چادر به صورتی كه در میان ایرانیان معمول است ـ چادر بلند كه تا پایین میرسد ـ در میان عربها معمول نبوده ولی چیزی شبیه نیمه چادر رایج بود، چیزی كه نه مثل مقنعه و روسری كوتاه بود و نه مثل چادر خیلی بلند. این حجاب شاید تا كمر و كمی پایینتر میرسیده است. میگویند عربها از پوششی به نام «درع» كه پیراهن بلندی بوده و ملحفه كه همان چادر بوده است و مقنعه استفاده میكردند و درع هم پیراهن بلندی بوده كه تا پشت پا میرسید و آستینهایش بلند و گشاد بوده و ملحفه هم چادری بوده كه به خودشان میپیچیدند. در دوره اسلام نیز حجاب یا چادر وسیلهای برای بالا بردن شأن و منزلت زنان در جامعه تلقی میشد. به بیان دیگر چادر با بالا بردن حس اعتماد به نفس زن به او جایگاه ویژهای در میان مردم و اجتماع میداد. در واقع حجاب نشاندهنده جایگاه اجتماعی زن بود. در همین دوران زنانی كه به اصول اخلاقی و اجتماعی پایبند نبودند، اجازه برخورداری از چادر را نداشتند.
علیرغم این دورهها كه ذكر شد در دوره قاجار بود كه نشانههای كشف حجاب خودنمایی كرد. مسافرتهای ناصرالدینشاه به اروپا و مشاهدات وی از وضعیت پوشش زنان اروپایی تاثیر بسزایی در رواج بیحجابی داشت تا این كه در دوره پهلوی سفر رضاشاه به تركیه و مشاهدات وی نیز از بیحجابی وی را مصمم ساخت كه زنان ایرانی را به داشتن لباس متحدالشكل مجبور كند لذا كشف حجاب در سالهای باقیمانده حكومت رضاخان اجباری و حجاب اسلامی مظهر عقبماندگی شمرده شد.