يك روز يواخيملو مربي تيم ملي آلمان هم ممكن است اشتباه كند. با اين حال هنوز به طور واضح معلوم نيست كه آن روز دقيقا كي است. يك ساعت قبل از بازي آلمان و دانمارك با يكي از وب بلاگ نويسان ESPN گپي زدم. اولش هر دو اين نظر را داشتيم كه انتخاب مردم براي اين بازي، نيمكتنشين كردن لوكاس پودولسكي است. بعد با هم به اين نتيجه رسيديم كه لو چنين كاري نميكند كه بيايد يكي از بازيكنان محبوبش را كنار بگذارد.
او حتما به اين بازيكن يك فرصت ديگر هم ميدهد تا خودش را در يورو ثابت كند. من گفتم، «او به پودولسكي بازي ميدهد چون ميداند موفق ميشود، خود من هم فكر ميكنم كه او دو گل بزند» و در جوابم آن وب بلاگ نويس ورزشي تنها خنديد.
بعدش بحث به اينجا كشيد كه جروم بواتنگ محروم را چطور جايگزين خواهد كرد. بيشتر هواداران آلماني با توجه به نتيجه نظرسنجيهاي شبكههاي تلويزيوني گفته بودند كه لام را از جناح چپ به راست ميبرد و مارسل اشملزر را سمت چپ ميگذارد اما بار ديگر من و او ميدانستيم كه لو به نظر عموم مردم بياعتنايي خواهد كرد.
او حتي به پيشنهادها براي بازي دادن به بنديك هوودس هم توجه نكرد و از لارس بندر كه تا به حال در هيچ بازي آلمان فيكس بازي نكرده بود در تركيب استفاده كرد، آن هم در پستي كه اصلا به بازي در آن عادت نداشت (اتحاديه فوتبال آلمان نام بندر را در تيم اعزامي به يورو تحت عنوان هافبك ثبت كرده بود).
و البته اتفاقات عجيب هم يكي يكي افتادند. يكي اينكه پولدي در صدمين بازي ملياش گل زد و ديگري اينكه با پاي ضعيف ترش اين كار را كرد. شگفت آورتر از همه اين بود كه بندر- بازيكني كه به او لقب «بندر همه مردم آلمان» را دادهاند- هم در نخستين بازي كه براي تيم ملي فيكس بازي كرد نخستين گل ملياش را به ثمر رساند. ديوانه كننده است. آلمان تا اينجا تك تك بازيهاي گروه مرگ را برده است.
در هر بازي هم يك نفر قهرمان بازي شان بوده و حتي زماني هم كه مسعود اوزيل بازيسازشان اصلا خوب بازي نكرده هم نتيجه گرفتهاند. آنها بر بازي مقابل دانمارك سوار بودند و در جست و جوي فرصت زدن گل برتري. حتي با اين وجود كه به شدت به زدن گل برتري نياز داشتند هم بنا به اقتضاي جريان بازي از عقب نشستن و منتظر جلو كشيدن دانماركيها ماندن ابايي نداشتند. همينطور كه گفتم ديوانه كننده است چون دانماركيها عقب نشسته و منتظر ژرمنها بودند. آيا با اين نتايج تيم لو الان مدعي قهرماني است؟ بگذاريد برايتان داستاني را تعريف كنم. دو هفته و نيم پيش در كپنهاگن مراسم رونمايي از كتابم را داشتم.
همانطور كه ميتوانيد حدس بزنيد هيچ كدام از سوالاتي كه در مصاحبهها از من ميشد در مورد كتابم نبود و همه از بازي آلمان و دانمارك ميپرسيدند. برخي از روزنامه نگاران دانماركي ميخواستند بدانند آيا آلمانها هنوز از بابت شكست ناباورانه در فينال 1992 به دانمارك دلخورند يا نه. به آنها گفتم كه نه. چيزي كه بيشتر از همه آلمان را زجر داده باخت در نيمه نهايي به هلند در سال 1988كه خودشان ميزبان بودند و بعد در سال 2006 به ايتاليا است. اين شكستها دردناكتر بودهاند. وقتي درباره اين بازي پرسيدند چون ميخواستم جواب مودبانهاي بدهم گفتم ماتياس سامر مدير فوتبالي اتحاديه فوتبال آلمان گمان ميكند كه اين سخت ترين بازي گروهمان براي تيم است.
بعد يكي از روزنامه نگارانشان حرفي زد كه يكه خوردم. او در مورد تيم برسلاو 75 سال قبل از من پرسيد. 16 مه 1937 تيم ملي آلمان يك بازي دوستانه را با دانمارك در شهر برسلاو كه خود لهستانيها به آن وروكلاو ميگويند انجام داد. آن موقع آن شهر بخشي از خاك آلمان محسوب ميشد. آلمان در يكي از بهترين بازيهاي تاريخ فوتبالش دانمارك را صفر-8 شكست داد كه تا اينجا بدترين شكست تيم ملي دانمارك محسوب ميشود. از آن موقع به بعد به آن تيم آلمان لقب تيم يازده نفره برسلاو را دادند. تيمي در حد ابهتي كه تيم آلمان در سال 1972 داشت و با «معجزه برن» توانست قهرمان اروپا شود. 5 سال قبل كه هفتادمين سالگرد آن مسابقه تاريخي بود روزنامه «دي ولت» تيم برسلاو را يك «افسانه» توصيف كرده بود.
تفاوت ميان آن تيم برسلاو و همه تيمهاي اسطورهاي ديگر تاريخ فوتبال آلمان اين است كه ياد و خاطرهاش زنده نيست چون جام درخور توجهي نبرده. آن موقع كه جام جهاني 1938 نزديك بود به سپ هربرگر مربي تيم ملي دستور داده شد كه بازيكنان اتريشي را هم در تيم آلمان ادغام كند و چون اتريش آن موقع تيم خوبي داشت خود به خود يكي از رقباي قهرماني كنار رفت. به نوشته «دي ولت» براي كشوري كه سه جام جهاني برده و سه بار قهرمان اروپا شده اين سابقه خوبي محسوب نميشود اما حالا اين تيم كنوني مردم را به وجد آورده است.
فوتبال دوباره برايشان جذاب شده به طوري كه ستارههاي فوتبال الان آلمان به قدري در رسانهها و ميان مردم محبوب هستند كه اگر دست خالي هم بمانند كسي به آنها خردهاي نخواهد گرفت اما سطح انتظارات از اين تيم همواره زياد است. از آنها توقع دارند كه خوب بازي كنند و به حريف سوار باشند و مثل بازي با دانمارك هميشه يك گل توي آستينشان باشد. حتي زماني كه خيلي هم به آن گل نيازي ندارند.
براي همين است كه از «دي منشافت» انتظار ميرود كه يونان را شكست بدهند و مثل آب خوردن به نيمه نهايي بروند. با توجه به چيزهايي كه تا به حال از لو ديده ام، پيش بيني ميكنم كه او بندر بهترين بازيكن ديدار با دانمارك را براي بازي با يونان روي نيمكت بنشاند و بواتنگ را يك بار ديگر سمت راست قرار دهد. بعد هم حتما همين بواتنگ است كه گل حساسي را در اين بازي به ثمر خواهد رساند كه آلمان را به تيم افسانهاي برسلاو يك قدم نزديكتر خواهد كرد، با اين تفاوت كه اين بار حتما يك جام در دستانشان خواهد درخشيد.