روزي كه ايرانيان دوباره بر سراسر كشور حاكم شدند
ايالت كرمان 27 ژوئن سال 967 ميلادي (ششم تيرماه) به متصرفات فناخسرو ديلمي پيوست. در آن زمان ايالت كرمان كه جنوب آن را خليج فارس و درياي عمان تشكيل ميداد به مراتب وسيعتر از امروز بود. با پيوستن كرمان به قلمرو عضدالدوله، سراسر ايران داراي حكومتهاي ايراني شد كه سامانيان و آل بويه سهم بيشتري در آن داشتند. قلمرو عضدالدوله پس از پيوستن كرمان، شامل سراسر جنوب و مركز ايران بود.
فناخسرو معروف به عضدالدوله پسر ركنالدوله در اصفهان به دنيا آمده بود. پدر و دو عموي او از ديلمان (شمال ايران) برخاسته بودند كه به همراه «ماكان كاكي» و مرد آويز پرچم استقلال ايران و جدا ساختن آن را از قلمرو خلفاي عباسي را برافراشتند و موفق به اين كار مهم شدند. بغداد به تصرف علي بويه (عمادالدوله) درآمد و از آن زمان، خلفاي عباسي تحت نفوذ و اقتدار ايرانيان قرار داشتند.
از زمان ديلميان بود كه مذهب شيعه (اثني عشري) به صورت ستون اصلي ناسيوناليسم ايراني درآمد. بوئيان خود را از فرزندان بهرام گور و ساسانيان ميدانستند كه در زمان ساسانيان نيز آيين زرتشت ستون اصلي ناسيوناليسم ايراني بود و امپراتوري ايران قرنها به صورت يكي از دو ابرقدرت جهان عمل ميكرد.
افتادن بخارا، سمرقند و تاشکند به دست چينيان
پس از سقوط ساسانيان و فروپاشي امپراتوري ايران، منطقه فرارود (خراسان بزرگتر) بيش از مناطق ديگر ايرانزمين دچار خلأ قدرت شد. «فرارود» آخرين منطقهاي بود که يزدگرد سوم (آخرين شاه ساساني) براي ايستادگي در برابر اعراب به آنجا رفته بود. پس از ترور او در مرو، پادگانهاي ايراني در مرزهاي شمال شرقي ميهن هم (که در منطقه فرارود به «مرزبان» موسوم بودند و بزرگترين پاسگاه آنها در «خجند» استقرارداشت) منحل شدند.
با انحلال پاسگاههاي مرزباني ايران در مسير سيردريا، در ژوئن سال 752 ميلادي چند واحد نظامي چين از سيردريا (رود سيحون) گذشتند و بدون برخورد با مقاومت وارد منطقه فرارود شدند. نيروهاي چين که از دره رود «تاريم» به منطقه فرارود وارد شده بودند تا بخارا، سمرقند، تاشكند و بخارا پيش آمده و بر آن سه شهر مستولي شدند. اين نيروها که با مقاومت پراکنده مردم محل رو به رو بودند پس از اطلاع از نزديک شدن يک سپاه عرب به فرارود، منطقه را بدون جنگ ترک کردند.
گريز ايرانيان از پرداخت ماليات
دكتر ميلسپو مستشار آمريكايي ماليه ايران 27 ژوئن 1943 در مصاحبهاي گفته بود که نميداند چرا ايرانيان ثروتمند از دادن ماليات كه حق جامعه از درآمد آنان است تا اين حد گريزان هستند و نميخواهند امور مالياتي وطنشان كه به سود همه و عامل تقويت بنيه و پيشرفت كشور، ضامن تداوم درآمد و تامين امنيت آنان است تنظيم و رو به راه شود. همين بينظمي مالياتي عامل ايجاد مسائل متعدد، بيپولي دولت و روشن نبودن وضع اقتصاد ايران بوده است و مطبوعات که به طبقه مورد اعتماد دولت و سياسيون تعلق دارند نميکوشند که به حل مسائل وطنشان کمک كنند و از ايجاد مسائل تازه پيشگيري شود و تا اعمال نفوذ و مسئله ماليات برطرف و مطبوعات اصلاح نشوند نجات ايران و افتادن در راه پيشرفت امکانپذير نخواهد بود.
ميلسپو اضافه كرده بود: نميدانم كه چرا دولت کنوني (تابستان 1322) و دولتهاي گذشته ايران درصدد گرفتن ماليات واقعي برنيامدهاند. از چه ميترسند؟ در جلسات مختلف با مقامات ايران، صدبار برايشان گفتم كه ماليات مردم، آمريكا را به يك قدرت جهاني مبدل كرده است كه به خرجشان نميرود. تا در جلسه (مذاکره با مقامات) هستيم نظر مرا تأييد ميكنند و «بله درست است» ميگويند ولي پس از خروج از جلسه همان راه هميشگي خودرا ادامه ميدهند. من اين معمّا را نميفهمم و نميتوانم آن را هضم بكنم.
نخستين مجله بانوان درجهان
27 ژوئن سالروز انتشار نخستين مجله بانوان جهان در سال 1693در لندن است. مدير آن مردي به نام «جان دانتون» بود.
نام اين مجلهLadies' Mercury بود.
370 سال پس از انتشار اين مجله، ايران داراي يک مجله بانوان شد که ابتدا در مشهد (خراسان) انتشار مييافت. مجلههاي اختصاصي فعلي بانوان در ايران، کار خود را از دهه 1340 آغاز کردند.
www.iranianshistoryonthisday.com