0

قصه تنهايي آدم‌ها

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

قصه تنهايي آدم‌ها

جام جم آنلاين: پسر ميرزا ركن‌الدين عطار كه در فرنگ داروسازي خوانده است، پس از بازگشت به ايران مي‌خواهد در زيرزمين خانه‌اش يك لابراتوار راه بيندازد و براي مردم دارو بسازد، اما از طرف دولت و سفارت انگليس برايش مشكل تراشي مي‌شود.

نقش ميرزا را محمود پاك‌نيت و نقش پسرش را امين زندگاني بازي مي‌كند. اين خلاصه‌اي از مجموعه تلويزيوني «خاطرات مرد ناتمام» است كه به كارگرداني صادق كرميار و تهيه‌كنندگي محسن علي‌اكبري براي شبكه‌يك تهيه مي‌شود.

البته فضاي اين قصه در سال 1327 رخ مي‌دهد و پيش از كليد خوردن اين طرح، تحقيقات وسيعي صورت گرفت و سيدعلي ميرفتاح و ابوالفضل زرويي‌نصرآباد مدت‌ها روي متن اين مجموعه تلويزيوني كار كردند تا متن مشكلي نداشته باشد.

گرچه مجموعه قصد ندارد به شكل مستقيم به وقايع تاريخي بپردازد، اما به تحليل‌ها و تفسيرهاي اتفاقات تاريخي اشاره مي‌كند، ولي به هيچ كدام از شخصيت‌هاي تاريخي نمي‌پردازد.

در اين مجموعه تلويزيوني مباحثي درباره آيت‌الله كاشاني، دكتر مصدق، فدائيان اسلام، رفتار توده‌اي‌ها و... مطرح مي‌شود، اما فقط تحليل‌ها مد نظر گروه است نه خود اتفاقات.

به اين منطقه مي‌گويند پيچ‌شميران كه از قديمي‌ترين محلات تهران محسوب مي‌شود. اگر بخواهيم نشاني دقيق‌تر بدهيم بايد بگوييم اين منطقه از يك طرف به خيابان انقلاب منتهي مي‌شود.

خانه ميرزا ركن‌الدين عطار هم طبق نشاني كه مسئول روابط عمومي اين مجموعه به ما داده در يكي از بن‌بست‌هاي اين منطقه تهران قرار دارد.

گرچه با وسيع شدن تهران روز به روز ساختمان‌هاي بلند جاي خانه‌هاي حياط دار را گرفته، اما پيچ‌شميران جزو مناطقي از تهران است كه هنوز بافت‌ قديمي خودش را حفظ كرده است.

وقتي جلوي در خانه ميرزا ركن‌الدين عطار مي‌رسم و داخل خانه مي‌شوم به هوشمندي كساني كه لوكيشن را انتخاب كرده‌اند، آفرين مي‌گويم، چون فضاي خانه روايتگر سال‌هاي دور است و اصلا با روزگار جديد تطابقي ندارد. حياط خانه با سنگريزه‌هاي كوچك سنگفرش شده است. دور تا دور خانه حياط بزرگي قرار دارد كه به واسطه گل و درختان استتار شده است.

سمت راست خانه حوض كوچك آبي‌‌رنگي قرار دارد. بناي قديمي ساختمان و فضاي حياط، هر بيننده‌اي را به ياد سال‌هاي كودكي‌اش مي‌اندازد؛ سال‌هايي كه به خانه‌هاي حياط دار مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌هايمان مي‌رفتيم و جمع شدن همه نوه‌ها باعث مي‌شد قشرقي در حياط خانه راه بيفتد و با رفتن داخل حوض، لباس‌هايمان را خيس مي‌كرديم و پس از آن دعواهاي مادرمان را تحمل مي‌كرديم.

با صداي مردي كه مي‌پرسد: كاري داشتيد؟! به خودم مي‌آيم و خطاب به او مي‌گويم خبرنگار هستم براي تهيه گزارش آمده‌ام. او در حالي كه با تعجب من را نگاه مي‌كند پس از پرسيدن فاميلي‌ام مي‌گويد: چند لحظه صبر كنيد تا با آقاي كرميار در ميان بگذارم. بعد از چند دقيقه او برمي‌گردد و مي‌گويد: براي تهيه گزارش مشكلي نيست. مي‌توانيد داخل شويد.

من هم وارد ساختماني مي‌شوم كه طاق آن به شكل گنبدي است. فضاي خانه قشنگ‌تر از محوطه بيروني است. انگار كه زمان به عقب برگشته و من وارد دهه 20 شده‌ام. همه وسايل خانه رنگ و بوي آن سال‌ها را مي‌دهد.

تابلوها، مبلمان و حتي پرده‌هاي خانه كاملا قديمي است. براي رسيدن به اتاقي كه عوامل هستند بايد از روي كابل‌هاي تصويربرداران عبور كنم كه روي زمين به شكل نامرتب قرار دارد.

پيش از رسيدن به اتاق، صادق كرميار را مي‌بينم كه جلوي مانيتور نشسته است. صدابردار هم در گوشه‌اي كنار اوست. در يك اتاق كوچك هم تصويربردار مشغول ضبط ديالوگ‌هاي مهوش صبركن و مهشيد حبيبي است كه در اين مجموعه بازي مي‌كنند.

حضور دستياران كارگردان و تصويربرداران باعث شلوغي بيش از اندازه اتاق شده است. صادق كرميار مرتب نكته‌هاي لازم را به بازيگران مي‌گويد تا آنها بهتر نقش‌هايشان را ايفا كنند. پس از چند بار برداشت اين صحنه ضبط مي‌شود و عوامل استراحت مي‌كنند. من هم به سراغ كرميار مي‌روم.

صادق كرميار را، هم اهالي هنر در عرصه فيلمسازي مي‌شناسند و هم اهالي ادبيات چون او نويسنده و فيلمساز است. بجز فيلم‌هاي تلويزيوني متعددي كه ساخته در حوزه سريال سازي هم تجربياتي دارد. دو سال قبل، سريال تلويزيوني «يك روز قبل» به كارگرداني او پخش شد.

اين كارگردان درباره توليد مجموعه تلويزيوني خاطرات مرد ناتمام مي‌گويد: مردم ما حرف زدن را يادشان رفته و در تنهايي خودشان هستند.

اگر كسي در حق‌شان بدي مي‌كند، به فكر انتقام هستند تا اين‌كه بخواهند گفت‌وگو كنند. گفت‌وگو درباره مشكلات، ساده‌ترين راه است، اما در ميان مردم فراموش شده‌است.

گفت‌وگوهاي اينترنتي جاي دور هم‌نشيني‌هاي خانواده‌ها را گرفته و همه را به انزوا كشانده است. هر كس در تنهايي است. ما در مجموعه خاطرات مرد ناتمام اين مسائل را يادآوري مي‌كنيم كه اميدواريم مورد توجه مردم قرار بگيرد.

كرميار با اشاره به انتخاب بازيگران مي‌افزايد: خوشبختانه بازيگراني كه مدنظر داشتيم انتخاب‌هاي اول و دوم ما بودند. محمود پاك‌نيت انتخاب اول ما بود و ارتباط خوبي هم با فيلمنامه برقرار كرد. امين زندگاني هم وقتي فيلمنامه را خواند با اين‌كه با طرح ديگري صحبت كرده بود، اما ترجيح داد سر اين كار بيايد.

مهرداد ضيايي هم سر پروژه ديگري بود، اما پس از مطالعه فيلمنامه و صحبتي كه با هم داشتيم، پذيرفت. در مجموع جذابيت فيلمنامه و شخصيت‌هاي قصه باعث شد دوستان راغب شوند در اين كار ايفاي نقش كنند.

سيامك صفري با اين‌كه اجراي تئاتر داشت نيز قبول كرد در اين مجموعه بازي كند. وي ادامه مي‌دهد: سارا خوييني‌ها، سروش صحت و محمدرضا داوودنژاد هم بازي در اين مجموعه را پذيرفته‌اند.

پس از گفت‌وگو با صادق كرميار سراغ امين زندگاني مي‌روم كه در اين مجموعه نقش همايون پورسينا ـ پسر ميرزا ركن‌الدين عطار ـ را بازي مي‌كند.

او درباره فضاي مجموعه تلويزيوني خاطرات مرد ناتمام مي‌گويد: اين مجموعه در بستر يك قصه آرام و روابط زيبا به ما گوشزد مي‌كند ما از كجا به كجا رسيده‌ايم. مي‌گويد معني بزرگ‌تر در خانواده چيست. متاسفانه در حال حاضر فقط اسامي در جامعه نقش بازي مي‌كنند نه مسئوليت‌ها. معاني فقط در اسم‌ها خلاصه شده نه خود مسئوليت.

پس از گفت‌وگو با زندگاني، ضبط صحنه ديگري آغاز مي‌شود و من هم راهي حياط مي‌شوم. در حياط مجيد سعيدي را مي‌بينم كه در گوشه‌اي ايستاده و مشغول صحبت كردن با تلفن‌اش است.

او در مجموعه تلويزيوني خاطرات مرد ناتمام نقش شاغلام را بازي مي‌كند. وي در اين باره مي‌گويد: غلام در گذشته آدم سر به راهي نبوده، اما بعد از گذشت سال‌ها سرش به سنگ خورده و سر به راه شده است. تا اين‌كه او وارد زندگي ميرزا ركن‌الدين عطار و پسرش همايون مي‌شود او همراه اين خانواده است و هر جا كه لازم باشد به آنها كمك مي‌كند. در مجموع نقش موثري در اتفاقات دارد.

اين بازيگر يادآور مي‌شود: روزي كه آقاي كرميار پيشنهاد بازي در اين پروژه را به من داد، سر كار سيروس مقدم بودم. نقش شاغلام يه كوچولو شباهتي به نقشم در «تا ثريا» دارد. البته بايد اشاره كنم اصلا قابل مقايسه نيست و هر يك از اين دو نقش ويژگي‌هاي خودش را دارد. گره‌هايي كه قصه مجموعه تلويزيوني خاطرات مرد ناتمام دارد من را براي پذيرش نقش ترغيب كرد. در كنار اين ويژگي، تاريخي بودن اين اثر هم برايم جذابيت لازم داشت، چرا كه در اين برهه از تاريخ با گريم و لباس خاص بازي نكرده بودم. در مجموع همكاري با صادق كرميار برايم تجربه جديدي است.

بعد از گفت‌وگو با مجيد سعيدي، لوكيشن مجموعه تلويزيوني خاطرات مرد ناتمام را در حالي ترك مي‌كنم كه در دل آرزو مي‌كنم اي كاش خودم در اين خانه زندگي مي‌كردم، اي كاش!

يادگار سنت‌هاي فراموش شده

امين زندگاني درباره همكاري با صادق كرميار توضيح مي‌دهد: كار با آقاي كرميار اين حسن را دارد كه شما همراه با تعامل زيرنظر يك تفكر حركت مي‌كنيد. اين تعامل من بازيگر را به سمت جلو مي‌برد.

در واقع تفكر قالبي كه وجود دارد تفكر كارگردان است، بعد هم تفكر نويسنده و ما كاتاليزور اين تفكر هستيم. در مجموع همه اين موارد به وسيله يك فكر هدايت مي‌شود و تعامل هم وجود دارد.

هر جا هم لازم بود پيشنهاد مناسب براي نقش داده‌ام و آقايان كرميار و ميرفتاح با سعه‌صدر پذيرفته‌اند. اگر هم جوابشان منفي بوده شايد به اين خاطر بوده كه جايش نبوده است.

در مجموع همكاري خوبي ميان ما حاكم است. فكر مي‌كنم تلويزيون يك خطر و ويژگي بسيار بزرگي نسبت به سينما و تئاتر دارد و آن هم صميميت پشت صحنه و همكاري ميان عوامل است كه وارد صحنه مي‌شود به همين دليل مخاطب را پاي تلويزيون مي‌نشاند.

زندگاني درباره اين مجموعه كه به سنت‌هاي فراموش‌شده در خانواده‌ها مي‌پردازد، مي‌گويد: يكي از دلايلم براي پذيرفتن بازي در اين پروژه همين مساله بود كه اين مجموعه به روابط بزرگ‌ترها و كوچك‌ترها مي‌پردازد؛ روابطي كه اين روزها در خانواده‌ها فراموش شده و همه دچار منيت و فردگرايي شده‌ايم و با اين وضعيت، جامعه به شيب منفي سوق داده مي‌شود.

وي يادآور مي‌شود: روابط قديمي همراه با اعتماد، مهرباني، خيرخواهي و دوستي همراه بوده‌است. در آن زمان دشمني‌ها كمرنگ بود و در صورتي اتفاق مي‌افتاد كه پشت آن يك انگيزه قوي وجود داشت.

آدم‌ها در دوران گذشته سياه و سفيد بودند، اما درمجموع تعداد آدم‌هاي سفيد در جامعه زياد بود، ولي در حال حاضر آدم‌ها در جامعه خاكستري هستند.(جام جم - ضميمه قاب كوچك)

 

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

یک شنبه 25 تیر 1391  12:27 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها