0

دوستم تعریف می کرد

 
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

دوستم تعریف می کرد

دوستم تعریف می کرد:


سوار تاکسی بودم. یه خانمی کنارم نشسته بود. در تمام طول راه هی تو آینه واسه راننده چشم و ابرو می اومد. هی به خودم

گفتم یه چیزی بهش بگما!!!!


همون موقع اومد پیاده بشه. راننده با خنده گفت: خانم کرایه؟


یه نازی کرد و گفت: منم کرایه بدم؟


راننده گفت: نه خانومی مهمون ما باش!!!


با چشمای از حدقه در اومده به راننده زل زده بودم.


که از تو آینه به من گفتـــــ: خانوممه. رسوندمش دم مدرسه پسرم

 

گوشی های ایرانی جی ال ایکس را با تخفیف بخرید

در صورت تمایل پیام بدید

چهارشنبه 7 تیر 1391  1:05 PM
تشکرات از این پست
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:دوستم تعریف می کرد

دوستم تعریف می کرد:

یک روز که فرماندهان ارتش، در یک قرارگاه نظامی برای طراحی یک عملیات، همه جمع شده بودند، حاج همت هم از راه رسید، امیرعقیلی، سرتیپ دوم ستاد «لشکر 30 پیاده گرگان»، حاجی را بغل کرد و کنارش نشست، امیر عقیلی به حاج همت گفت: حاجی یک سوال دارم، یک دلخوری خیلی زیاد، من از شما دلخورم
حاج همت گفت: بفرمائید، چه دلخوری!
امیر عقیلی گفت: حاجی شما هر وقت از کنار پاسگاه های ارتش، از کنار ما که رد می شوی، یک دست تکان می دهی و با سرعت رد می شوی. اما حاجی جان، من به قربانت بروم، شما از کنار بسیجی های خودتان که رد می شوی، هنوز یک کیلومتر مانده، چراغ می دی، بوق می زنی، آرام آرام سرعت ماشین ات را کم می کنی، بیست متر مانده به دژبانی بسیجی ها، با لبخند از ماشین پیاده می شوی،دوباره باز دستی تکان میدهی، سوار می شوی و میروی.
رد میشی اصلا مارو تحویل نمی گیری حاجی، حاجی بخدا ما خیلی دل مان میاد.
حاج همت این ها را که از امیر عقیلی شنید، دستی به سر امیر کشید و خندید و گفت: اصل ماجرا این است که از کنار پاسگاه های شما که رد می شوم، این دژبان های شما هر کدام چند ماه آموزش تخصصی می بینند که اگر یک ماشین از دژبانی ارتشی ها رد شد، مشکوک بشوند؛ از دور بهش علامت میدهند، آرو آروم دست تکان میدهند، اگه طرف سرعتش زیاد بشه، اول علامت خطر میدهند،بعد ایست میدهند، بعد تیر هوائی میزنند، آخر کار اگر خواست بدون توجه دژبانی رد بشود.به لاستیک ماشین تیر میزنند.
ولی این بسیجی هایی که تو میگی، من یک کیلومتر مانده بهشان مرتب چراغ میدم، سرعتم رو کم میکنم، هنوز بیست متر مانده پیاده می شوم و یک دستی تکان میدهم و دوباره می خندم و سوا می شوم و باز آرام از کنارشان رد می شوم.
آخر این بسیجی ها مشکوک بشوند.اول رگبار می بندند.بعد تازه یادشان میاد که باید ایست بدهند. یک خشاب و خالی می کنند، بابای صاحب بچه را در می آورند، بعد چند تا تیر هوائی شلیک می کنند و آخر که فاتحه طرف خوانده شد، داد می زنند ایست.
این را که حاجی گفت: بمب خنده بود که توی قرارگاه منفجر شد. حالا نخند کی بخند.....

 

گوشی های ایرانی جی ال ایکس را با تخفیف بخرید

در صورت تمایل پیام بدید

چهارشنبه 7 تیر 1391  1:07 PM
تشکرات از این پست
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:دوستم تعریف می کرد

دوستم تعریف می کرد:

جوانی از من پرسید چرا شب‏ها برق خانه‏ی ما قطع می‏شود، در حالی که ما [عربستان سعودی] یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان هستیم؟ به او گفتم این از حکمت‏های ولیّ امر [ملک عبدالله سعودی] است تا به تو تاریکی قبر را یادآوری کند؛ پس آن جوان گریست و ما نیز همگی گریه کردیم[!!!]

از صفحه‏ ی توئیتر یک عالِم وهابی

 

 

گوشی های ایرانی جی ال ایکس را با تخفیف بخرید

در صورت تمایل پیام بدید

چهارشنبه 7 تیر 1391  1:11 PM
تشکرات از این پست
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:دوستم تعریف می کرد

دوستم تعریف می کرد:

دست دوستم يه گوشي ايفون ديدم حسوديم شد اومدم خونه به مامانم گغتم من يه apple ميخوام؟
مامان یه لبخند مرموزی زد و رفت!
شب كه بابام اومد دستش يه پلاستيك سيبه! ميگه تو فك كردي من و مامانت انگليسي بلد نيستيم !!

 

گوشی های ایرانی جی ال ایکس را با تخفیف بخرید

در صورت تمایل پیام بدید

چهارشنبه 7 تیر 1391  1:12 PM
تشکرات از این پست
omegaa
omegaa
کاربر طلایی2
تاریخ عضویت : آذر 1389 
تعداد پست ها : 1738
محل سکونت : اصفهان

پاسخ به:دوستم تعریف می کرد

دوستم تعریف می کرد:

(قبل از شهادت) شهید بهشتی از دیدار امام برمی‌گشت.

رفته بود توی فکر. امام خواب دیده بود عبایش سوخته، به بهشتی گفته بود مواظب خودتان باشید.

می‌گفت: از امام پرسیدم چرا؟
جواب داده بود: «آقای بهشتی شما عبای من هستید».

 

گوشی های ایرانی جی ال ایکس را با تخفیف بخرید

در صورت تمایل پیام بدید

چهارشنبه 7 تیر 1391  1:14 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها