0

گفت‌وگو با بازیگر فیلم «خوابم می‌آد»

 
abdo_61
abdo_61
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 37203
محل سکونت : ایران زمین

گفت‌وگو با بازیگر فیلم «خوابم می‌آد»

 

خوابم می‌آد
چون من بچه تهرانم. به اصطلاح، بچه‌های ناف تهرون لهجه بخصوصی دارند. وقتی بازی می‌كنم، سعی می‌كنم ساده و روان صحبت كنم و دقت لازم را به زیر و بم كلمات داشته باشم.....
                                                          
 
 
 
 
زوج خوبی با اکبر عبدی بودیم
 ناصر گیتی‌جاه سال 1314 در تهران متولد شد. بازی در تئاتر را از سال 1334 تجربه و بازی در سینما را از سال 1352 شروع كرد. حضور او در سریال‌های تلویزیونی و بیشتر در نقش‌های طنز توجه مخاطبان را تاكنون جلب كرده است.
«خوابم می‌آد» نخستین فیلم سینمایی رضا عطاران با بازی ناصر گیتی‌جاه،ازجمله بازی‌های متفاوت این بازیگر قدیمی تئاتر است كه در سینماهای كشور اكران شده است. 
گفت‌وگو با این هنرمند به دلیل مشغله كاری‌اش تلفنی انجام شد كه به ناچار مختصر و كوتاه تنظیم شده است.

آقای گیتی‌جاه! پیش از بازی در فیلم «خوابم می‌آد» سابقه همكاری با آقای عطاران را داشتید؟
بله. ولی همكاری كوتاهی بود. پیش از این با آقای عطاران در سریال «كوچه اقاقیا» كار كرده بودم.

به دلیل همین در فیلم «خوابم می‌آد» بازی كردید؟
خب من از سال 1338 در برنامه‌های تلویزیونی خانوادگی زیاد بازی كرده‌ام. به همین دلیل وقتی فیلمنامه را خواندم، دیدم می‌توانم از عهده كار بربیایم. ضمن این كه شخصیتی كه در «خوابم می‌آد» بازی كردم هم جای كار داشت.

آیا هنگام كار با كارگردانان جوان راحت كنار می‌آیید؟
من راحت كار می‌كنم. ولی گاهی اوقات هم شده كه با هم به توافق نرسیدیم. مثلا با دو نفر از كارگردانان جوان در دو سریال متفاوت كار كردم كه به مشكل برخوردیم. یكی از آنها هنگام بازی از من ایراد می‌گرفت، ولی من همچنان كار خودم را انجام می‌دادم. بعد می‌گفت چرا حرف من را قبول نمی‌كنی؟ من هم می‌گفتم چون درست نمی‌گویید! من حدود 60 سال روی صحنه تئاتر بازی كرده‌ام. بالاخره می‌دانم باید چه كاری انجام دهم. البته ادعایی ندارم و هنوز معتقدم كه باید یاد بگیرم. خودم را هنوز شاگرد می‌دانم. به همین دلیل دیگر همكاری‌ام را با آن كارگردان ادامه ندادم. ولی درمورد كار با آقای عطاران باید بگویم كه با ایشان راحت بودم. چون جوانی است كه ابتكار عمل دارد. گواه این مساله سریال‌های تلویزیونی ایشان است كه همیشه طرفدار داشته و دارد. ما در كنار هم می‌دانستیم چه‌كار داریم می‌كنیم. به همین دلیل موقع بازی هر چه او می‌گفت من هم انجام می‌دادم.

تصوری كه از شما وجود دارد این است كه همیشه در نقش پدر خانواده حضور پررنگی دارید و اتفاقا در شخصیت‌های طنز به دل می‌نشینید.
می‌دانید چرا؟

خب چرا؟
چون من بچه تهرانم. به اصطلاح، بچه‌های ناف تهرون لهجه بخصوصی دارند. وقتی بازی می‌كنم، سعی می‌كنم ساده و روان صحبت كنم و دقت لازم را به زیر و بم كلمات داشته باشم. تجربه بازی در تئاتر به من یاد داده كه چگونه مخاطب را نگه دارم.

البته نقش‌های جدی هم بازی كرده‌اید. ولی در میان نقش‌هایتان بیشتر بازی در نقش آخرین شاه ایران از همه بیشتر به یاد مانده است. سریال اشك تمساح با بازی شما را هنوز به خاطر می‌آوریم كه البته قسمت‌های پایانی آن دیگر پخش نشد!
بله. سال 1363 بود. خب من در تئاتر نقش شاه زیاد بازی می‌كردم؛ شاه عباس صفوی، هارون‌الرشید و ... . ولی برای نخستین بار بود كه نقش محمدرضا شاه را بازی می‌كردم. كارگردان آن سریال مرحوم نجیب‌زاده بود كه من را انتخاب كرد و بعد گریم كردند و گفتند خیلی شبیه هستی. البته در فیلم سقوط به كارگردانی آقای محمدرضا ورزی هم نقش شاه را بازی كردم كه به نظرم كار بسیار خوبی شده است.

زوج فیلم «خوابم می‌آد» با بازی شما و اكبر عبدی به نظر می‌رسد یكی از بهترین زوج‌های سینمایی در ژانر كمدی است. هر چند كه هردو بازیگر مرد هستید.
(می‌خندد) راست می‌گویید. من و اكبر عبدی خیلی با هم هماهنگ بودیم.

شاید یك دلیلش علاقه‌مندی آقای عبدی به شخصیت هنری شما باشد. ایشان در جایی گفتند در دوره‌ای كه در بازار كار می‌كردند، علاقه‌مند بودند شما را از نزدیك ببینند. آن زمان دربانك سپه كار می‌كردید و فیلم مراد برقی و هفت دخترون هم طرفدار زیادی داشت.
بله. نقش جعفر آقا معمارچی كه من در مراد برقی و هفت دخترون داشتم، باعث شده بود كه خیلی‌ها من را به یاد بسپارند. گفته آقای عبدی را هم خوانده‌ام. ظاهرا ایشان آن موقع‌ها پیش عمویشان كار می‌كردند و شنیده بود كه ناصر گیتی‌جاه در بانك سپه كار می‌كند. چند بار از عمویشان می‌خواهد چك را خودشان در بانك نقد كنند كه در نهایت یك روز به بانك می‌آیند و می‌بینند من پشت باجه مشغول كار هستم. به هر حال بازی در كنار ایشان خیلی راحت بود. حتی یك موقع‌هایی به من می‌گفت آقا ناصر این كار را انجام بدهی بهتر است. من هم قبول می‌كردم، چون درست می‌گفت.

از صحنه‌های خنده‌دار فیلم، تیراندازی شما و آقای عبدی بود و همین‌طور النگوهای خانم را می‌فروشید و بعد می‌فهمد و باقی ماجرا.
(می‌خندد) البته من هنوز فیلم را ندیده‌ام. ولی یادم می‌آید سر آن صحنه هر چه می‌گفتند همان كار را انجام می‌دادم. البته صحنه‌های كمی از بازی دو نفره ما به دلیل طولانی‌بودن كوتاه شد.

مثلاً چه صحنه‌ای؟
دوران جوانی اكبر عبدی را نشان می‌داد كه به بچه با تاكید می‌گوید هر وقت دستشویی داری به من بگو. من هم با حالت عصبانی به او می‌گویم چرا سر بچه داد می‌زنی. او هم قاشق را به سمت من پرتاپ می‌كرد. بعد من هم پرتاب می‌شوم و سرم به دیوار می‌خورد. ولی برای این‌كه سرصحنه آسیب نبینم 2 تا تشك روی زمین پهن می‌كنند تا من روی آن بیفتم. ولی آنقدر این صحنه طبیعی و جالب در آمده بود كه خودمان هم خنده‌مان گرفت.

خودتان بعد از 60 سال كار هنری، بازی در کجا را ترجیح می‌دهید، سینما، تئاتر یا تلویزیون

خب من همیشه برای دلم در تئاتر بازی كردم. ولی متاسفانه تئاتر درآمدی ندارد. سینما و تلویزیون هر كدام حسنی دارند. منتها جنبه ماندگاری سینما بیشتر است. به هر حال به خاطر عشق به كارم هست كه دارم ادامه  می‌دهم.

با این حال نقش كمدی را ترجیح می‌دهید؟
خیر. هر نقشی را كه جای كار داشته باشد ترجیح می‌دهم.
 
        

 

مدیر سابق تالار آموزش خانواده

abdollah_esrafili@yahoo.com

 

  شاد، پیروز و موفق باشید.

سه شنبه 6 تیر 1391  9:49 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها