0

حجاب و استحکام خانواده‏

 
nargese_montazer
nargese_montazer
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 1760
محل سکونت : آذربایجان غربی

حجاب و استحکام خانواده‏

 حجاب و استحکام خانواده‏

خانواده با اهميّت‏ترين نهاد اجتماعي است. خانواده کانون عشق و اميد و تحقق آرزوهاي آدمي و مرکز تولّد و پرورش نسل بشر است؛ به گونه‏اي که هيچ جامعه‏اي نميتواند بدون خانواده پايدار بماند. در معارف الاهي خانواده مهم‏ترين جايگاه پرورش انسان است. قرآن کريم همسران را «لباس» يکديگر ميداند و بدين ترتيب نقش هر يک را معيّن ميکند. زن و شوهر نزديک‏ترين افراد به يکديگرند و چون لباس، يکديگر را از آفات و آسيب‏هاي عفت سوز و ايمان برانداز حفظ ميکنند16. افزون بر اين، آن‏ها مانند لباس، مايه وقار و آراستگي يکديگرند. بيترديد اين نقش در پرتو تفاوت زن و شوهر شکل ميگيرد. چنانچه زن و شوهر از تعهدات خانوادگي رها باشند، نميتوانند براي يکديگر چون لباس به شمار آيند و عفت و وقار و شخصيت هم را پاس دارند. حجاب از لوازم سامان يافتن چنين بنيادي است و بيحجابي با آن تعارض آشکار دارد؛ زيرا بيبند و باري در پوشش، بيبند و باري در تحريک و احساس نياز را در پي دارد و تأمين نيازهاي شعله‏ور بنياد خانواده را نشانه ميرود17.

غريزه جنسي يکي از علل مهم ازدواج و به وجود آمدن خانواده است؛ امّا براي پايدارياش کافي نيست. بعد از ازدواج به تدريج با گذر زمان اهداف جديد شکل ميگيرد؛ خواسته‏هاي زيستي و جنسي اندک اندک جاي خود را به نيازهاي رواني و امنيتي و عاطفي و شناختي ميدهد و ديگر سرمايه عشق ورزي به تنهايي براي تأمين اهداف خانواده و خواسته‏ها کافي نيست. نخستين شرط دستيابي بدين اهداف و تأمين خواست‏هاي جديد، آن است که زن و شوهر از هويّت و خواست‏هاي فردي دست شويند و به سوي پي ريزي هويتي جمعي گام بردارند. چنانچه هر کس فقط خواهش خويش را پي گيرد؛ زن در جهت تجمل و خودنمايي و مورد پسند واقع شدن در اجتماع و جلب توجّه مردان گام بردارد؛ در دغدغه مقبوليت خويش فرو رود و نقش مادري را به فراموشي سپارد؛ و از آن سوي مرد در انديشه رسيدن به تمکين‏هاي نوتر و پر رونق‏تر به سر برد و نقش پدري را فراموش کند، بنيان خانواده بر باد ميرود. بيترديد کانون خانواده با اموري چون توجّه به لباس و بدن و روي و موي و انگشت نما شدن و مشخص‏تر معرفي کردن خود، پيوند تنگاتنگ دارد و پرداختن بدين امور و فراموش کردن اهداف خانواده و نيازهاي برتر، پايه‏هاي خانواده را متزلزل ميسازد.

حجاب و مسؤوليت پذيري

هر کس در برابر خود و ديگران مسؤول است. انجام موفقيت‏آميز مسؤوليت به استعداد و برخورداري از توانمنديهاي متناسب و ظرفيت‏هاي روان شناختي و جسمي نياز دارد. توفيق در پاره‏اي از مسؤوليت‏ها و حتّي سپردن برخي از مسؤوليت‏ها به حجاب تکيه دارد و افرادي که بيحجابي پيشه ميکنند، توان انجام آن را ندارند. اين گروه ناگزير بايد به خويش پردازند و - چنان که امروزه مشاهده ميکنيم - چاره‏اي ندارند جز آن که انجام آن مسؤوليت‏ها را به ديگران و حتّي مردان بسپارند18. زناني که در پي دلربايي و جلب نظر ديگرانند و جز عرضه پيکر خود به چيزي نميانديشند، هرگز نميتوانند غمخوار همنوع خود باشند؛ در برابر خانواده و اجتماع احساس مسؤوليت کنند و به معنويت خود و اعضاي خانواده و جامعه بينديشند. اين افراد، افزون بر آن که خود به دليل ناتواني يا شانه خالي کردن از انجام دادن مسؤوليت‏هاي فردي باز ميمانند، با روحيه و وضعيت بدني خاص خويش محيط را آلوده و موقعيت را براي فعاليت مسؤوليت پذيرانه نامساعد ميسازند. بر اين اساس، بازدهي فعاليت‏هاي خانوادگي و اجتماعي را کاهش ميدهند و حتّي دقّت عمل را دچار اختلال ميکنند؛ به عبارت ديگر، اين افراد خود ناتوان ميمانند و ديگران را نيز از انجام دادن تعهدات و مسئوليت‏هاشان باز ميدارند. تحقيقات گسترده و به ويژه پژوهش‏هاي ميداني، حاکي از افت توليد و کاهش سطح کيفيت در مراکز آلوده به افراد بيحجاب، بر درستي اين سخن گواهي ميدهد.

اسلام که عاطل و باطل ماندن نيروهاي عظيم انساني و غير انساني را نميپسندد، براي رسيدن به موفقيت در انجام تعهدات و مسؤوليت‏هاي فردي و اجتماعي، استعداد و شرايطي را لازم ميداند که رعايت پوشش خاص يکي از آن‏ها به شمار ميآيد. فرد بيحجاب با رعايت نکردن اين شرط در واقع از قبول مسؤوليت خودداري ورزيده، در پي خواسته‏هاي خود ميرود و حتّي ديگران را از انجام تعهدهاي پذيرفته شده باز ميدارد. بنابراين، حجاب هرگز به معناي محدود کردن حوزه مسؤوليت زن نيست. حجاب شرط موفقيت در انجام دادن مسؤوليت‏ها و سپردن برخي مسؤوليت‏ها است. انسان، با انتخاب بيحجابي از قبول مسؤوليت‏هاي حساس و سنگين شانه خالي ميکند؛ آزاد از هر تعهدي سر بار ديگران ميشود و مسؤوليت‏ها را به ديگران وا ميگذارد. 


دوشنبه 22 خرداد 1391  2:44 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها