24 سال پيش در چنين روزي ناو متجاوز آمريكايي وينسنس كه در راستاي اهداف استكباري كشورش به خليجفارس اعزام شده بود با شليك موشك به سوي هواپيماي مسافري ايراني مسير بندرعباس به دبي، بغض خود را نسبت به اين ملت بزرگ گشود و با قتل 290 مسافر آن، فاجعهاي دردناك را رقم زد.
اگر نگاهي اجمالي به شرايط آن روز منطقه بيندازيم، حقايق بيشتري در خصوص اين اقدام ناجوانمردانه متجلي خواهد شد و دلايل واضحتري بر جنايتآميز بودن آن پديدار ميشود.
پهنه نيلگون خليجفارس به دليل برخورداري از ذخاير عظيم خدادادي، ساليان متمادي است كه تبديل به محلي براي تبادلات مهم اقتصادي شده و منافع بسياري از كشورهاي جهان در آن شكل گرفته است.
وجود منابع عظيم نفت و گاز در اين منطقه كه حدود 60 درصد كل ذخاير جهان را شامل ميشود باعث شد تا خليجفارس از درجه اهميت بالايي در راهبرد امنيت ملي آمريكا برخوردار شود و دولت آن كشور به هر بهانهاي درصدد تثبيت حضور و گسترش سيطره خود در آن باشد، زيرا با كنترل و تسلط بر جريان انرژي در رقابت با قدرتهاي رقيب و تداوم حفظ رهبري بلوك غرب و تامين منافع كشورهاي همپيمان موفق خواهد ماند.
پس از فروپاشي شوروي و بلوك شرق و تغيير ساختار قدرت در جهان، آمريكاييها با احساس برتري در خليجفارس تلاش كردند طرحهاي خود را به كشورهاي منطقه تحميل كنند.
از ديگر سو پيروزي انقلاب اسلامي در ايران و سلطهناپذيري آن، منافع عظيم استعمارگران را در اين منطقه حساس خاورميانه با چالشي جدي مواجه ساخت.
استراتژي آمريكا در قبال ايران مبتني بر محدود ساختن، منزوي كردن و بهطور كلي حذف ايران از معادلات منطقه قرار گرفت و براي رسيدن به اين هدف از تمامي ابزار ديپلماسي، تحريم و حتي نظامي بهرهجست.
با وجود ترفندهاي سياسي، تبليغاتي، اقتصادي و نظامي استكبار خصوصا جنگ تحميلي،جريان بالنده انقلاب اسلامي مهار نشد و با قوت به راه خود ادامه داد.
آمريكا و غرب از بيم الگوپذيري مردم منطقه از ايدئولوژي انقلاب اسلامي و در نتيجه تهديد بيش از پيش منافع خود به هر دسيسهاي روي آوردند كه اوج خشونت آن در حركت فضاحتبار سرنگوني هواپيماي مسافري ايرباس ايراني تجلي يافت.
اين فاجعه غمانگيز انساني كه مقام معظم رهبري آن را نشاندهنده خشم و كينه ديوانهوار آمريكا نسبت به انقلاب و نظام اسلامي دانستند نه صرفا يك اقدام هدفمند در وادار ساختن ايران به پذيرش قطعنامه پايان جنگ بود، بلكه در وراي آن مهار تفكر اسلام اصيل و ناب بود؛ موضوعي كه امروزه پس از گذشت 24 سال، شاهد تعميق و گسترش آن در كل منطقه هستيم.
پس از اين فاجعه و در پي واكنش افكار عمومي جهان و برخي از مجامع بينالمللي، مقامات آمريكا از بيم رسوايي اين اقدام وقيحانه، براي توجيه جنايت خود با بيان دلايل ضد و نقيض كوشيدند اين اقدام خصمانه را صرفا يك اشتباه قلمداد كنند، ا ما با وجود شواهد كافي و مستندات غيرقابل انكار، موفق نشدند بر آن سرپوش گذارند.
هر چند از نظر مجامع بينالمللي اين موضوع پايان يافته تلقي ميشود، اما پرونده اين جنايت تروريستي هرگز در دادگاه وجدان انسانهاي آزاده جهان بسته نشده، همانگونه كه ديگر پروندههاي جنايتآميز آمريكا هميشه مفتوح خواهد ماند بنابراين پردازش به اين واقعه و نكوداشت خاطره شهادت مظلومانه مسافران پرواز 655، ضمن تبيين هزينههاي ايستادگي در برابر قدرتهاي زورگو، مصاديق پايداري ملت ايران را به جهانيان نشان ميدهد و ميتواند الگويي موثر براي تداوم جريان مقاومت ملتها در سراسر جهان باشد. انشاءالله.