حجتالاسلام پورروستايی:
اوج حركت تفسير قرآن در زمان امام صادق(ع) بود
گروه حوزههای علميه: اوج حركت تفسير قرآن در زمان امام صادق(ع) بود؛ اين موج تفسير به اندازهای است كه فقط با نگاه اجمالی میتوان گفت 50 درصد از روايات شأن نزول آيات از اين امام همام است؛ در برخی از تفاسير مانند تفسير عياشی غالب روايات، از امام باقر (ع) و امام صادق(ع) است.
حجتالاسلام و المسلمين پورروستايی در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) در بررسی علت فراوانی روايات امام صادق(ع) و واكاوی اين امر تأكيد كرد: يكی از نكات بسيار مهم در زمان ايشان بحث رفع منع نقل و تدوين حديث است، رفع ممنوعيت نقل و نوشتن حديث تقريبا همزمان با آغاز امامت حضرت است؛ بعد از اينكه در زمان امام صادق (ع) اين ممنوعيت برداشته شد، شيعه و سنی مشغول تدوين حديث شدند. تدوين حديث هم نياز به احاديث نقل شده داشت. اهل سنت ايشان را به عنوان يك انسان عادل و منبعی موثق نگاه میكردند نه به عنوان يك امام؛ و احاديت نقل شده توسط حضرت را معتبر میدانستند.
وی افزود: شاگردان امام تماما شيعه نبودند، بلكه جمع زيادی از كسانی كه از محضر ايشان بهرهمند میشدند، سنی بودند. در منابع روايی اهل سنت احاديث زيادی از امام صادق(ع) موجود است كه يا به طور مستقيم از حضرت نقل شده و يا از شاگردان شيعی ايشان. اهل سنت اعتبار سخن ايشان را به عنوان يك انسان عادل و منبعی موثق در نقل احاديث از پيامبر(ص) پذيرفتهاند؛ لذا در منابع اهل سنت فراوان از ايشان و نيز از شاگردان شيعی ايشان همانند «ابان ابن تغلب» حديث داريم.
عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی با بيان اينكه در طول تاريخ كسی را نداريم كه امام صادق(ع) را توثيق نكرده باشد افزود: نه تنها امام صادق(ع) را ثقه و مورد اطمينان میدانند بلكه شاگردان خاص ايشان را همچون زراره و ابان ابن تغلب را نيز ثقه میدانند به طوری كه ذهبی از علمای اهل تسنن بيان كرده است كه اگر بخواهيم رواياتی كه از شاگردان شيعی امام صادق(ع) نقل شده است را از منابع روايی خود حذف كنيم ديگر چيزی در منابع ما نمیماند.
وی توثيق امام صادق (ع) را در ميان اهل تسنن بسيار زياد برشمرد و گفت: ابوحنيفه و بسياری از امامان و بزرگان اهل تسنن در جای جای كتب خويش از امام صادق(ع) به عنوان عالمترين فرد، صادق ترين فرد و مورد اعتماد ترين فرد تجليل كردهاند و ايشان را شخصی خواندهاند كه همه، به سخنان ايشان نيازمند هستند.
عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی با بيان اينكه تفسير قرآن تا زمان امام باقر(ع) در بين مسلمانان وجود نداشت اضافه كرد: قرآن برای مسلمانان فقط شامل قرآئت و آموزش روخوانی و ترتيل قرآن و حداكثر نقل روايات تفسيری پيشينيان بود و تا زمان امام باقر(ع) كسی جرأت بحث از تفسير آن را نداشت، امام باقر (ع) جريان تفسير قرآن را به راه انداخت و اوج حركت تفسير قرآن در زمان امام صادق(ع) بود، افراد شيعه و سنی در جوار ايشان هم روش تفسير كردن قرآن را ياد گرفتند و هم تفسير قرآن را شنيدند.
پور روستايی اضافه كرد: اين موج تفسيری به اندازهای است كه فقط با نگاه اجمالی میتوان گفت بيش از50 درصد از رويات شأن نزول از امام صادق(ع) است و در برخی از تفاسير مانند تفسير عياشی غالب روايات، از امام باقر (ع) و امام صادق(ع) است. پس به طور عمده، دو عامل رفع منع نقل و تدوين حديث و اوج حركت تفسير قرآن توسط امام صادق (ع) باعث فراوانی احاديثی است كه از حضرت نقل شده است.
عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی به تخصص گرايی امام صادق(ع) در نظام آموزشی ايشان اشاره كرد و گفت : اين تخصصگرايی به شكلی بود كه شخصی نزد امام آمد و درخواست مناظره با امام صادق(ع) داد و امام در هر موضوعی آن شخص را به شاگرد متخصص در آن موضوع ارجاع داد كه هر كدام در پايان در تمام موضوعات آن فرد را مغلوب كردند.
وی با بيان اينكه شاگردان امام صادق(ع) به شاگردان عام كه فقط در دروس عمومی ايشان شركت میكردند و فقط شنونده بودند و از علم امام استفاده میكردند و نيز شاگردان خاص تقسيم میشوند و گفت: امام صادق(ع) شاگردان خاص خود را با نگاه ويژه و تخصصی تربيت میكردند و هر كس را به فراخوراستعداد آن فرد و نيازی كه وجود داشت در علم خاصی متخصص بار میآوردند.
پور روستايی بيان كرد: ائمه در راستای كار انبيا، وظيفه هدايت امت را بر عهده داشتند و به شخصه پايه گذار علم خاصی نبودند اما چون برخی شاگردان ايشان به علوم خاص و جديدی علاقهمند بودند؛لذا ايشان جوابگوی تمام سوالات آنها بودند و به اين شكل امام را پايه گذار علوم بسياری چون طب، شيمی، داروسازی، فقه و اصول و غيره میتوان دانست.
وی با اشاره به تعبير مؤسس شيعه در مورد امام صادق(ع) تصريح كرد: اوج علوم شيعی و تبيين ديدگاه شيعه در فقه، تفسير و كلام در زمان امام صادق(ع) است؛ لذا اين مذهب را به مذهب جعفری و يا فقه جعفری میشناسند.
عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی افزود: با وجود انتقال حكومت از بنی اميه به بنی عباس در زمان ايشان و ضعف نسبی حكومت، آزادی عمل ايشان به دليل اين ضعف نبود؛ چرا كه حكومت در برخورد با مخالفان بسيار جدی بودند؛ لذا علت اصلی برخورد كمتر با امام صادق(ع) به دليل ضعف آنها نيست بلكه قوت علمی و جايگاه اجتماعی و سياسی حضرت باعث مزاحمت كمتر حاكمان وقت نسبت به ايشان شده بود.
وی اضافه كرد: از طرف ديگر اوضاع به گونهای نبود كه امام بخواهد درگيری علنی با حكومت داشته باشد و با وجود چهار هزار شاگردی كه اكثرا سنی بودند توان برخورد نظامی و قيام عليه حكومت را نداشتند؛ چرا كه اصحاب ايشان برای اين امر به هيچ وجه آماده نبودند؛ اما قدرت و جايگاه سياسی اجتماعی ايشان در حدی بود كه حكومت جرأت مقابله با ايشان را نداشت.
عضو هيئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی به وجه تسميه «صادق» اشاره كرد و گفت: صادق لقبی است كه اولا از سوی پيامبر(ص) به ايشان نسبت داده شده بود، ثانيا به دليل صدق و درستی تمامی روايات امام (ع) و پيشبينیهای ايشان به اين صفت ملقب شده بودند، ثالثا به دليل اشتباه نشدن ايشان با برادر امام حسن عسگری كه به جعفر كذاب معروف بودند و ادعای امامت داشتند به «صادق» ملقب شدند.
پور روستايی تصريح كرد: ائمه مذاهب اربعه اهل تسنن يا با واسطه يا بدون واسطه شاگرد امام صادق(ع) بودند به طوری كه ابو حنفيه به هلاكت خود در صورت عدم شاگردی امام صادق(ع) اعتراف كرده است؛ اولا تخطئه شيعه از طرف اهل تسنن كه پيرو شاگردان امام صادق(ع) هستند كاری عاقلانه نيست، خوب است اهل سنت حداقل برای اطلاع از برخی مسائل به منابع شيعی نيز رجوع كنند؛ چرا كه در منابع شيعی نيز از امام صادق(ع) روايت بسياری موجود است، اكثريت روايات منابع شيعه از ايشان است.