0

چمران سرباز گمنام

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

چمران سرباز گمنام

گفتگو با عادل عون، مسئول نظامي جنبش امل

چمران سرباز گمنام

نويد شاهد: دوران فعاليت هاي درخشان و اثر بخش شهيد دكتر مصطفي چمران در جنبش امل، از ويژگي هايي برخوردار است كه نمايانگر نقش تعيين كننده اين شهيد بزرگوار در شكل گيري و ادامه راه جنبش است. از همين رو، با عادل عون كه در بسياري از برهه هاي حساس با ايشان همراه بوده است، گفت و گويي داشتيم كه از نظرتان مي گذرد.

لطفاً ابتدا خودتان را معرفي بفرماييد؟

عادل عون هستم، معروف به ابي ياسر كه از زمان تأسيس جنبش امل به عضويت آن درآمدم و مسئول نظامي شدم. كار نظارت بر آموزش و تجهيز و تسليح را بر عهده داشتم و در زمان اشغال اسرائيل يكي از مسئولان اطاق عمليات عليه دشمن در جنوب لبنان بودم.
بعد از عقب نشيني از مناطق بيروت، الجبل، صيدا، زهراني، نبطيه و صور و استقرار دشمن در نوار مرزي باريك و مستحكمي در جنوب لبنان و مرجعيون، همچنان در اين موقعيت حضور داشتم و مي توانم بگويم كه در آزادي وجب به وجب اين مناطق، مبارزين جنبش امل هم شريك بودند. زيرا جنبش امل در آن زمان ستون فقرات مقاومت محسوب مي شد.
پيش از تأسيس جنبش محرومين و گردان هاي مقاومت لبنان (امل)، بين سال هاي 1968تا 1972، من با درجه ستواني در نيروهاي العاصفه وابسته به فتح فعاليت مي كردم.
بعد از آن كه برادر مجاهد حاج مصطفي ديراني از جنبش خارج شدند، فرماندهي اطاق عمليات را عهده دار شدم و در عين حال تا سال 2000 (يعني تا زمان آزادي جنوب لبنان) عضو دفتر سياسي جنبش بودم و از سال 2001 هم تا به امروز، مسئول دفتر جنبش امل در تهران و ايران هستم.

از چه زماني با شهيد مصطفي چمران آشنا شديد؟ اين آشنايي در فرايند شكل گيري جنبش امل، چه صورت هايي پيدا كرد؟

اولين آشنايي من با شهيد چمران در مصر بود. او به همراه برخي از كادرهاي انقلاب ايران در سال 1970 در يك دوره آموزشي در اين كشور حضور داشتند. او بعد از آن به لبنان آمد و مديريت هنرستان جبل عامل، در برج شمالي واقع در شهر صور را به عهده گرفت. در آن زمان من ناظم مدرسه بودم. در اين دوره ما هر دو به نفع فلسطين (فتح) فعاليت مي كرديم.
در اين شرايط امام موسي صدر براي تأسيس يك جنبش ديني ملي (عقيدتي) مي انديشيد و آماده سازي مي كرد تا به خواسته هاي محرومين در داخل و گردان هاي مقاومت لبناني «امل» (براي دفاع از لبنان در مقابل دشمن اسرائيلي و نيز كمك به مقاومت فلسطين) جامه عمل بپوشاند.
در زمان تأسيس جنبش، من و شهيد چمران جزو اولين گروهي بوديم كه سوگند تأسيس را ادا كرديم و شهيد چمران مسئوليت سازمان مركزي را به عهده گرفت و من مسئول نظامي شدم.
من و چمران همانند دوقلوها از يكديگر جدا نمي شديم. من مورد اعتماد مطلق چمران بودم و اين دوستي و همراهي با يكديگر را تا زمان پيروزي انقلاب اسلامي در سال 1979 ادامه داديم. در اين سال ايشان به همراه يك هيئتي از جنبش امل و مجلس اعلاي شيعيان لبنان براي تبريك اين پيروزي به امام خميني و رهبر انقلاب به ايران سفر كردند.
امام خميني(قدس سره) در آن زمان خطاب به هيئت گفته بودند كه گرانبهاترين هديه اي كه شما براي ما و انقلاب به ارمغان آورده ايد، دكتر (شهيد) چمران است و پس از آن به ايشان اجازه ندادند كه به لبنان بازگردد.

شهيد چمران نقشي بي بديل در شكل گيري جنبش امل دارد. لطفاً توضيح دهيد رويكردهاي اوليه اين جنبش چگونه و تا چه اندازه در نيل به اهداف آن مؤثر بوده است؟

فكر نمي كنم امتياز تأسيس و شكل گيري جنبش امل به فرد و افرادي جز رهبر آن، امام موسي صدر، كادرها و رهبران آن اختصاص يابد. به خصوص در مورد شهيد چمران بايد بگويم، او خوني بود كه در رگ و اعصاب جنبش امل جاري بود. او بيشترين حركت و تكاپو را در جنبش داشت و همواره براي حضور در جلسات و ديدارها در بيروت، بعلبك و جنوب در رفت و آمد بود و شبانه روز، خستگي ناپذير به فعاليت مي پرداخت.
او براي هر معضلي يك راه حل داشت. به كار خود عشق مي ورزيد و آن را همسطح عبادت مي دانست و همه چيز را براي موفقيت آن فدا مي كرد. در قاموس شخصيت وي جايي براي شكست وجود نداشت. اولين كسي بود كه به كار و اجرا مي پرداخت و آخرين كسي بود كه مي خورد يا به خواب مي رفت. او رهبري منحصر به فرد، مردي استثنايي و بي بديل بود.

روابط صميمي شهيد چمران و امام موسي صدر از كجا و چگونه شكل گرفت؟

پيش از حضور شهيد چمران در لبنان آشنايي بين امام موسي صدر و شهيد چمران وجود نداشت. اما بعد از سفر چمران به لبنان اين آشنايي صورت گرفت و وي با سيد موسي صدر آشنا و از جايگاه رهبري ديني، سياسي، اجتماعي و انقلابي ايشان مطلع شد.
بعد از اين آشنايي بود كه چمران از مواضع امام موسي صدر در رابطه با فلسطين، انقلاب فلسطين، موضعشان نسبت به شاه و مخالفت هايشان با اين رژيم و فعاليت هايشان در كمك به مجاهدين براي رهايي از حكومت ديكتاتوري و همچنين از ميزان روابطي كه بين امام موسي صدر و امام خميني(قدس سره) وجود داشت، مطلع شد. بعد از آن چمران سر تا پا عشق به امام موسي صدر شد و تصميم گرفت كه با او در لبنان باقي بماند و براي موفقيت برنامه ها و رويكردهايش فعاليت كند. امام موسي صدر بر او نام سرباز گمنام نهاد. او مورد اعتماد و نزديك ترين فرد به امام موسي صدر بود و در مقابل، سريع ترين دريافت ها را از انديشه ها و طرح هاي امام موسي صدر داشت. به نحوي كه حتي برخي از دوستان و آشنايان چمران (از تمامي تابعيت ها) به او (به دليل رابطه نزديك با امام موسي صدر) احساس حسادت مي كردند.

پس از بازگشت شهيد چمران به ايران، انشعابي در جنبش امل صورت گرفت. دلايل اين انشعاب را در چه مي دانيد؟ چه كساني بيشتر سبب چند دستگي شدند؟ آيا زمزمه اين اختلاف ها در زمان حضور چمران نيز وجود داشت؟

هيچ انشعابي يا اختلافي در جنبش امل بعد از غياب امام موسي صدر به وجود نيامد. بلكه اين انشقاق بعد از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران رخ داد كه يكي از مهم ترين كادرها و مسئولان سازمان مركزي جنبش يعني شهيد چمران به ايران بازگشت. از جنبش دور شد و مسئوليت هاي جديدي را در جبهه ايران و عراق و غيره به دست گرفت.

با شناختي كه از شهيد چمران داريد، اگر ايشان اكنون زنده بود چه تأثيري مي توانست در جلوگيري از اين انشعابات داشته باشد؟

بعد از خروج سيد حسين موسوي و حاج مصطفي ديراني و همراهانش هيچ نوع انشعاب يا جدايي در جنبش به وجود نيامد. بلكه اگر براي شهيد چمران مقرر بود كه در لبنان باقي مي ماند و در كنار ما زنده مي بود انشقاقي يا اختلافي در گذشته يا آينده به وجود نمي آمد. اين مسئله هم به شناخت ايشان به امور باز مي گردد و اين كه او پل ارتباط بين امل و انقلاب ايران مي بود.
اما بايد حقيقت را به صراحت گفت. آناني كه براي از بين بردن جنبش امل و خط امام موسي صدر علناً و پشت پرده فعاليت مي كردند، همان كساني بودند كه كينه شهيد چمران را به دل داشته و پيش از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران به چمران دليل روابط ويژه، خاص و منحصر به فرد اما موسي صدر و چمران به او حسادت مي كردند. پس وجود شهيد بين ما مي توانست مسايل سوء عليه جنبش را كاهش داده و برگستردگي روابط بين جنبش امام موسي صدر و انقلاب اسلامي ايران بيفزايد.

اكنون جنبش حزب الله يكي از اركان اساسي كشور لبنان است. تحولات موجود در لبنان را چگونه ارزيابي مي كنيد و نقش حزب الله را در آينده اين كشور چگونه مي بينيد؟

آنچه كه در جولاي 2006 اتفاق افتاد و رخدادهايي كه صحنه لبنان، بعد از آن و رويارويي هاي سياسي و چند دستگي هاي مخالفان و هواداران (دولت سنيوره) شاهد آن بوده كه توسط برنامه هاي آمريكايي- صهيونيستي در خاورميانه اداره مي شود، نشان مي دهند كه حزب الله به رقمي بزرگ در معادلات تبديل شده و حذف آن بسيار سخت و اكنون به يكي از مهم ترين برگ ها براي هر نوع حل و فصلي در منطقه تبديل شده است.
حزب الله، اكنون تأثيرگذاري خاص خود را در ابعاد سياسي و مبارزاتي بر صحنه داخلي لبنان و عربي دارد و محبوبيتش در ميان ملل عربي و اسلامي نيز بيشتر شده كه به تعميم الگوي حزب در سطح عربي و اسلامي به خصوص بعد از آزادي جنوب لبنان و پيروزي در جنگ 33 روزه در سال 2006 انجاميد (چيزي شبيه به معجزه بود، در حالي كه بقيه جنگ هاي اعراب با اسرائيل به شكست اعراب منجر شده بود)، به شدت اسرائيلي ها، آمريكايي ها و به تبع آن هم پيمانانش در منطقه را به وحشت انداخته است.
امروز، حزب الله به الگويي انقلابي و نوري براي تمامي آزاديخواهان در سراسر جهان و آنان كه به دنبال آزادي فلسطين هستند مبدل شده است. در داخل لبنان هم نقش سياسي حزب الله بر پايه ملي - عربي – اسلامي استوار بوده و اين ويژگي باعث محافظت از خط وحدت بين امل و حزب الله شده است.
اكنون بر پايه «تعاونوا علي البر و التقوي» و با ياري و تأييد و مساعدت جمهوري اسلامي ايران و با توجه به كمك هاي مادي و معنوي كه جمهوري اسلامي ايران به عنوان ديوار حمايت كننده مقاومت در لبنان و فلسطين ايفا مي كند اين اتحاد ادامه دارد.
منبع: ماهنامه شاهد ياران، شماره
 
 
پنج شنبه 1 تیر 1391  9:32 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها