0

رمضان در كلام مولانا

 
ahmadfeiz
ahmadfeiz
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1390 
تعداد پست ها : 20214
محل سکونت : تهران

رمضان در كلام مولانا

علي خوشه چرخ آراني دست بدار از طعام، مائده جان رسيد سپاس و ثناي خدايي را كه ماه خود- رمضان- را يكي از راه هاي احسان قرار داد، ماه روزه و ماه اسلام و پاكيزگي و آزمايش و تصفيه دل و قامت قيام و روح صيام. يكي از ويژگي هاي ممتاز ادبيات فارسي، ارتباط متقابل و تنگاتنگ با علوم مختلف است و طبيعتاً اين ارتباط موجب در برگرفتن دامنه وسيعي از موضوعات در حوزه ادبيات شده است. از علوم مرتبط با ادبيات، علم اخلاق و فقه و اصول است كه موضوع آنها دعوت انسان ها به فضايل و نهي از رذايل و اجراي احكام و حدود و قوانين و فرامين الهي است. در ادبيات هر ملت سروده ها و نوشته هايي يافت مي شود و در آنها به موضوعاتي همچون دعوت به پاكي ها و فرايض الهي و تهذيب روح و سجايا و برجستگي هاي اخلاقي و نهي از ناپاكي و محرمات اشاره و ابرام دارد. ادبيات ما كه ملهم از تعاليم حيات بخش الهي و ديني است به عنوان آبشخوري زلال و چشمه اي جوشان در عرصه معنويت كوشيده است تا متون انسان ساز معنويت را در قالب ابيات و عبارات زيبا با بياني هنرمندانه بيان نمايد. يكي از فضايل و فرايضي كه در اديان آسماني پيشين و دين مبين اسلام به آن اشاره و مورد تاييد و تاكيد قرار گرفته است، فريضه صوم و صيام در شهر رمضان است كه بي شك زيباترين توصيفات و ابراز احساسات در خصوص اين ماه را مولاناي عارف و صوفي صاف سوخته دل دارد تا آن جا كه غزلي به نام «پاكان صيام» از ذهن ژرف انديش او تراوش گرديده است. در اين غزل كه با مطلع: مي بساز و جان و دل را بس عجايب كان صيام گر تو خواهي تا عجب گردي عجايب دان صيام شروع شده است واژه ارزش مند «صيام» به عنوان رديف در تمامي ابيات اين غزل مطول و زيبا و عارفانه تكرار شده است كه ناشي و راوي از عشق و ارادت و مودت مولانا به اين عمل عظيم و عزيز و رفيع است. مولانا با بيت: گر تو را سوداي معراج است بر چرخ نيست دان كه اسب تازي تو هست در ميدان صيام روزه را به سان نردبان ترقي و معراج انسان بر عالم والا و بالا دانسته و اين فريضه را همچون اسب تيزرو و تيز پاي و تندپويي دانسته كه به مدد و استعانت از آن مي توان راه عشق و تعالي را پيمود و براي صعود در عالم مادون زيربنا قرار داد. به استناد حديثي از پيامبر اكرم(ص) ايمان بر چهار ركن و براساس حديث ديگري اسلام بر چهار ركن بنا شده كه در هر دو حديث منقول، روزه از اركان و ستون هاي اصلي معرفي شده است مولانا با تلميح به حديث «بني الاسلام علي خمسه اشياء علي الصوم و الصلوه و الزكوه و الحج و الولايه » (اسلام بر پنج چيز بنا شده است: نماز، روزه، حج و زكوه و ولايت ابيات زير را سروده است. گرچه ايمان هست مبني بر بناي پنج ركن ليك والله هست از آنها اعظم الاركان صيام ليك در هر پنج پنهان كرده قدر صوم را چون شب قدر مبارك هست خود پنهان صيام كه مولانا در اين ابيات ارزش و برتري روزه را اعلام و متذكر مي شود كه همان گونه كه ارج و قدر شب قدر در ماه رمضان قابل توصيف نيست، ارزش و مقام روزه هم اين چنين است. در اثر روزه اطمينان و آسايش قلبي براي انسان حاصل مي شود زيرا انسان با روزه گرفتن با آفريننده و فاطر و خالق خويش ارتباط پيدا مي كند. روزه چشمه رحمت الهي را در وادي دل هاي انسان هاي حق طلب جاري و به مثابه خانه تكاني دل از گناهان و سيئات و زيبا كننده چهره شخصيت انساني در پرتو عبادات و فراهم كننده مسير جان و دل هاي انسان ها از گذرگاه رحمت الهي است. روزه شكوفا كننده نهال ايمان در بوستان جان هاي انسان ها و سرود وصل و اتصال به معبود و محبوب در قلوب مومنان و سالكان طريق الي الله است. رسول اكرم در آخرين جمعه ماه شعبان و به مناسبت حلول هلال ماه رمضان فرمودند: رمضان ماهي است كه در نزد خداوند از هزار ماه برتر و روزهاي آن با فضيلت ترين روزها و شب هاي آن برترين شب ها و ساعاتش ارزش مندترين ساعات و نفس كشيدن مومن صائم در اين ماه عبادت است. مولانا نيز با اشاره به اين حديث پيامبر اعظم(ص)با بيت: خنده صائم به است از حال مفطر در سجود ز آن كه مي بنشاندت بر خوان الرحمن صيام اين موضوع را تاييد و تاكيد نموده واعلام مي دارد كه خنده روزه دار از عبادت غيرصائم و مفطر برتر است، زيرا كه روزه باعث مي شود كه انسان بر مائده هاي رباني و سماوي اين ماه جلوس و از نعمات معنوي آن بهره وافي برگيرد. در ماه رمضان، مرغ باغ ملكوت كه در قفس تن آدميان اسير است، چند صباحي در زندان شكسته و پرده هاي ظلمت و تاريكي جسم مي درد و براي طواف در فضاي عالم قدس، بال مي گشايد و تا مدتي در كنار فرشتگان عالم معنا لباس ترك تعلق به تن مي كند. انسان روزه دار با لب فرو بستن از اطعام دنيوي آماده نشستن بر خوان كرم و مائده هاي آسماني مي شود و زمينه تكامل جسم و روح را فراهم ساخته و اخلاص خويش را در منصه ابتلا و آزمايش قرار مي دهد. مولانا نيز با ابيات: اين دهان بستي دهاني باز شد تا خورنده لقمه هاي راز شد لب فرو بند از طعام و از شراب روي خوان آسماني كن شتاب راه اطعام از مائده هاي رباني و جرعه نوشي از شراب طهور آسماني را روزه و لب فرو بستن از طعام دنيوي مي داند. و نهايتا رمضان در شعر مولانا به سان رايت و بيرقي است كه پادشاه رحمت و عطوفت در پي آن در حال حركت است و لشكر ايمان پس از شكست مركز و قلب لشكر ضلالت، حاكم مي شود. در اين ماه بايد با دست شستن از طعام و لذايذ دون درازاي خريد رضاي مادون با محبوب دل ها انس و الفت گرفته و جان خويش را در چشمه سار دعا و شب زنده داري شست. اين موضوع را مولانا با ابيات زير ابراز مي دارد: آمد شهر صيام، سنجق سلطان رسيد دست بدار از طعام، مائده جان رسيد جان از قطيعت برست، دست طبيعت ببست قلب ضلالت شكست، لشكر ايمان رسيد در شعر مولانا، رمضان مهماني است كه سالي يك بار مي آيد و تا چشم بر هم بزني، بار سفرش را مي بندد و در هنگام رفتن با خنده دست گنهكاران پشيمان را مي گيرد. در اين مه عذر ما بپذير اي عشق خطا كرديم اي ترك خطايي به خنده گويد او دستت گرفتم كه مي دانم كه بس بي دست و پايي مبادا كه آفتاب عيد آشكار شود و ما از نعمات رنگارنگ سفره هاي كرم مبسوط كردگار دستمان تهي باشد.
جمعه 6 مرداد 1391  5:38 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها