0

چرا از كار خود لذت نمي بريم؟

 
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

چرا از كار خود لذت نمي بريم؟

 

چرا از كار خود لذت نمي بريم؟

 

1-نداشتن انگيزه غيرمادي

2-مقايسه كردن كار خود با ديگران

3-خارج بودن كار از حوزه تخصصي ما

4-خارج بودن كار از حد توان

5-احساس مجبور بودن به انجام كار

6-پيدا نكردن كار مورد علاقه

7-نداشتن ارتباط كاري مفيد با ديگران

8-يكنواخت شدن كار

9-احساس بي بركتي در كار

10-دانستن كار به عنوان مصيبت و نه به عنوان زندگي

11-احساس غيرمفيد بودن

12-احساس منفي نگري

13-احساس بي عدالتي

هركسي كه به سركار مي رود با عواملي سروكار خواهد داشت كه اگر آداب كاري را بلد باشد از كار خود لذت مي برد.عاملي كه مانع لذت بردن از كار مي شود اين است كه عوامل دروني مثل افكار بد و بي لياقتي و... وعوامل بيروني مثل بي عدالتي و رفتار بد همكاران و.... بر روي احساس ما نسبت به كاري كه انجام مي دهيم اثر مستقيم مي گذارد. 85% ناكامي هاي فرد ونارضايتي او از كار مربوط به خود اوست واگر كسي آداب كاري را بلد باشد آن 15% بيروني را هم مي تواند رفع كند.به طور مثال فردي نمي تواند كارش را عوض كند ومدت ها از كارش آزار ميبيند وگاهي اوقات تنگ نظري و ديد كوتاه انسان نمي گذارد كارش را عوض كند.اگر قرار باشد از كار خود لذت ببريم بايد اخلاق و گفتار و درون خود را عوض كنيم همچنين محيط و اطرافيان را خوب بشناسيم.                                                                                

حال اين سوال مطرح مي شود كه چه كنيم از كار خود لذت ببريم؟

اگر انسان كار خود را دوست داشته باشد هيچ گاه از كارش خسته نميشود پس بايد كاري را بيابيم كه از انجام آن لذت ببريم.اگر دنيا بر اساس تمايلات ما نيست بايد بكوشيم خود را با آن تطبيق دهيم مثل اينكه شغلي را پيدا كنيم كه آن را دوست نداريم پس بايد بكوشيم آن شغل را دوست داشته باشيم تا از انجام آن لذت ببريم.گاهي انسان از چيزي خوشش ميايد كه به ضررش است مثل سختي كشيدن كه در قرآن به آن اشاره شده است.شايد كاري كه الان داريم و از آن به هيچ وجه راضي نيستيم سرنوشت ما را عوض كند و به نفعمان باشد پس بايد طرز فكر خود را عوض كنيم و به آن كار عادت كنيم و از انجام آن لذت ببريم.  

هركاري كه به ما سپردند بايد بگوييم اين كار خود من است تا از آن لذت ببريم.زماني ما از كار لذت نمي بريم كه فكر كنيم اين كار را براي ديگران انجام مي دهيم و به نحوي آنها از ما بيگاري مي كشند.پس بايد فكر كنيم كاري كه ما انجام مي دهيم به سود خود ما و ديگران است و اين حس به ما كمك مي كند كه از انجام آن كار لذت ببريم.هر كاري را كه به ما مي سپرند بايد سعي كنيم به بهترين شكل انجام دهيم تا از پيامد آن احساس رضايت كامل كنبم ودر صورتي كه اين كار را درست انجام ندهيم عذاب وجدان به سراغ ما مي ايد و نتيجه آن مي شود كه از كار خود لذت نمي بريم وبا خوب و درست انجام دادن كار احساس رضايت بيروني و دروني نصيب ما مي شود.انتظار خود را از كساني كه به ما كاري را محول مي كنند كم كنيم.انتظار پايين شادي و لذت از كار براي ما به ارمغان مي اورد.كاري كه انجام مي دهيم براي دل خود باشد نه براي ديگران چون فردي كه كار را براي او انجام مي دهيم انسان است وگاهي اوقات به بهانه هايي نظير پررو شدن از او تشكر نمي كندو برخي ديگر نمي دانند چگونه تشكر كنند.در قرارداد هاي كاري خود كارفرما را خدا فرض كنيم و بگوييم كار را براي خدا انجام مي دهيم نه براي ديگران تا از كسي كينه به دل نگيريم.توجه داشته باشيم رضايت خدا در رضايت ما از كارمان است.يادمان نرود موفقيت شغلي 85% اخلاقي و15% فني است.
 

 

 

 

 

یک شنبه 11 تیر 1391  7:24 PM
تشکرات از این پست
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

پاسخ به:چرا از كار خود لذت نمي بريم؟

چگونه از کار لذت ببریم؟

·         گام اول :از حالا برنامه ریزی کنید و تلاش کنید کاری را که دوست دارید پیدا کنید . انسان هر چیزی را که دوست دارد ، از بودن با او لذت می برد و اگر روزی انسان از چیزی لذت نبرد به این معنی است که آن را به هر دلیلی دوست نداشته است . اگر انسان عاشق کارش باشد و آن را دوست داشته باشد، قطعا آن کار هر قدر هم که سخت باشد از آن لذت می برد.

از اینشتین پرسیدند که شما 18 ساعت در روز کار می کنید، خسته نمی شوید؟ پاسخ داد که من کار نمی کنم، تفریح می­کنم. یعنی اینکه چون کارم را دوست دارم با عشق آنرا انجام می دهم و چون با عشق انجام می دهم از آن لذت می برم و لذت بردن از کار همان تفریح است. پس گام اول برای لذت بردن از کار : ازالآن برنامه ریزی کنید کاری را پیدا کنید که دوست دارید.

·         گام دوم: دنیایی که ما در آن زندگی می کنیم همیشه بر وفق مراد نیست. اگر دنیا بر وفق مراد شما نیست ، شما باید سیستم را طوری عوض کنید که بر وفق مراد شما بشود. اگر فردا وارد بازار کار شدید و کاری را پیدا کردید که دوست ندارید یعنی کاری که دوست دارید پیدا نکردید، باید تلاش کنید کاری را که پیدا کردید دوست داشته باشید. خوشبختانه انسان موجودی است که قدرت سازگاری بالایی با تغییرات دارد. می تواند کاری بکند که از آن چیزی که برایش آزار دهنده است ، آزارش را کم کند و لذتش را زیاد کند.

برای این گام چند چیز لازم است. این را قبول کنید که خیلی اوقات شما چیزی را دوست دارید که به ضرر شماست و از چیزی بدتان می آید که به سود شماست. انسان بدش می آید که سختی بکشد ، اما بسیارند کسانی که سختی کشیدند و به جایی رسیدند. آیه قرآن مبین این نکته است" ای بسا شما از چیزی بدتان بیاید در حالی که به سودتان است و ای بسا از چیزی خوشتان بیاید در حالی که به ضررتان است ". اگر شما کاری را که دوست داشتید پیدا نکردید ، بگویید شاید این کاری که من از آن بدم می آید به سودم باشد و به گذشته نگاه کنید که شاید اگر کاری که من دوست داشتم به آن می رسیدم به ضررم می شد. این قضیه کمک می کند که شما از کارتان لذت ببرید. طرز فکرتان را نسبت به کاری که پیدا کردید عوض کنید. تلاش کنید کاری را که پیدا کردید دوست داشته باشید.

مثال ازدواج : تجربه نشان داده و قرآن هم می فرماید که اگر زن و مردی با هم ازدواج کنند و در ابتدا احساسی نسبت به هم نداشته باشند، خداوند احساس را در وجودشان ایجاد می کند. در مورد کار هم همینطور است. حالا که کاری پیدا کردید که از آن خوشتان نمی آید، تلقین کنید که از کار خوشتان بیاید شاید این به سودتان باشد.

·         گام سوم: هر کاری که به شما سپردند، به خود بگویید این کار خود من است به این ترتیب است از آن کار لذت می برید. ما زمانی عذاب می کشیم که فکر کنیم برای دیگران بیگاری می کنیم. تا زمانی که انسان فکر کند برای دیگران کار می کند از کارش لذت نمی برد. اما اگر اینطور فکر کند که این کار مال خودم است ، آن را درست انجام دهم، کم کم این نوع طرز فکر باعث می شود که کار را درست انجام دهید، احساس رضایت درونی کنید و مردمی که این کار را برایشان انجام می دهید رضایتشان را به شما منتقل کنند.

پس وقتی کار مال خودتان شد احساستان به شما کمک می کند که سختی آنرا تحمل کنید.

·         گام چهارم : هر کاری را که به شما واگذار کردند به بهترین شکل انجام دهید. کار را که شما خوب انجام دهید بازتاب آنرا که ببینید احساس لذت می کنید. اما اگر کار را سر هم بندی کردید وجدان از درون عذابتان می دهد.

مثال: روزی پیغمبر در روز دفن یکی از دوستانش با دقت آجر های کنار قبر را می چیدند. یکی از یاران گفت که یا رسول الله ، خودت را اذیت نکن. این ها چند روز دیگر می ریزند، چرا این قدر با دقت می چینید؟ پیغمبر فرمود : من دوست دارم کاری که به من واگذار شده به بهترین نحو ممکن انجام دهم .

در زندگی هیچ وقت برای دیگران کار نکنید. همیشه کار را برای خودتان انجام دهید و به بهترین شکل انجام دهید. به بهترین شکل انجام دادن منجر به احساس رضایت درونی می شود و چون خوب انجام دادید رضایت بیرونی را هم به سمت خودتان جلب می کنید.

·         گام پنجم: یکی از چیز هایی که ممکن است شما را در کارتان عذاب دهد این است که شما کارتان را خوب انجام می دهید ، اما افرادی که شما این کار را برایشان انجام دادید، یک تشکر خشک و خالی هم نمی کنند. اگر خواستید از کاری که انجام می دهید لذت ببرید، انتظارتان را از افرادی که برایشان کار می کنید به حداقل برسانید. هر قدر کمتر انتظار داشته باشید کمتر عذاب می کشید. هر قدر بیشتر انتظار داشته باشید بیشتر عذاب می کشید. انتظار که پایین باشد اگر یک نفر هم تشکر کرد لذت می برید. یکی از کشنده ترین حالت های انسان ، حالت انتظار است، این که انسان از اطرافیانش انتظار داشته باشد.

کاری که انجام می دهید برای دیگران انجام ندهید، زیرا دیگران انسان هستند و انسان چند نقطه ضعف دارد:

1)  خیلی اوقات نمی فهمد که شما برای او چه کار کردید و چون نمی فهمد چیزی هم نمی گوید.

2)  خیلی اوقات می فهمند اما به روی خودشان نمی آورند. چون فکر می کنند اگر تشکر کنند ، پررو می شوید!

3)  خیلی از انسان ها توانایی ابراز ندارند یعنی می فهمند، دوست هم دارند تشکر کنند اما نمی دانند چه بگویند.

همیشه کار را برای دل خودتان انجام دهید.

·         گام ششم : در قراردادهای کاری ، کار فرما را خدا فرض کنید. یعنی بگویید، خدایا من این کار را برای تو انجام دادم ، برای آدم ها انجام ندادم. چون من انسان ها را می شناسم. قرارداد خود را با خدا ببندید تا کینه انسان ها را به دل نگیرید. طوری کار کنید که رضایت درونی حاصل شود، شخصیتتان کامل شود، کار را مال خودتان بدانید این معنای کار برای خداست.

دو نکته مهم:

1)   اگر اخلاق کار را یاد نگیرید ، محکوم به شکست شغلی هستید. دیل کارنگی می گوید: موفقیت شغلی در مشاغل فنی 15% تخصص فنی می خواهد و 85%  اخلاق کاری.

2)         بهترین زمان در زندگی انسان 8 ساعتی است که در 24 ساعت شبانه روز کار می کند. اگر انسان اخلاق کاری را یاد نگیرد و این 8 ساعت خراب شود ، خواب او هم خراب می شود و رندگی او هم خراب می شود، زیرا نارضایتی شغلی منجر به بد خوابی می شود ، بدخوابی منجر به بد خلقی و بد خلقی منجر به زهر شدن کل زندگی می شود.
 

 

 

 

 

 

یک شنبه 11 تیر 1391  7:25 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها