جامعیت دین اسلام جامعیت دین از مباحث مهم و اصیل فلسفه دین و كلام جدید است كه میتواند در مورد هر دینی مطرح باشد، مثلاً درباره دین اسلام بحث جامعیت تحت عناوین مختلف از قدیم الایام میان مفسرین، حكما و متكلمین رایج بوده است. در دهههای اخیر به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران و تشكیل حكومت اسلامی و در پی تلاش برای پیاده كردن ابعاد اجتماعی، سیاسی ... اسلام در جامعه، مسأله جامعیت دین به صورت جدّی مطرح شده است. نگارنده دراین مختصر تلاش میكند تا ضمن ارائه بیانی فشرده از اقوال مختلف در زمینه «جامعیت دین اسلام» نظریّه مختار و ادلّه اثبات آن را روشن كند.
نظریه نخست: رویكرد حداكثری نسبت به جامعیت دین
دین جامع همه علوم و معارف بشری است و در همه عرصههای زندگی مادی و معنوی، همه مسایل نظری و عملی را در سطح كلان و جزیی بیان میكند و تعالیم آن ما را از هرگونه تلاش فكری در شناخت انسان و جهان و ابعاد مختلف زندگی بینیاز میكند. و لذا دین نظامهای لازم جهت اداره جامعه را در بر دارد و میتوان علوم اجتماعی، سیاسی و تجربی نظیر جامعه شناسی، روان شناسی، اقتصاد، علم سیاست، فیزیك و شیمی و حتی علوم كامپیوتری و... را از دین استخراج كرد.[1]
در نقد این رویكرد افراطی به جامعیت دین به طور اختصار میتوان گفت: دین نمیتواند در همه عرصههای زندگی مادی و معنوی، همه مسایل نظری و عملی را در سطح كلان و جزیی بیان كند و جامع همه علوم و معارف بشری باشد و بتوان علوم انسانی و تجربی را از دین استخراج نمود؛ چرا كه لازمه معارف بشری به علّت تأثیر محدودیتهای تاریخی، اجتماعی، زبانی و معرفتی انسان، خطاپذیری است در حالی كه دین الهی كه از محدودیتهای مذكور مصونیت داشته، دارای ویژگی حقانیت و خطاناپذیری است و لذا نمیتواند با علوم و معارف بشری هم آهنگ و همراه باشد؛ زیرا در صورت بطلان فرضیهها و دادههای عقلانی بشر یا باید دین را تأویل برد و یا قایل به بطلان آن شد. افزون بر آن كه خود معارف و علوم بشری نیز با یكدیگر ناسازگاریهای فراوانی دارند. به عنوان نمونه برخی از دینداران ساده اندیش برای این كه به گمان خود از قافله پرشتاب علم عقب نمانند، سعی در تطبیق باورهای دینی بر دادههای علوم تجربی ـ كه از سطح فرضیه فراتر نیستند ـ كردهاند. برای مثال مراد از آسمانهای هفتگانه مورد اشاره قرآن را فلكهای نه گانه هیئت بطلمیوس به شمار آورده، برای تكمیل عدد، عرش و كرسی را نیز به آنها افزودهاند! باطل شدن فرضیههایی همچون فرضیه افلاك نه گانه، روشن كرد كه چنین تلاشهای عجولانهای برای همآهنگ جلوه دادن دین و علم، بزرگترین ضربه را بر پیكره دین وارد خواهد ساخت.[2]
از سوی دیگر اگر قایل شویم دین همه مسایل نظری و عملی را در سطح كلان و جزیی بیان كرده با جاودانگی آن در تضاد است؛ زیرا رمز جاودانگی قرآن آن است كه خود را در قالب مخصوص و برنامهای محدود محصور نمیسازد و جزئیات وبرداشت متناسب به زمان و مكان را به اندیشمندان دین میسپارد كه متناسب با شرایط و دگرگونیها، از آن قالبهای كلی استخراج كنند.