«مسابقه هفته» آن زمان يكي از محبوبترين برنامههاي تلويزيون بود. اين جمله، خود نشانگر خيلي چيزهاست.
اگر همواره و طبق عادتي ديرين، برنامههاي نمايشي كه محبوب خانوادهها بوده و هست، حالا ما داريم از يك مسابقه حرف ميزنيم كه مردم عادي شوق تماشايش را داشتند؛ اتفاقي كه پس از آن هرگز تكرار نشد و با وجود طراحي و اجراي انواع و اقسام مسابقههاي علمي، سرگرمي و... طي اين سالها از شبكههاي گوناگون، همچنان مسابقه هفته مثل يك خاطره خوش و دستنيافتني از پس سالها جلوهگري ميكند. در اين مجال مختصر ميخواهيم دو دهه پس از اتمام پخش اين برنامه، دلايل جذابيتش را بررسي كنيم.
نخست بايد به اين نكته اشاره كرد كه سازندگان برنامه هرگز براي جذب مخاطب انبوه، سطح آن را پايين نياوردند. ساختار برنامه، روند ثابتي داشت.
به اين ترتيب كه يك مجري مسلط با طرح پرسشهاي گوناگون از شركتكنندگان در مسابقه، اطلاعات عمومي آنان را محك ميزد و هر كس قادر به پاسخ دادن به سه سوال نبود، حذف ميشد.
سه نفر باقيمانده به مرحلهنهايي ميرفتند و از ميان آنها يك نفر برگزيده ميشد. در ضمن اين سه نفر، به مسابقه آتي هم دعوت ميشدند و يك بار ديگر اين فرصت را براي رقابت با نفراتي تازه پيدا ميكردند.
با مرور اين ساختار ساده، متوجه ميشويم ثبات رويه، يكي از مهمترين ويژگيهاي اين برنامه بود. مردم با ديدن يك يا دو قسمت از اين مسابقه، با قواعد آن آشنا ميشدند و دانستن اين مسائل به آنها كمك ميكرد تا درباره موفقيت يا عدم موفقيت حاضران حدس بزنند يا گمانهزني بكنند.
همچنين اين ثبات رويه به برنامه هويتي ميداد كه مانند يك برنامه نمايشي، مخاطبان آشناي خود را داشته باشد.
اين مخاطبان با گوش سپردن به سوالات مجري تا وقتي كسي پاسخ صحيحي به اين سوالات بدهد، اطلاعات خود را به بوته آزمايش ميگذاشتند و درصورت درستي يا نادرستي پاسخهايشان در نهايت به معلومات آنها افزوده ميشد.
با اينكه در زمان ساخته شدن برنامه، تصور امكانات امروز براي برنامهسازي نيز امر محالي به نظر ميرسيد، سازندگان با رعايت سادگي، دكوري طراحي كرده بودند كه علاوه بر اينكه همه حاضران را به مشاركت در متن برنامه فراميخواند، ظاهري دلنشين نيز داشت.
يعني براي خاص كردن آن، طراحان به دكورها و رنگهاي عجيب و غريب متوسل نشدند و ظاهري متناسب با محتواي فرهنگي مسابقه، تدارك ديده بودند.
اينكه ميگوييم برنامه فرهنگي، خود نشانه ديگري است از اهميت و ارزش مسابقه هفته. اين مسابقه به دليل رويكرد ويژهاش در طرح مباحث معرفتي، در قالب سوالات جذاب، از پرسش درباره سادهترين جنبههاي زندگي تا پرداختن به نكتههاي ديني، علمي، هنري، تاريخي و... راه خود را در ذهن و قلب بينندگان تلويزيوني گشود و تا امروز نيز همچنان خاطرهانگيز و بيمانند برقرار مانده است.
باور اين واقعيت كه جذابيت، تصادفي و اتفاقي نيست، خود ميتواند باب تازهاي باشد براي ارزيابي برنامههاي سرگرمكننده مشابه كه برخلاف نيت و هدف اصليشان، سرگرمكننده نيستند و حتي گاه نميتوانند مخاطباني حداقلي را جذب كنند.
بخش كوتاهي از برنامه مسابقه هفته به نمايش سكانسهايي كوتاه از فيلمها اختصاص داشت براي محك زدن قدرت هوش و حافظه شركتكنندگان.
مرحوم منوچهر نوذري در معرفي اين فيلمها، با غروري منحصربهفرد، نام اصلي آثار را ميخواند و سپس نام كارگردان را.
اين حركت ساده اما سازنده، شايد يكي از جديترين اتفاقات در تاريخ تلويزيون بود كه اولا با انتخاب آثار برجسته هنري، ذوق سينمايي جوانان را تحريك ميكرد و چهبسا خاطراتي زيبا را براي باتجربهترها تداعي ميكرد و ثانیا با تاكيد بر نام كارگردان مشخص ميكرد سازنده واقعي آن آثار چه كساني بودند.
با اينكه در بسياري از تكهفيلمها، بازيگران شاخصي حضور داشتند كه معرف عام و خاص بودند، اما مجري فرهيخته اصرار بر نام كارگردان داشت و همين جرقهاي شد براي تربيت يك نسل.
شوخي نيست كه برخي برجستهترين منتقدان سينمايي حال حاضر ايران، در خاطرات خود اعتراف كردهاند همين بخش كوتاه، شوق سينما را در وجودشان بيدار كرد.
اما چگونه ميتوان از موفقيت يك برنامه گفت و از عامل اصلي آن و مهمترين دليل محبوبيتش سخن به ميان نياورد؟ مرحوم منوچهر نوذري با سابقه بازيگري، كارگرداني، نويسندگي و دوبلوري در سينما و تلويزيون براي اجراي برنامه مسابقه هفته انتخاب شد.
با اين كه او چهرهاي باتجربه و نامآشنا در عرصه فرهنگي كشور بود، اما امروز نام او با همين برنامه به ياد آورده ميشود و كمتر كسي است كه فكر كند برنامهاي با اين مشخصات، اگر بدون نوذري و با حضور فردي ديگر روي آنتن ميرفت هم همين نفوذ و تاثير را روي مردم داشت (كه همين اتفاق هم افتاد و همين نتيجه به دست آمد). زبانآوري (حاضرجوابي) نوذري خاص خودش بود.
با رعايت احترام، در پاسخ سريع و آني به شوخيها و نكتههايي كه از سوي حضار مطرح ميشد، جوابهاي دندانشكن ميداد و آنقدر ظريف اين كار را ميكرد كه به هيچ كس برنميخورد. جديت و شوخطبعي آن مرحوم، با اتكا به قدرت بازيگرياش، لحن برنامه را هر گاه كه اراده ميكرد، تغيير ميداد.
ظاهر شيك و هميشه آراستهاش، ستايشبرانگيز بود و رسانه آنقدر برايش احترام و تقدس داشت كه ميكوشيد بهترين باشد. با اينكه برنامهاش زنده و مستقيم پخش نميشد، اما شيوه اجرايش به گونهاي بود كه هر بينندهاي فكر ميكرد مسابقه در همان زمان در حال برگزاري است.
اينها همه مشخصههاي يك اجراي بينقص است. نوذري در وراي ظاهري دلنشين و پدرانه، مسلط بر جميع بحثها، از دانش و هوش خود كمك ميگرفت تا ثابت كند برخلاف تصور رايج، اجراي برنامه، نيازمند داشتن خيلي از توانمنديهاست.
از اينروست كه ميگوييم حاضرجوابياش نه به دليل شيرينزباني و پرحرفي كه بهواسطه مسلح بودنش به دانش عمومي شگفتانگيزي بود كه از راه مطالعه و مشاهده به دست آمده بود.
آنان كه او را از نزديك ميشناختند بخوبي ميدانند چه عطش سيريناپذيري براي خواندن و فيلم ديدن داشت. يادش گرامي باد!(جام جم - ضميمه قاب كوچك)