده، فرياد مي‌زده و بي‌ترديد مي‌دانسته است ده‌ها دوربين در حال ثبت بي‌قراري او هستند و... ديگر چيزي براي گفتن باقي نمي‌ماند، به قول قديمي‌ها آدميزاد با اين چشم‌هاي كوچك چه چيزها كه نمي‌بيند !

ناديا دلدار گلچين گلايه‌مند است

سال 1339 در تهران به دنيا آمده است و مدرك تحصيلي ديپلم موسيقي از هنرستان عالي موسيقي دارد.

فيلم «ابليس» اولين كار او در سينما بوده و در فيلم‌هايي چون ديدار در استانبول، دو روي سكه، پادزهر، همه دختران من، مرد نامرئي، خط آتش، روسري آبي، كمكم كن، مهر مادري، غريبانه، شيدا، دختري با كفش‌هاي كتاني، مجموعه‌هاي تلويزيوني خاله سارا، كهنه‌سوار، دزدان مادربزرگ، همه فرزندان من، پزشكان، شن‌هاي كف رودخانه و سه در چهار و نمايش‌هاي زير گذر لوطي صالح، سوگ، مضحكه آدم و معركه در معركه بازي كرده است.

اين اطلاعات را شايد بارها خوانده و ديده باشيد، اما قصه، قصه تكراري غم‌انگيزتري است. اين قصه تكراري دردآور مي‌شود.

گلچين گلايه‌مند است، حق هم دارد. خداي ناكرده اگر بيمار باشي چشم به راه مي‌ماني و ياد همه كسان دور و نزديكت مي‌افتي و به سلامي قانع مي‌شوي.

بهتر است دوستان هنرمند بدانند كه بيشترين گلايه گلچين از همكارانش است كه سراغي از او نمي‌گيرند.

پروژه پنج ميلياردي و اعتراض عزيزالله حميد‌نژاد

پروژه «لاله» و بودجه‌اي كه گفته مي‌شود پنج ميليارد توماني است، چند وقتي است موضوع نقد و نظرات زيادي است. اين پروژه كه قرار است به كارگرداني اسدالله نيك‌نژاد ساخته شود، كاري از مركز گسترش سينماي مستند و تجربي است و داستاني با محوريت زندگي لاله صديق، قهرمان اتومبيلراني ايران را دنبال مي‌كند كه با اين داستان‌محوري، سوژه‌اي اجتماعي طرح مي‌شود.

صرف‌نظر از موضوع فيلم و اين‌كه اصلا چگونه قرار شد نيك‌نژاد كه سال‌ها در آمريكا اقامت داشته كارگرداني آن را به عهده بگيرد، حرف و حديث‌ها درباره بودجه اين فيلم باعث اظهارنظرهاي فراواني ازسوي اهالی سينما شده است.

عزيزالله حميدنژاد كارگردان آثاري چون هور در آتش، اشك سرما، شكوفه‌هاي سنگي، ستارگان خاك و مستند مرثيه حلبچه نيز در گفت‌وگو با خبرگزاري مهر با انتقاد از ساخت فيلم سينمايي لاله گفته بود: فيلم‌هاي سينماي دفاع‌ مقدس با كمترين امكانات ساخته مي‌شود؛ در حالي كه حميدنژاد از هشت سال پيش تاكنون موفق به گرفتن مجوز براي ساخت فيلم «كورش» نشده است.(جام جم - ضميمه قاب كوچك)

 

شنبه 7 مرداد 1391  3:20 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها