سروده ای از مرحوم قیصر امین پور

چشمهها در زمزمه، رودها در شست و شو
موجها در همهمه، جويها در جست وجو
باغ در حال قيام، كوه در حال ركوع
آفتاب و ماهتاب در غروب و در طلوع
سنگ پيشاني به خاك، ابر سر بر آسمان
مثل گنبد خم شده قامت رنگين كمان
ابر در حال سفر، آسمان غرق سكوت
بر سر گلدستهها، بال مرغان در قنوت
كاسهي شبنم به دست، لاله ميگيرد وضو
بيدها گرم نماز، بادها درهاي و هو
سرو سر خم ميكند، غنچه لب وا ميكند
در ميان شاخهها، باد غوغا ميكند
شاخهها گل ميكنند لحظهي سبز دعا
دستها پُل ميزنند، بين دلها و خدا
قُلْ سِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَانظُرُوا کَیْفَ بَدَأَ الْخَلْقَ ثُمَّ اللَّهُ یُنشِئُ النَّشْأَةَ الْآخِرَةَ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (بگو در زمین بگردید و بنگرید خداوند چگونه آفرینش را آغاز کرده است، سپس خداوند به همین گونه، جهان را ایجاد می کند خداوند یقیناً بر هر چیز تواناست) /عنکبوت20