0

بمب خنده

 
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

بمب خنده

 

بمب خنده - 05 05 91
 
 

یارو با کامیون اومده تو محوطه بیمارستان بوق میزنه،
حراست با بلندگو داد میزنه آقا اینجا بوق نزن! یارو دوتا بوق دیگه میزنه یعنی باشه!
بعد نیم ساعت برمیگرده میخواد بره بیرون،
دوتا بوق واسه حراستیه میزنه!! حراستیه با بلندگو میگه نوکرم!
.

.

.

شش ماه به دوستت مهربونی میکنی ، خوبی باهاش ، هر کاری میگه میکنی
که بفهمونی دوستش داری …
دو روز که اعصاب نداری ، میگه: حالا شناختمت !
.

.

.

با دوستم رفتیم طلبش رو از یکی بگیره ،
وقتی خواست پولش رو بگیره کلی تعارف کرد که باشه حالا ، عجله ای نیست ، قابل نداره و …
طرف هم گفت حالا که اینجوری میگی بیا این چک رو بگیر پول نقد رو لازم دارم ،
دوستم میگه نه دیگه اینجوری ! چک نده ! میخوای پول باشه پیشت ، فردا ازت میگیرم !
.

.

.

دوستم می‌پرسه فردا چرا تعطیله؟ میگم مبعثه… میگه مبعث کدوم امامه !؟
.

.

.

طرف پاشده با کامیون اومده آزمون گواهینامه پایه یک شرکت کنه !
.

.

.

.

الان 5 ماه از تغییر ساعت رسمی گذشته ، هنوز وقتی ساعت میپرسن میگن قدیمه ؟ یا جدید !؟
.

.

.

خاور با بار گوجه چپ کرده راننده داره دو دستی میرنه تو سر خودش
بعد ملت وایسادند از رو زمین مصرف گوجه یک سالشون رو جمع کنند
.

.

.

تو کوچه ترقه زدند، پیرزنه دم در وایساده بود هفت جد یارو رو نفرین کرد
دو دقیقه بعد نوه خودش ترقه زد در حد بمب هیدروژنی!
پیرزنه گفت: قربون قد و بالات مادر مواظب باش
.

.

.

 

 

 

 

پنج شنبه 5 مرداد 1391  12:50 PM
تشکرات از این پست
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به: بمب خنده

باتشکرازتلاش بی وقفه شمادوست گرامی

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

پنج شنبه 5 مرداد 1391  1:50 PM
تشکرات از این پست
architect0811
دسترسی سریع به انجمن ها