مردم، شيشههاي شير را به خيابانها پرت كردند و با اين كار اعتراض خود را به افزايش قيمت شير نشان دادند. كارخانه توليد شير پس از مدتي كه اين بلا سرش آمد، مجبور شد در قيمت محصول خود تجديدنظر كند.
اين داستان را گفتم تا به اينجا برسيم كه شير و محصولات لبني مدتي است با نوسانات قيمتي و ايضا توزيعي روبهرو شده است. هر روز قيمت تازهاي روي اين محصول گذاشته ميشود.
دولت هم با رايزنيها و گفتوگوهايي كه با توليدكنندگان انجام داده، نتوانسته از افزايش قيمت شير و ديگر محصولات لبني جلوگيري كند. براي رفع اين مشكل و جلوگيري از افزايش افسارگسيخته قيمتها چه بايد كرد؟!
البته شير تنها كالايي نيست كه با افزايش قيمت روبهروست و بسياري از كالاها نيز به اين درد دچارند و مردم را آزار ميدهند. از قديم گفتهاند «سزاي گرانفروش نخريدن است». اگر واقعا يك كالا بدون در نظر گرفتن موارد قانوني بيجهت و خودسرانه گران شده است؛ بايد چه كرد؟
مردم هم در اين گونه موارد ميتوانند به كمك دولت بيايند و با ايجاد نهضت نخريدن، گرانفروش را تنبيه كنند. مدتي كه مردم آن كالاي گران را نخرند، محصول روي دست توليدكننده متخلف گرانفروش ميماند و ناچار ميشود قيمت كالاي خود را تعديل كند.
اما هنگامي كه توليدكننده گرانفروش، ميبيند محصول خود را با هر قيمتي كه به بازار عرضه ميكند، به فروش ميرسد، اين روند افزايش قيمت ادامه خواهد داشت.
در واقع مردم ما برعكس عمل ميكنند. قانوني در اقتصاد هست كه ميگويد اگر قيمت كالاها افزايش يافت متقابلا تقاضا هم كاهش پيدا خواهد كرد. اما اين قانون در كشور بر عكس عمل ميكند.
شايد اين رفتار به ساختار تورمي اقتصاد كشور برميگردد. اگر اكنون اين ضربالمثل «سزاي گرانفروش نخريدن است» رنگ باخته، ميتوان دوباره آن را زنده كرد. مردم نهضت نخريدن راه بيندازند. امتحانش كنيم، ضرر كه ندارد.