در بازهاي ميان سالهاي 1998 تا 2003 بازيهاي استراتژيک بلادرنگ کاملا روي بورس بودند. در واقع هنوز هم بعد از گذشت نزديک به 10 سال از اين دوره همچنان شاخصترين بازيهاي استراتژيک بلادرنگ به همان دوره تعلق دارند اگر چه سازندگان گاهي به اين سبک نيز توجه نشان دادهاند. در مقابل سبک استراتژيک نوبتي، پس از اين دوره بيشتر مورد توجه قرار گرفته است. بسياري از استوديوهاي ساخت بازي که پيش از آن به ساخت بازيهاي استراتژيک بلادرنگ مشغول بودند، اين روزها به ساخت بازيهاي استراتژيک نوبتي تمايل بيشتري نشان ميدهند و حتي به طور کامل به اين سبک، مهاجرت کردهاند.
بازي Warlock: Master of the Arcane عنوان تازه ديگري است که در سبک استراتژيک نوبتي ساخته و به عرضه عمومي گذاشته شده است. اين بازي در يک جهان کاملا فانتزي ساخته شده است. داستان بازي نبردي عظيم را به تصوير ميکشد که ميان سه گروه از ساکنان اين سرزمين براي کسب تاج و تخت و قلمرو در گرفته است. البته بازي داستان محور نيست و داستان کاملا در حاشيه قرار ميگيرد،در حالي که اين سبک بازي در روايتگري داستان، بسيار قابل و توانمند است.
گيمپلي بازي Warlock: Master of the Arcane اصول کلي يک بازي استراتژيک نوبتي را در بر دارد. در اين سبک دو گروه در برابر يکديگر صفآرايي ميکنند. لشکريان ترکيبي از انواع نيروهاي دور برد و نزديک برد است. در هر نوبت از بازي، يکي از بازيکنان ميتوانند موقعيت نيروهاي خود را تغيير دهند يا به يکي از نيروهاي دشمن حمله کنند. اصولا در اين بازيها دفاع مفهوم خاصي ندارد و وقتي مهاجم هر اندازه هم که ضعيف باشد به دستهاي از نيروها حمله کند، آسيب ميرساند. زمين بازي توسط شش ضلعيهاي مساوي تقسيمبندي شده است تا هر يک از نيروها بتواند با پيمودن فواصلي کاملا برابر مسيرپيمايي کند. مزيت تقسيمبندي ششضلعي اين است که همه قطرها و خطوط قرينه در آن برابرند؛ در حالي که در تقسيمبندي مربعي، در حرکت اريبي ميتوان مسير طولانيتري را پيمود. اين نکات در بازيهايي مانند مجموعه King’s Bounty ديده شده است.
وجه تمايز اين بازي با ديگر بازيهاي استراتژيک اخير، مديريت منابع است. منابع شامل غذا، مانا، فناوري و طلا است. اين منابع از طريق کاري که کارگران انجام ميدهند، حاصل ميشود و با توجه به تعداد اين نيروها در هر مرحله، مقدار خاصي از منابع به داراييهاي لشکريان افزوده ميشود. در مقابل هر حرکت، حمله يا استخدام نيروهاي جديد، بخشي از اين منابع خرج ميشود. در کنار توانمندي منحصر به فرد هر يک از نيروهاي نظامي، خود بازيکن از نماي داناي کل ميتواند به طور مستقيم به نيروهاي دشمن حمله کرده يا نيروهاي خودي را تقويت کند. البته اين کار يک نوبت خرج بر ميدارد و براي تکرار مجدد اين اقدام بايد زمان معيني بگذرد.
گرافيک بازي يکي از نکات قابل تحسين بازي است. بازي Warlock: Master of the Arcane در عمل يک بوم پر از رنگ است که با رنگهاي گرم و شاد تزئين شده است. کاراکترهاي بازي شامل سه گروه انسانها، هيولاها و Undeadها هستند. طراحي کاراکترها يک خلاقيت کامل در اين بازي است. رنگآميزي مسحور کننده کاراکترها نيز گرافيک بازي را در سبک خود، کاملا به موفقيت رسانده است. البته به اين نکته نيز توجه داشته باشيد که گرافيک اين سبک بازيها اصولا کم تحرک و فاقد مناظر عظيم و پر از جزئيات است و از همين رو اين سبک گرافيک، با بازيهاي مشابه مقايسه ميشود.
يکي از ضعفهاي جدي بازي، ضعف هوشمصنوعي است. وقتي با هوش مصنوعي رو در رو ميشويد، به هيچ وجه جاي نگراني وجود ندارد چون رقيب در انجام حملات جانانه و نفسگير اصلا موثر عمل نميکند و هميشه بازيکن را در نوعي آرامش و آسودگي باقي ميگذارد. يعني اگر به دنبال چالش در بازي هستيد، نميتوانيد به رقابت به هوشمصنوعي در اين بازي دل خوش کنيد.
در مجموع منتقدان بازي امتياز نسبتا خوب 7 را براي اين بازي در نظر گرفتهاند.
اين بازي تنها در رايانههاي مجهز به سيستمعامل ويندوز قابل اجراست.