بدخلقي و اخمويي كودكان ميتواند ناشي از بيماري، گرسنگي، خستگي، ترس، حسادت، تحريك شدن توسط اطرافيان و... باشد.
اين كودكان به دلايل مختلف سر و صدا و قشقرق راه مياندازند يا سعي ميكنند شما را عصباني و تحريك كنند.
همچنين ممكن است از شما نافرماني كنند يا بشدت به شما بچسبند و با جار و جنجال از شما بخواهند هميشه در آغوش شما باشند. بدون شك تربيت كودكان، كار دشواري است.
براي مثال كودكي را مجسم كنيد كه وسط يك فروشگاه شلوغ شروع به بدرفتاري ميكند و جسورانه به والدينش درشتي ميكند.
در چنين مواقعي حتي والديني كه در مورد تربيت فرزندشان خيلي به خود اطمينان دارند نيز مأيوس و دلسرد ميشوند و به دنبال روش و كلمات مناسبي ميگردند تا كودك خود را آرام كنند.
در اين مقاله قصد داريم طي چندمرحله، نحوه رفتار مناسب والدين با اين گونه كودكان را گوشزد كنيم تا از اين طريق، بدخلقي اين گونه كودكان تقليل يابد و كودك و والدين احساس بهتري داشته باشند.
بسياري از خانوادهها از كودك خشمگين خود گلايه دارند و بسيار تمايل دارند كه علت اين رفتارها را بدانند و راههاي پيشگيري و اصلاح رفتار را در اين زمينه به كار گيرند.
در واقع كودك با رفتار پرخاشگرانه خواستار به دست آوردن هدفي ديگر است و ابداً قصد حمله به ديگران يا اذيت كردن آنها را ندارد.
البته ممكن است پرخاشگري جنبه انتقامگيري نيز داشته باشد؛ يعني كودكي كه مورد اذيت و آزار قرار گرفته و نتوانسته خشم خود را ابراز كند، اكنون با پرخاشگري به كاهش اضطراب خود ميپردازد.
يكي از دلايل بسيار مهم پرخاشگري در كودكان، يادگيري است؛ يعني كودكاني كه الگوهاي رفتاري پرخاشگرانه داشتهاند، همانند الگوهاي خود رفتار ميكنند.
چنانچه كودك داراي پدر يا مادري با خلقوخويي عصباني و پرخاشگر يا شاهد رفتارهاي خشونتبار پدر و مادر خود با افراد ديگر باشد، مسلما او نيز پرخاشگر خواهد شد. بنابراين كودكان از طريق مشاهده، رفتارهاي والدين را ميآموزند و الگوبرداري ميكنند.
كودكان مضطرب نيز نميتوانند كودكان آرامي باشند و رفتارهايي پرخاشگرانه از خود بروز ميدهند، البته آنها بلافاصله پشيمان ميشوند و از والدين خود عذرخواهي ميكنند. اگر از كودك مضطرب بپرسيم كه چرا عصباني هستي؛ خواهد گفت نميدانم؛ يا خواهد گفت دست خودم نيست.
همچنين گاهي كودكان در مدرسه قرباني خشونت ميشوند و همين باعث ميشود خود آنها نيز عامل خشونت شوند.
براي درمان پرخاشگري در كودكان اولين گام اين است كه نوع پرخاشگري آنها و علت آن را شناسايي و پرخاشگري را به صورت موردي برطرف كنيم.در مورد كودك پرخاشگري كه الگوپذيري، عامل اين گونه رفتار او بوده، بايد روي الگوي كودك كار كرد و راههاي ديگري جز پرخاشگري را به آن الگو آموخت.
در مواردي كه علت پرخاشگري، اضطراب است، بايد از نگراني دروني و اضطراب كودك مطلع شويم. به كودكان مضطرب بايد فرصت صحبتكردن بدهيم تا نگراني خود را ابراز كنند و تا حد امكان سعي كنيم در جهت رفع نگرانيهايي كه آنها را آزرده است، قدم برداريم. ورزشكردن براي اين كودكان بسيار مؤثر است و باعث تخليه هيجان ميشود.
اما در مورد رفع پرخاشگري و شيطنت با مصرف دارو حتما با پزشك متخصص بايد ارتباط داشته باشيم تا كودك از نزديك معاينه شود.
هنگامي كه كودك قرباني خشونت در مدرسه شده است، بايد با مسوولان مدرسه صحبت كنيم و لازم است كه آنها طبق قانون و مقررات خاص با كودكان خشونتگرا برخورد كنند و نيز كودكاني را كه قرباني خشونت شدهاند، مطابق رفتارهاي خوبشان مورد تشويق و تاييد قرار دهند.
چنانچه نوع پرخاشگري كودك، خصمانه است، بايد كودك را از آزار و اذيت دور كنيم تا مجبور نباشد براي تلافي و انتقام، افراد ديگر را اذيت كند و اگر پرخاشگري وسيله جلب نظر ديگران است، بايد راههاي ديگري را براي مطرحكردن كودك برگزينيم تا او ناچار نباشد از روش خشونت براي جلب توجه استفاده كند.
ناصر قاسم زاده - دبير انجمن حمايت از سلامت جامعه