0

مادر قدیم و جدید

 
architect0811
architect0811
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 6050
محل سکونت : همدان

مادر قدیم و جدید

مادر قدیم و جدید

این شعر را برای مادر های قدیم سروده بودند.

گویند مراچوزاد مادر

 

پستان به دهان گرفتن آموخت

 

شبها بر گاهواره ی من

 

بیدار نشست و خفتن آموخت

 

دستم بگرفت وپا به پا برد

 

تا شیوه ی راه رفتن آموخت

 

یک حرف و دو حرف بر زبانم

 

الفاظ نهاد و گفتن آموخت

 

لبخند نهاد بر لب من

 

برغنچه گل شکفتن آموخت

 

پس هستی من زهستی اوست

 

تا هستم و هست دارمش دوست

*******************************************

 

اما شعری که برای مادران جدید می توان سرود این گونه است:

گویند مراچو زاد مادر

روی کاناپه لمیدن آموخت

شبها بر تلویزیزون تا صبح

بنشست و سریال دیدن آموخت

بر چهره سبوس و ماست مالید

تا شیوه ی خوشگلیدن آموخت

هرماه برفت نزد جراح

آیین چروک چیدن آموخت

دستم بگرفت وبرد بازار

همواره طلا خریدن آموخت

با قوم خودش همیشه پیوند

باقوم شوهر بریدن آموخت

چون سوخت غذای ما شب و روز

از پیک مدد رسیدن آموخت

پای تلفن دو ساعت ونیم

گل گفتن و گل شنیدن آموخت

بابام بیامد چو از سر کار

بیماری و قد خمیدن آموخت

نوشته شده توسط حمیدرضا 

 

 

 

 

 

 

 

یک شنبه 4 تیر 1391  3:57 PM
تشکرات از این پست
mansoure1373
mansoure1373
کاربر برنزی
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 478
محل سکونت : بوشهر

پاسخ به:مادر قدیم و جدید

سلام

جالب بود...راستش چی بگم..همه ک این طور نیستن اما خیلی زیادن این مامان ها

 

امضا:منصوره

یک شنبه 4 تیر 1391  4:11 PM
تشکرات از این پست
farshon
farshon
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : آذر 1387 
تعداد پست ها : 43957
محل سکونت : خراسان رضوی

پاسخ به:مادر قدیم و جدید

عزیز فونت مطلبتودرشت تر کن بازم ممنون ازمطلبت

مدیرتالارلطیفه وطنزوحومه

یک شنبه 4 تیر 1391  4:13 PM
تشکرات از این پست
architect0811 mansoure1373
دسترسی سریع به انجمن ها