
● انحلال پیمان سیتو 
«سازمان پیمان آسیای جنوب شرقی» موسوم به «پیمان سیتو» در چنین روزی از سال ۱۹۷۷ میلادی منحل گردید.
قبل از جنگ جهانی دوم، منطقه آسیای جنوب شرقی را «آسیای مونسون» مینامیدند. اما منشأ (خاستگاه) اصطلاح «آسیای جنوب شرقی» با اشغال این منطقه توسط ژاپن و بهمنظور تعیین نام مناطقی در جنوب چین که به اشغال ژاپن درآمده است، رایج گردید.
اولینبار در اوایل ۱۹۴۱م، زمانی که روزولت درباره طرح ژاپن راجع به خوداری از هرگونه پیشرفت نظامی در داخل منطقه «آسیای جنوب شرقی» سخن میگفت، عنوان مذکور را بهکار برد و در مکاتبه دیگری روزولت به چرچیل اظهار کرد که پاسخ آمریکا به ژاپن، فقط هشدار نسبت به هرگونه تحرک نظامی در آسیای جنوب شرقی بوده است.
بهطور کلی، رقابت کشورهای خارجی و تنشهایی در این منطقه، در بهوجود آوردن پیمان سیتو بیتاثیر نبوده است: ۱) نقش قدرتهای خارجی در مستعمره کردن برخی از کشورهای منطقه مانند حضور هلند در اندونزی و تلاش آن کشور به گسترش کشت تجاری محصولات (قهوه و شکر) که باعث پیشرفت صنعت و تجارتش میشد، تغییراتی را در ساخت اقتصادی و استثمار نیروی کار بومی اندونزی باعث گردید. (سابقه استعماری در این منطقه با ورود پرتغالیها در ۱۵۱۱م آغاز شد و زمینه را برای دیگر کشورها مانند اسپانیا، هلند، بریتانیا و آمریکا فراهم کرد.) ۲) توسعه کمونیسم. ۳) وجود تنوع قومی - مذهبی در این منطقه. ۴) ادعاهای دخالت سرزمینی کشورهای این منطقه نسبت به همدیگر (مانند متهم کردن مالزی توسط کشور تایلند مبنی بر حمایت آن کشور از تجزیهطلبان مسلمان در جنوب تایلند).
• «سازمان پیمان آسیای جنوب شرقی» موسوم به «پیمان سیتو» (پیمان دفاع جمعی آسیای جنوب شرقی) پیمانی است که در مانیل پایتخت فیلیپین در سال ۱۳۳۳ش (۱۹۵۴م) بین کشورهای امریکا (کارگردان اصلی پیمان بود)، استرالیا، پاکستان، زلاندنو، تایلند، فیلیپین، فرانسه و بریتانیای کبیر به امضا رسید و از بین اعضای سیتو بهلحاظ جغرافیایی، تنها دو کشور تایلند (تنها کشور منطقه که مستعمره نشد) و فیلیپین (در ۱۹۶۴م به استقلال رسید) در بخش آسیای جنوب شرقی بودند و شش عضو دیگر خارج از منطقه واقع شده بودند. در پایان کنفرانس ۱۹۵۴م، به حقوقی مانند حق ملل منطقه بر تعیین سرنوشت خود، حق تصمیم و آزادی تأکید شد.
این پیمان از یک طرف نشأت گرفته از سیاست «سد نفوذ» آمریکا (در دوره ترومن رئیسجمهوری وقت) در قبال شوروی است که فضای سیاسی - استراتژی منطقه را کانون توجه تعاملات بینالمللی و قدرتهای بزرگی مانند آمریکا، شوروی، چین و ژاپن قرار داد و از طرف دیگر، توسط پیمان سنتو (سازمان پیمان مرکزی در سال ۱۹۵۹م بهعنوان جانشین پیمان بغداد بهوجود آمد و بهجز عراق دیگر اعضا مانند ایران، پاکستان، ترکیه و انگلستان در آن حضور داشتند اما آمریکا عضو آن نبود ولی بر آن نظارت میکرد) به پیمان ناتو (پیمان آتلاتینک شمالی) که در آن اروپای غربی در برابر اروپی شرقی (ورشو) قرار داشت پیوند داده میشد و از پاکستان شروع و به اندونزی ختم میشد. ناتو، سنتو و سیتو سه پیمان نظامی بودند که بنا بود شوروی و اقمارش را محاصره کنند.
بین سالهای ۱۹۴۵م تا ۱۹۶۰م - یعنی بعد از جنگ جهانی دوم - کشورهای منطقه آسیای جنوب شرقی درصدد استعمارزدایی برآمدند اما آمریکا برای حفظ منافع خودش بهجای اینکه تکتک کشورها را در مقابل مخالفتهای داخلی و خارجی تقویت کند، آنها را بهصورت پیمانهایی متمرکز نمود.
با اینکه بهطور کلی سیاستهای جهانی (دو قطب شرق و غرب) از طرف دیگر، کشورهای منطقه را مجبور ساخته بود که به روشهای گوناگون به بلوک شرق یا به بلوک غرب بپیوندند یا راه حل عدم تعهد را انتخاب کنند؛ در سال ۱۹۵۴م فیلیپین و تایلند تنها کشورهای منطقه آسیانی جنوب شرقی بودند که به سیتو پیوستند. جمهوری دموکراتیک ویتنام (ویتنام شمالی) نیز در موضعگیری سیاسی خود، اتحاد با دو کشور اتحاد شوروی سابق و جمهوری خلق چین (چین قارهای) را در نظر داشت.
در این شرایط، بیشتر کشورهای آسیای جنوبی شرقی، راه حل سیاست عدم تعهد را برگزیدند که بعد از ۱۹۵۵م، حالت عمومی یافت و سه کشور برمه، اندونزی و کامبوج بهطور فعال تابع سیاستهای بیطرفانه بودند، سیاستهایی که وزیر خارجه آمریکا آنها را غیراخلاقی (!) خوانده بود.
• پیمان سیتو بهعنوان یک قرارداد همکاری نظامی و اقتصادی بین ۸ کشور عضو به امضا رسید؛ اما تأکید اصلی آن بیشتر بر همکاریهای نظامی در برابر ایدئولوژی کمونیست بود و مرکز نظامی و غیرنظامی این پیمان در بانکوک قرار داشت و هدف آن دفاع از آسیای جنوب شرقی در برابر تهاجم کمونیسم، تضمین صلح در جنوب شرقی آسیا و جنوب غربی اقیانوس کبیر بود؛ ولی با تضعیف قدرت آمریکا از اهمیت ژئوپلیتیکی و جغرافیای سیاسی آن کاسته شد و پاکستان در سال ۱۳۵۱ش (۱۹۷۲م) از پیمان مذکور خارج شد و خود پیمان نیز در سال ۱۹۷۷م (۱۳۵۶ش) منحل اعلام گردید.
از جمله دلایل فروپاشی آن میتوان به: ۱. شکست آمریکا از ویتنامیها؛ ۲. عدم عضویت قدرتهای درجه اول در آن پیمان و ۳. حمایت دور قدرتهای درجه اول از آن اشاره کرد.
• از دیدگاه ژبیگینو برژینسکی مشاور امنیت ملی جیمی کارتر، «آسیای جنوب شرقی ثروت بالقوه فراوانی دارد و در عین حال از لحاظ جغرافیایی بسیار پراکنده و بزرگتر از آن است که حتی تحت سیطره چین قرار گیرد؛ اما این منطقه از لحاظ سیاسی ضعیفتر و شکنندهتر از آن است که تحت نفوذ چین قرار نگیرد. نفوذ منطقهای چین که ریشه در حضور مالی و اقتصادی چین در تمام کشورهای منطقه دارد، با رشد قدرت چین افزایش خواهد یافت.»
بنا به دیدگاه برژینسکی، میتوان چنین تحلیل کرد: درصورتیکه اعمال محدودیتی بر قدرت چین شود (برای جلوگیری از چینهراسی در منطقه) از یک طرف به نفع منافع چین است و از طرف دیگر به اتحاد ضدچینی (با حمایت آمریکا و استرالیا و ژاپن) منجر میشود. بهطور کلی، بلندپروازیهای چینیها در منطقه آسیای جنوب شرقی میتواند در تضاد با منافع آمریکا قرار گیرد.
نخبگان سیاسی و نظامی آمریکا بر این امر توافق داشتند که پیمان سیتو نسبت به پیمان ناتو کماهمیتتر است چرا که تهاجم شوروی به ناتو وسیعتر از سیتو است (تهدید تمدنی و تهدید علیه ارزش افراد) و از طرف دیگر، شورشهای ملی در منطقه آسیای جنوب شرقی بهجای جنگ فرامرزی است.
در این باره میتوان به دیدگاه یکی از رهبران آمریکا بهنام «دین آچسون» اشاره کرد که بیان میدارد تهدیدی که ناتو بدان پاسخ میگوید، «نهتنها تهدیدی علیه کشور ما بلکه تهدیدی علیه تمدنی است که ما در درون آن زندگی میکنیم» یا اینکه طبق ماده ۵ پیمان ناتو، هر حمله علیه یکی از اعضای سازمان در حکم حمله به همه اعضا تلقی میشود؛ اما در ماده ۴ پیمان سیتو چنین حملهای صرفاً در حکم تهدید به صلح و امنیت تلقی میشود.
بهطور کلی آمریکا در دهه اخیر، روابط ویژهای با ژاپن، کره جنوبی، تایوان، سنگاپور، فیلیپین، اندونزی و استرالیا در آسیا - پاسیفیک دارد و درصدد است روابط امنیتی چندجانبهای را در سیاست خارجی خود داشته باشد و ناتو را به آسیا گسترش دهد و NATO-Asia را نهادینه کرده، گسترش و تحکیم بخشد.
• با شکست پیمان سیتو و جنگ ویتنام؛ ایالات متحده کشورهای منطقه را نسبت به ایجاد اتحادیه آسیای جنوب شرقی (آسه.آن) ترغیب کرد؛ این اتحادیه در سال ۱۹۶۷م بین تایلند، مالزی، سنگاپور، اندونزی و فیلیپین تشکیل شد. و در سال ۱۹۸۵م آمریکا نیز به آن پیوست.
از طرف دیگر، برمه عضو آسه.آن نشد و ویتنام نیز بهدلیل عدم پذیرش پیمان آسه.آن نتوانست از کمکهای آمریکا استفاده کند و با امضاء قرارداد ۱۹۷۸م شوروی سابق، به شورای همکاریهای متقابل اقتصادی (کموکون) پیوست که این اتحادیه برخلاف پیمان سیتو (که کارویژه امنیتی داشت) بیشتر کارکردهای اقتصادی - سیاسی را دنبال میکند.