0

مريم(س)، دست پرورده خاص خداوند

 
nargese_montazer
nargese_montazer
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : خرداد 1391 
تعداد پست ها : 1760
محل سکونت : آذربایجان غربی

مريم(س)، دست پرورده خاص خداوند

بررسي چرائي اسوه بودن حضرت مريم(س)

مريم(س)، دست پرورده خاص خداوند

image

خبرگزاری بین المللی زنان (وفا) : در ميان مردان مي توان الگوها و اسوه هاي بسياري را معرفي كرد كه در اين ميان پيامبر(ص)، و اهل بيت ايشان(ع) از اسوه هاي مطلق و كامل قلمداد مي شوند و از اسوه هاي ديگر مي توان به حضرت ابراهيم(ع) با يك استثنا و ديگر پيامبران(ع) در مواردي كه قرآن گزارش و تاييد كرده است، اشاره كرد؛ اما در ميان زنان، قرآن از چهار زن سخن به ميان آورده است.

رحمان صادق زاده



در ميان اين چهار نفر، دو تن از گذشتگان هستند كه حضرت مريم (س) دختر عمران و حضرت آسيه همسر فرعون(س) هستند و دو تن از امت محمد(ص) يعني حضرت خديجه (س) و حضرت فاطمه(س) است. البته در قرآن از حضرت ساره(س) همسر حضرت ابراهيم(ع) ياد شده ولي به عنوان يك الگو معرفي نشده است.


نويسنده در اين مطلب بر آن است تا توصيف و تبيين قرآن را از زندگي حضرت مريم(س) بيان كند تا علت اسوه شدن دانسته شود و معلوم گردد كه در چه زمينه هايي ايشان الگوي زنان مي باشد


مريم دختر عمران، سازه الهي


مريم دختر عمران پسر مائان از مادري به نام حنه ولادت يافت و قبل از ولادت، پدرش را از دست داد و كفالت او را زكريا به عهده گرفت و او براساس نذري كه مادر كرده بود، خادم كنيسه بيت المقدس شد. روزي براي آوردن آب به غاري رفت و در آنجا جبرئيل(ع) به صورت انسان و جوانان زيبا بر وي تمثل يافت. در او از روح الهي دميد و او به فرمان خدا به عيسي بن مريم(ع) باردار شد. (نگاه كنيد: تاريخ طبري، ج1، ص 345)


خداوند در آيات قرآني هيچ گزارشي از تولد پيامبري چون حضرت عيسي(ع) و مادرش نداده است؛ زيرا در اين مادر و فرزند معجزات و دلايل روشني بر حقانيت پيامبري و وحي و مانند آن است كه خداوند از آن گزارش مي دهد تا هم انسان ها شناختي از حكمت و قدرت خداوند پيدا كنند و هم روش زندگي آنان را سرمشق سبك زندگي خود قرار دهند.


برخلاف باورهاي برخي از مسيحيان، حضرت مريم(س) و فرزندش، انساني همچون ساير انسان ها هستند؛ از اين رو مرگ و هلاكت به سراغ آنان مي رود و همچنين نيازمند گردش در جامعه و خريد و فروش، خورد و خوراك و خواب و مانند آن مي باشند. (مائده، آيات 17 و 75)


پدر حضرت مريم(س) عمران نام داشت. (آل عمران، آيات 35 و 36؛ تحريم، آيه 12) وي مردي خوشنام از ديدگاه مردم بود. (مريم، آيه 28) لذا هيچ اتهامي از بدي و سوء از او نقل نشده و همگان او را به نيكنامي و خوشنامي مي شناختند. حتي برخي بر اين باورند كه او در زمان خود امام جماعت مردم در عبادت بود. (روح المعاني، ج3، جزء3، ص 222؛ جامع البيان، ج3، جزء3، ص 264)


برخي گفته اند كه حضرت عمران(ع) پسري به نام هارون داشته است، از اين رو مردم از حضرت مريم(س) با عنوان خواهر هارون ياد مي كنند. (مريم، آيه 28؛ مجمع البيان، ج5 و 6، ص 719؛ التبيان، ج7، ص 122)


البته به نظر مي رسد كه اين اصطلاح «اخت هارون» (مريم، آيه 28) يك اصطلاح براي بيان ارتباط قبيله اي باشد. در قبايل دوازده گانه از فرزند بني اسرائيل(ع) افراد به نام قبيله يا عشيره ها خوانده مي شدند. در حقيقت اين اصطلاح براي بيان اين است كه ايشان از عشيره و طائفه هارون(ع) برادر حضرت موسي(ع) بوده است. (امالي سيدمرتضي، ج4، ص 106؛ معالم التنزيل، بغوي، ج3، ص 236) اين كاربردها در جوامع عربي و غيرعربي نيز براي مخاطب قرار دادن افراد وجود داشته و دارد.


به هرحال، خانواده حضرت مريم (س) از طرف پدري به هارون (ع) متصل مي شود.(همان) درحقيقت نسبت حضرت مريم (س) به حضرت هارون (ع) و از آنجا به بني اسرائيل (ع) و حضرت اسحاق (ع) و حضرت ابراهيم (ع) مي رسد. (مريم، آيات 16 و 58؛ روح المعاني، ج9؛ جزء 16، ص 156).


اين خانواده درميان يهوديان عصر حضرت مريم (س) معروف به پاكي و خوشنامي بودند و درميان ايشان شخصيت هاي بزرگي وجود داشته و از اعتبار و بزرگي و شرافت بهره مند بودند. (مريم، آيات 27 و 28)


مادر مريم (س) نيز زني خوشنام از ديدگاه مردم بود. (مريم، آيه 28) وي زني معتقد به ربوبيت خدا و علاقه مند به سعادت نسل خود بود. (آل عمران، آيات 35 و 36) مادرمريم، زماني كه مريم (س) را باردار و آبستن بودند، نذر مي كند كه او را خادم كنيسه مقدس قرار دهد.


خداوند اين نذر را مي پذيرد و خلقت او را متعادل و نيكو و درمحيط مناسبي قرارمي دهد تا به بهترين شكل پرورش يابد. (آل عمران، آيات 35 تا 37) درحقيقت، حضرت مريم (س) تحت عنايت الهي همانند حضرت موسي (ع) رشد پيدا مي كند (طه، آيه 41)؛ از اين رو حضرت مريم (س) به عنوان يك سازه خاص و صنعت ويژه الهي به عنوان معجزه اي براي مردم مطرح مي شود. (آل عمران، آيه 36، 37؛ مجمع البيان، ج 1و 2، ص 739) چنانكه گفته شد، خانواده حضرت مريم (س) خانواده هاروني و مشهور به خوشنامي بودند. همچنين حضرت مريم (س) همچون حضرت عيسي فرزندش، در كودكي به سخن در آمد و سخن گفتن او درهنگام تولد از معجزات و آيات الهي بوده است. (مومنون، آيه 50؛ تفسير كبير، فخررازي، ج 8، ص 279؛ روح المعاني، ج 10، جزء 18، ص، 56) لذا پس از تولد حضرت مريم (س) از آن جايي كه عمران وفات كرده بود، ميان سران كنيسه نزاع و درگيري براي سرپرستي و كفالت ايشان در مي گيرد؛ چرا كه از همان آغاز تولد ايشان معجزاتي ديده شد و هركسي دوست مي داشت تا عهده دار سرپرستي او شود و از اين راه نام و نشاني براي خود كسب كند. (آل عمران، آيه 44؛ روح المعاني ج 3، جزء 3،ص 219).


همين درگيري موجب مي شود تا به حكم قرعه گردن نهاده شود؛ زيرا به مصداق القرعه لكل امر مشكل؛ قرعه راهكاري براي هر امر مشكل و غير قابل حل است. بنابر اين، ميان سران كنسيه يهودي، قرعه انداخته مي شود.


از آن جايي كه خداوند پرورش او را به عهده گرفته است، حضرت زكريا (ع) از پيامبران آن دوره را مامور مي كند تا اين مسئوليت را به عهده گيرد. از اين رو كفالت و سرپرستي حضرت مريم (س) به حضرت زكريا (ع) به حكم قرعه و انتخاب الهي واگذار مي شود؛ (آل عمران، آيه 37) چرا كه عمران ازدنيا رفته بود و كسي مي بايست كفالت و سرپرستي او را به عهده مي گرفت كه از سوي خداوند پيامبري به نام زكريا (ع) براي اين مسئوليت انتخاب مي شود. (تفسير نورالثقلين، ج 1، ص 338، حديث 139؛ الميزان ج 3، ص 215)


اين حكايت خود گواه روشني بر اين معناست كه خداوند عهده دار پرورش مستقيم مريم (س) شد تا سازه اي خاص براي مسئوليت و ماموريتي خاص و استثنايي داشته باشد.


خداوند در آياتي ديگر به اشكال مختلف بر اين نكته تاكيد مي كند كه حضرت مريم (س) زني برگزيده از سوي خداوند با پرورش خاص و استثنايي براي مسئوليتي استثنايي بوده است. (آل عمران، آيه 42 و آيات ديگر)


كودكي و كرامات حضرت مريم (س)


همسر عمران يعني مادر مريم (س) دوست مي داشت كه فرزندي را كه باردار است، فرزند پسر باشد تا مسئوليت پيامبري و خدمتكاري خدا و خانه او را به عهده گيرد؛ اما هنگامي كه فرزند دختري به دنيا مي آورد، به حكم قضا و قدر تن مي دهد و بر پايه نذري كه داشت، دختر را به خدمتكاري خانه خدا مي فرستد، درحالي كه اميد داشت تا با تولد پسر، فرزندش نقش مهمتري در هدايت خلق به عهده مي گرفت. (آل عمران، آيات 35 و 37)


آن حضرت، نام دخترش را خود برمي گزيند. (همان) از اينجا مي توان دريافت كه حضرت عمران پيش از تولد مريم(س) از دنيا رفته و مسئوليت نامگذاري را مادر به عهده گرفته است.


حضرت مريم(س) به كنيسه سپرده مي شود و در آنجا زيرنظر حضرت زكريا(ع) از سران كنيسه و يكي از پيامبران بني اسرائيل، پرورش مي يابد. از آيات پيش گفته بر مي آيد كه حضرت مريم(س) دوران كودكي خود را با رشد جسماني و معنوي خارق العاده اي مي گذراند.


اين بدان معنا بود كه خداوند براي مسئوليتي خاص او را پرورش مي دهد. مريم(س) دراين دوره نيز با آنكه كودك و يا نوجواني بود، داراي كرامات چندي بود كه حتي حضرت زكريا(ع) را به شگفتي مي آورد. به اين معنا كه كرامت او محدود به سخن گفتن در گهواره همچون حضرت عيسي(ع) نبود، بلكه پس از آن بارها از او كراماتي ديده شد كه بر مقام و منزلت او افزود.


از جمله كراماتي كه خداوند براي حضرت مريم(س) نقل مي كند، برخورداري روزانه او از رزق و روزي الهي بوده است. حضرت زكريا(ع) هرگاه به محل و محراب عبادت حضرت مريم(س) وارد مي شد، با رزق و روزي هاي شگفت انگيزي مواجه مي شد. مثلا در غير فصل انگور، در نزد ايشان انگور تازه مي يافت. (آل عمران، آيات 36 و 37؛ جامع البيان، ج 3، جزء 3، ص 244)


خداوند در آيه 12 سوره تحريم نيز از منزلت و شخصيت بس بلند و قابل تكريم و احترام حضرت مريم(س) سخن به ميان مي آورد. در حقيقت هدف از عنايت خاص خداوند و عطاي كراماتي چون رزق و روزي هر روزه و قرار گرفتن بر سفره الهي در محراب عبادت زمينه ساز اين معنا بود تا او را به كراماتي خوشنام سازد و جايگاه او را براي پذيرش مسئوليت مهم تثبيت نمايد.


برپايه همين ويژگي ها و كرامات حضرت مريم(س) است كه حضرت زكريا(ع) نيز خواهان فرزندي مي شود تا هم او را از بي وارثي در آورد و هم عهده دار مقام پيامبري و وصايت گردد و وارث علوم پيامبري شده و هدايت خلق را به عهده گيرد. (آل عمران، آيات 38 تا 40؛ مريم، آيه 6)


حضرت مريم(س) شبانه روز و همواره در محراب عبادت مشغول به پرستش بود. (آل عمران، آيات 36 و 37؛ الميزان، ج 3، ص 174) ايشان از سالكان صراط مستقيم الهي بودند (مريم، آيات 36 و 58؛ الميزان، ج 14، ص 74)


آن حضرت(س) براساس كتب وحياني و الهي به عبادت مي پرداخت و همواره سبك زندگي خويش را بر محور آموزه هاي وحياني شريعت بنا مي گذاشت. از اين رو خداوند او را به تصديق كننده كتب آسماني و عامل به كتاب تورات معرفي مي كند. (تحريم، آيه 12؛ مجمع البيان، ج 9 و 10، ص 479)


آن حضرت(س) به عنوان يك سازه و صنعت خاص الهي، از عنايت خاص خداوندي برخوردار بود. پس همان گونه كه خداوند پرورش جسمي او را با غذاهاي بهشتي و آسماني به عهده داشت؛ همچنين پرورش روحي و رواني او را خود به عهده گرفته بود. لذا خداوند او را به عنوان منعم عليه معرفي مي كند كه تحت هدايت هاي ويژه الهي قرار داشته و به مقامات بزرگ انساني رسيده است. (مريم؛ آيات 16 و 58)


اين گونه است كه فرشتگان بر او فرود مي آيند تا به او دانش و علوم كتب آسماني از جمله تورات را بياموزند و او را بر اقامه نماز دستور دهند. در حقيقت شيوه خاصي از نماز را به او آموختند كه همراه با دعا (قنوت)، سجده و ركوع بود.


به نظر مي رسد كه در جامعه يهودي ركوع امري بوده كه بدان عمل مي شده است. از اين رو ركوع كردن با ديگران و نوعي نمازجماعت را به او فرمان مي دهند؛ اما نوعي عبادت لفظي و سجده را نيز به ايشان آموختند كه خاص آن حضرت(س) بوده است. بنابراين، آن حضرت(س) مأموريت داشت كه افزون بر نمازهاي جماعت كه با ديگران برگزار مي كند و اين حضور در جماعت بر او فرض بود، مي بايست نمازهاي خاصي را انجام دهد كه اختصاص به او داشت. (آل عمران، آيات 42 و 43)


نوع نمازي كه حضرت مريم(س) به جا مي آورد از جهاتي با نماز مسلمانان يكسان است؛ زيرا سه ركن از اركان نماز اسلامي يعني قنوت، سجده و ركوع را دارا مي باشد. (همان و نيز نگاه كنيد: كشاف، زمخشري، ج1، ص362)


از آيات پيش گفته چنين برمي آيد كه وي داراي شهود و ارتباط مستقيم با فرشتگان بوده و فرشتگان درمحراب عبادت به نزد ايشان رفته و با او گفت وگو كرده و راهنمايي مي كردند تا چگونه عبادت كند. از اين روست كه ايشان را سازه الهي دانسته اند.


فضايل مريم(س)


خداوند براي حضرت مريم(س) فضايل اخلاقي و مقامات چندي را برمي شمارد كه دراينجا به برخي از آنها اشاره مي شود.


از جمله فضايل ايشان مي توان به اموري چون اخلاص (مريم، آيه26) ، ادب بويژه در بيان مسائل جنسي (آل عمران، آيه 47، مريم، آيات 16 و 20)، راستگويي و صديقه بودن (مائده، آيه 75، تحريم، آيه 12)، طهارت از هرگونه پليدي و آلودگي هاي روحي و باطني و ظاهري (آل عمران، آيه42؛ مجمع البيان، ج1و 2، ص745)، عفت و پاكدامني (نساء، آيه156؛ انبياء آيه 91؛ تحريم، آيه12)، گريه و انابه در برابر خداوند و پس از استماع آيات الهي (مريم، آيات16و 58)، اهل عبادت و بندگي و خضوع و خشوع در برابر خدا (آل عمران، آيه 43؛ مريم، آيات16 و 58)، اهل ركوع و سجود در برابر خدا (همان)، و ديگر صفات انساني و اخلاقي پسنديده بودن اشاره كرد به گونه اي كه همگان بويژه حضرت زكريا(ع) به ايشان اعتماد داشته (آل عمران، آيات 36 و 38) و با مشاهده وي خواهان پسري از خداوند مي شود كه همانند مريم(س) اهل تقوا و عفت و صلاح و عفاف و ايمان و اخلاص و مانند آن باشد. (تفسيركبير، ج3، ص209)


خداوند ايشان را با عنوان بسيار مهم صديقه (مائده، آيه 75) مي ستايد و او را برگزيده خود دانسته (آل عمران، آيه 42) و فرشتگان (همان) و حتي جبرييل را بر او نازل مي كرده است. (مريم، آيات 16 و 19)


اخلاق و فضايل اوست كه ايشان را اسوه مردمان ساخته است (تحريم، آيات 11 و 12) و خداوند ايشان را به عنوان برگزيده زنان به جامعه معرفي مي نمايد تا سبك زندگي او را الگوي زندگي خود قرار دهند. (همان و مريم، آيات 16 و 58؛ آل عمران، آيه36)


درمقام آن حضرت همين بس كه نه تنها تحت سرپرستي پيامبري چون زكريا بوده و يا فرشتگان بر او آمد و شد داشته و به آموزش و تربيت او مي پرداختند و يا حتي جبرئيل بر ايشان نزول اجلال مي فرمودند، بلكه خداوند مستقيم با حضرت مريم گفت وگو مي كند و درباره كيفيت فرزنددارشدن وي با او سخن مي گويد. (آل عمران، آيه 47) همين براي بزرگي كسي كفايت مي كند كه خداوند با او درباره مسائل زندگي شخصي او گفت وگو كند و او را دلداري دهد و راهنمايي نمايد.


مريم(س) اسوه زنان در عفت و پاكدامني


حضرت مريم (س) سازه الهي براي كاري عظيم تر بود. خداوند بر آن بود تا معجزه اي ديگر همانند خلقت آدم نشان دهد. آن حضرت (س) مي بايست بي زناشويي و بي آنكه با مردي همبستر شود، فرزند را به اعجاز به دنيا آورد.


از اين رو خداوند جبرئيل را در شكل جواني معتدل تمثل كرده و نزد او مي فرستد. در همين ملاقات است كه پاكدامني آن حضرت به نمايش گذاشته مي شود. از حضرت(س) به هنگام مواجهه با مرد ناشناس در يك جاي تنها، مي گويد، از تو به خدا پناه مي برم و تو نيز اگر اهل تقوا هستي اين گونه باش و از او مي خواهد متعرض آبروي او نشود و از خدا بترسد و تقوا پيشه گيرد. (مريم، آيات 17 و 18)


اين تاكيد آن حضرت به لزوم تقواپيشگي از سوي مرد، نشان مي دهد كه تا چه اندازه نسبت به خداوند و رعايت آموزه هاي ديني حساس بوده است. وي كه از سوي خداوند از هرگونه پليدي و زشتي پاك شده و اهل عصمت بود، (آل عمران، آيه 36) خواهان عصمت تقوايي از سوي مرد مي شود.(مريم، آيه 18)


مريم(س) در اين گفت وگو و جاهاي ديگر به خوبي نشان مي دهد كه تا چه اندازه از شخصيتي پاك و روح و رواني باحيا برخوردار بوده و همواره بر حيا و عفت و آبرومندي خود حساس بوده است. (مريم، آيات 18 و 23)


تاكيد قرآن بر «بشراً سوياً» درباره جبرئيل(ع) از آن روست تا نشان دهد كه جواني از هر لحاظ مقبول دختران و زنان، در خلوتگاه مريم(س) وارد مي شود و آن حضرت(س) به جاي رفتار و واكنش طبيعي، هيچ تمايل و گرايش به جوان نشان نمي دهد و در مقابل هرگونه احتمال تعرض، به خدا پناه مي برد و مرد را نيز به ذكر الهي و تقواي او مي خواند.


جبرئيل(ع) در اين ديدار به حضرت بشارت مي دهد كه بي آنكه مردي او را لمس كند، صاحب فرزندي مي شود كه پيامبر خداست. البته پيش از اين فرشتگان به او مژده فرزندي را داده بودند كه بي پدر از او زاده مي شود و درگهواره و كهنسالي با مردمان سخن مي گويد. (آل عمران، آيات 45 تا 47)


آن حضرت (س) نيز از اينكه بدون ازدواج فرزنددار مي شود شگفت زده مي شود ولي به حكم آنكه بارها خود كرامات و معجزات بسياري چون ميوه هايي در غير فصل و غذاهاي آسماني و بهشتي را ديده بود، هرگز منكر اين اتفاق نمي شود؛ چرا كه توجه به قدرت خداوند و مشيت او، موجب رفع هرگونه تعجب و شگفتي است. (آل عمران، آيه 47؛ مريم، آيات 20 و 21) با اين همه ترس و خوف داشت تا متهم به فحشا شود؛ زيرا مردم نمي توانستند بپذيرند كه كودكي بي پدر نيز مي تواند متولد شود؛ در حالي كه حضرت آدم(ع) بي پدر و مادر متولد شده بود، ولي تكرار آن به اين شكل براي آنان باوركردني نبود.


آن حضرت(س) دوره بارداري خود را مخفي نگه مي داشت. (مريم، آيات 16 و 22) در اين دوره وي دچار حزن و اندوهي شديد شد و فشار روحي بر وي سنگين آمد؛ چرا كه اتهام زنا از سوي نادانان و بي آبرويي براي كسي كه عفيف و با حيا و پاكدامن است بسيار سخت است. از اين رو از سوي خدا و فرشتگان دلداري داده مي شود و حتي پس از تولد حضرت عيسي(ع) فرزند به مادر توصيه مي كند كه غمگين و اندوهگين نباشد. (مريم، آيات 16 تا 26)


آبستني وي زماني اتفاق افتاد كه وي از خانواده اش براي عبادت بيشتر كناره گيري كرده بود و در شرق بيت المقدس در غاري پناه برده تا در آنجا به عبادت بپردازد. اما در همان جا آن ديدار مهم با جبرئيل رخ مي دهد و آبستن مي گردد. (همان)


اكنون چه كسي مي تواند آبروي او را حفظ كند و او را از اتهام سنگين فحشا و زنا پاك و منزه دارد؟ بي گمان اين خداوند است كه اين صديقه طاهره را حفظ مي كند و به دفاع از او مي پردازد. (نساء، آيه156؛ مائده، آيه75) بنابراين، كسي كه پاكدامني پيشه كند اگر در موضع تهمت و اتهامي قرار گيرد خداوند مدافع او خواهد بود و به دفاع از او برخواهد خاست و اجازه نمي دهد تا بنده اش به گناهي ناكرده متهم شود و متحمل عذاب گردد.


در اين جاست كه كودك در شكم مادر و پس از آن به سخن مي آيد و مادر را دلداري مي دهد و حتي خداوند جبرئيل را به سوي او مي فرستد تا به او دلداري دهد و از رنج و فشار روحي كه گرفتار آن است رهايي يابد. (مريم، آيات23تا26؛ مجمع البيان، ج5و 6، ص790)


از اين رو به ايشان امر مي شود كه روزه سكوت بگيرد و اجازه دهد تا فرزند به نيابت از مادر با مردم سخن بگويد. (مريم، آيات26 تا 29)


در اين زمان براي آرامش مادر، خداوند آب را در زير پاي پسرش جاري مي كند تا از آن بنوشد و خود را شست وشو دهد و از خرماي تازه درخت خشكيده نخل بخورد تا قدرت و توان يابد؛ در حالي كه از درد زايمان به تپه اي بيرون از شهر گريخته بود. (مؤمنون، آيه50؛ مريم، آيات16 تا25)


در اينجا مريم در كنار درخت خشكيده خرما و در محيطي باز و بدون پرستار، كودك خويش را به دنيا مي آورد.(همان) و با تغذيه و نوشيدن از خرماي تازه و آب، جان تازه اي مي گيرد و با كودكي در آغوش به ميان مردم مي آيد.


مريم همواره در رفاه الهي پرورش يافته است و حتي زماني كه به سوي تپه اي در بيرون شهر بي هيچ امكاناتي مي رود باز خداوند به او نعمت خاص عنايات مي كند و آسايش و آرامش او را تضمين مي كند. (همان؛ مؤمنون، آيه50) چراكه براي مأموريتي بزرگ برگزيده شده بود.


اما آنچه كه موجب مي شود تا خداوند او را اسوه مؤمنان از زن و مرد و بويژه زنان كند، عصمت و عفت و پاكدامني اوست به گونه اي كه خداوند او را ضرب المثل و نمونه برتر براي پيروي و الگوبرداري معرفي مي كند. (سوره تحريم آيات11 و 12)


البته صفات ديگري كه در اين آيات براي آن حضرت مطرح شده نيز در تحقق اين ضرب المثل و الگو بودن نقش دارد كه غير از عفت و پاكدامني، تصديق ايشان به ولايت اهل بيت(ع) و كلمات تامات الهي، تصديق ايشان به كتب آسماني و عمل براساس آموزه هاي وحياني و اهل دعا و نيايش و قنوت بودن ايشان است.


براساس همين آيات، آن چيزي كه موجب شد تا ايشان به مقام بزرگ مادري پيامبري استثنايي چون روح الله برگزيده شود، همان عفت و پاكدامني است كه نقش محوري را ايفا مي كرد. از اينرو در آيات قرآن مسأله پاكدامني ايشان را بر نفخ روح حضرت عيسي(ع) در او، مقدم مي دارد تا اين گونه نقش كليدي پاكدامني را در اين مسأله گوشزد كرده باشد.


آنچه در اين مطلب بيان شد تنها گوشه اي از حقيقت بزرگ اسوه شدن زني چون حضرت مريم(س) براي همه مؤمنان در طول تاريخ بشريت است كه خداوند در اين آيات بدان پرداخته است. بازخواني و تحليل و تبيين همه آنچه درباره اين مقام بزرگ زن آسماني در قرآن بيان شده نيازمند دقت و وقت ديگري است كه بيرون از حوصله اين مقال است.


سه شنبه 16 خرداد 1391  8:25 PM
تشکرات از این پست
ravabet_rasekhoon
دسترسی سریع به انجمن ها