اعتراف زن مجرمی که ارتباط خارج از خانواده داشته و همسر خود را به قتل رسانده، در مخاطب احساس منفی را برمیانگیزد. حالا اگر این زن را مجبور به پوشیدن چادر کرده باشند، این احساس منفی مخاطب، به چادر هم منتقل میشود
سایت گروه مجلات همشهری: یک تناقض بزرگ وجود دارد. از طرفی نمایشگاه حجاب و عفاف میگذاریم. همایش برگزار میکنیم. طرح و مدل میدهیم برای انواع چادر. در دانشگاهها جلسات پرسش و پاسخ پیرامون شبهات حجاب(!) برگزار میکنیم و حرف میزنیم و حرف میزنیم و حرف میزنیم. برنامه میسازیم و زن چادری را میگذاریم در نقش آدم دغلکار و بدجنس و بیحیا.
اما از آن طرف روی سر زنان مجرم چادر میاندازیم. آخرین بار این اتفاق درباره مجرمی افتاد که با چادری بر سر جلوی دوربین تلویزیون آمد و در حالی که سفت هم رو گرفته بود درباره ارتباط نامشروع خود و قتل همسرش صحبت کرد.
زهرا قدیانی در شماره مهرماه همشهری آیه گزارشی از نگاه وبلاگها به چادر نوشته است که بخشهایی از آن در ادامه میآید:
این بار، دیگر صدای دخترهای محجبه درآمد. خیلی از رسانههای مدعی که لابد مثل همه این سالها برای خودشان «معذوریت»هایی دارند در دفاع از چادر، پس چهچیز بهتر از رسانههای شخصی؛ وبلاگها. این شد که یک کمپین مجازی راه افتاد از آنها که پای اعتقادشان ایستادهاند.
جامعهشناسی چادریها
زهرا مینایی هم در وبلاگ «خط میزنم»، توصیف جامعهشناسانهای از دخترانی که در این موج شرکت کردهاند ارائه داد:
«معترضان، عموما دختران چادری هستند که نسبت به نشان دادن زن مجرم ِ زناکارِ قاتل با چادر، معترضاند؛ افرادی که در مقابل انتخابهای دیگر، چادری ماندهاند. یعنی در پشت انتخاب آنها، باوری وجود داشته است. در مقابل این قشر، چادریهایی قرار دارند که به دلیل عرف و هنجار حاکم بر آن اجتماع، چادری هستند و عموما باور دینی آگاهانهای نسبت به این قضیه ندارند و تنها از سنتها یا عادتها پیروی میکنند. درواقع انتخاب دیگر برای آنها، با چنان هزینهای همراه است که فکر آن را از ذهنشان دور میکند. درواقع بهتر است بگوییم چنین فکری چندان به ذهنشان خطور نمیکند. در گروه اول، عمل چادرسرکردن دربرگیرنده کنش است و در گروه دوم نوعی رفتار. کنش، همراه با آگاهی است ولی رفتار، فاقد این آگاهی است. برای چادریهای نوع اول، چادر چیزی فراتر از یک پوشش است. امری مقدس که خدشهدار شدن آن همراه با اعتراض است.»
بگذارید سیاهی چادر برای روسپیدان بماند!
شما صحنههایی از دریا را میبینید و یک دختربچه شاد و خندان که در باد میدود. آخرش هم یک مارک شامپو را نشان میدهند و این میشود یک تیزر تبلیغاتی برای آن شامپو. این یکی از تکنیکهای تبلیغ در علم ارتباطات است. ابتدا نمایش صحنهای که آرامش و شادی را به بیننده القا میکند و بعد نمایش برند آن محصول کنار آن حس آرامشبخش. بر اثر تکرار این نوع تبلیغ، مخاطب به صورت ناخودآگاه با شنیدن نام آن برند احساس آرامش و متعاقبا تمایل به آن محصول را خواهد داشت.
در این تکنیک با استفاده از همنشینی دو عنصر که یکی نزد مخاطب مطلوب است، مطلوبیت عنصر دوم هم به مخاطب القا میشود. این تکنیک در تبلیغ منفی هم کاربرد دارد. چنان که میبینیم در فیلمهای هالیوودیای که جهت اسلامستیزانه دارند، در پسزمینه صحنههای وحشت، همواره یکی از نمادهای اسلامی استفاده میشود.
اعتراف زن مجرمی که ارتباط خارج از خانواده داشته و همسر خود را به قتل رسانده، در مخاطب احساس منفی را برمیانگیزد. حالا اگر این زن را مجبور به پوشیدن چادر کرده باشند، این احساس منفی مخاطب، به چادر هم منتقل میشود و این همان تبلیغ منفیای است که مستقیم روی ناخودآگاه تاثیر میکند. هر چه هم همایش و جلسه پرسش و پاسخ بگذاریم، نمیتواند این احساس منفی را از بین ببرد.
بلاگرها هم دقیقا به همین مساله اعتراض داشتند. تمام حرفشان این است که حجاب میراث بهترین زن عالم هستی است و نباید اینگونه مخدوشش کرد. نباید چادر را لباس مجرمان کرد. نباید با نمایش این صحنهها احساس منفی در مخاطب نسبت به چادر برانگیخت.
نویسنده وبلاگ «اینجا چراغی خاموش است.» نیز به همینخاطر است که نوشت:
«این روزها، چادر ما برای خیلی از مردم هیچ معنایی ندارد؛ نه نجابت از آن میفهمند، نه معصومیت، نه حرمت. چون نه فقط لباس بیمعنای فرم شده است و بر سر هر آدمی، ولو کاملا غیردیندار، رفته است که لباس مجرم، بدکاره و هرزه هم شده است. آن زن مجرم نباید آن قدر محجبه میبود. نباید چادر، لباس فرم زندانیان در دادگاه میشد.»
عطیه کشتکاران، نویسنده وبلاگ «گلدختر»، در گفتوگو با «چارقد»، نشریه الکترونیکی دختران، میگوید:
«همانطور که در مورد لباس روحانیت اگر کسی به واسطه خطایی، شایستگی تلبس به این لباس مقدس را از دست بدهد خلع لباس میشود، چادر هم باید آنقدر در جامعه قداست داشته باشد که هرکسی لایق پوشیدن آن نباشد. با این حال ما نمیگوییم اگر مجرمی چادری بوده، باید چادرش را از سرش بردارند. دستکم پخش تصویر اعترافات مجرمان میتواند از نمایی باشد که چادر سر کردن ایشان مشخص نباشد. چادر، لباس کرامت یک زن مسلمان است که نباید آن را با زور و اکراه بر سر همه کرد. اعتراض به تمام دستهایی است که میخواهند با عجینکردن تصویر ذهنیمان از چادر و انسانهای خطاکار و دغلباز، این یادگار عفت فاطمی را اسباب دینگریزی جوانان کنند.»