«مهارنشده» در زمره آثار مستند هوشمند (Intelligent Documentary) است که تلاش میکند با نگاهی کلی به فعالیتهای هستهای ایران به مثابه یک تهدید جهانی، متن و حواشی این موضوع را کالبدشکافی کند. این فیلم با ورود به جزئیاتی که در طول 60دقیقه به مرور آشکار میشود، نتیجهگیری ابتدای فیلم در نظر مخاطب بینالمللی تصحیح می کند؛ دقیقاً شبیه به کاری که مایکل مور در یک مقیاس به مراتب بزرگتر، فارغ از صحت و حقیقت نتیجه نهایی، در مستند «فارنهایت11/9»، Fahrenheit 9/11، با محور قرار دادن حملات تروریستی یازده سپتامبر انجام داد.
مستند «مهارنشده» طبق رسم فرمیک همه مستندهای هوشمند، در یک نمای کلی از جغرافیای محل روایت خود آغاز میشود؛ جامعه آرام ایران. نمایی که تمسخر ضمنی نمایش پارادوکسیکال «شمایل وحشت» که کلیشه مرسوم سینمای مستند غرب در مواجه با ایران است هم به شمار میرود. (در حقیقت حجم وسیع بدویت و توحش مصنوعی تزریق شده در آثار مستند غربی همچون «سفر به انتهای زمین؛ مردم آتش»، Journeys to the End of the Earth; People of the Flame، کارکردی ضد مفهوم پیدا کرده است که دیگر نیازی به طراحی استدلالهای تصویری پیچیده ندارد.) این آرامش به زودی بههم میریزد؛ ترور دو استاد برجسته هستهای اولین نقطه عزیمت مستندساز به سمت گرهگشایی از سوالاتی است که تلاش میکند بدون تأخیر زمانی و همزمان، در ذهن بیننده هم شکل گیرد.
نکته بسیار مهمی که باید در هنگام مشاهده این مستند مورد توجه بیننده داخلی قرار گیرد این است که این اثر با مصرف خارجی ساخته شده است؛ برای مخاطبی که سیبل شلیک روزانه رسانههایی است که مجاز از حقیقت را بهطور مداوم برای او تصویرسازی میکنند. لذا این امکان وجود دارد که بسیاری از شرح و بسطهای محتوایی بیان شده در قالب گفتارمتن راوی که سعی دارد نقش خط تعلیق مهندسی شدهای را برای رسیدن حداکثری به فرم تبیینی اثر بازی کند، برای مخاطب داخلی ملالآور باشد. در حقیقت، «مهارنشده» برای مصرف کسانی است که با چشمانی نگران و از بیرون، به ایران نگاه میکنند.
انتخاب یک دانشجوی خارجی (پاکستانی الاصل) مقیم ایران با شخصیتپردازی حداقلی و تخت که به تبع فعالیت علمی، در ایران به سر میبرد و از جایگاهی حقوقی (به عنوان یک دانشجو) برخوردار است از نکاتی است که نقش چاقوی دو لبه را در فرآیند کلی اثر ایفا میکند. اینکه ما بدون آشنایی با سابقه فکری و عقیدتی وی و تنها به دلیل نگرانی موجهی که به عنوان یک شهروند کشور همسایه از برنامه هستهای ایران دارد، با او همراه شویم، امکان هرگونه قضاوت پیش از موعد را از ما سلب میکند. اما از طرفی همین دانشجوی بیطرف عاری از هرگونه حس دشمنی یا دوستی، در مقاطعی از مستند، جلوتر از مخاطب، در برابر ابهاماتش پیروز میشود و به نوعی از او جلو میافتد.
«مهارنشده» سعی میکند زاویههای جدیدی را پیشروی بیننده خود باز کرده و خطر ایران را نه وجود یا عدم وجود بمب هستهای که نوعی از ایدئولوژی معرفی کند که قادر است فراتر از مناسبات ملی، منطقهای و جهانی، یک عراقی، یک پاکستانی و حتی یک آمریکایی را به ایستادن و مبارزه علیه حکومت خود تشویق کند. در جایی از فیلم با یادآوری خاطره استقبال تاریخی مردم ایران از امام(ره) در بهمن 57، به این جمله اشاره میشود که: «خطر، خود مردم بودند!» این اشاره نمادین، تمام مفهومی است که مستندساز سعی در تولید آن در ناخودآگاه مخاطب خود دارد.
ملاقات با کاروان آسیایی آزادی غزه، مصاحبه با مرضیه هاشمی، خبرنگار آمریکاییالاصل شبکه پرستیوی و تیری میسان، روزنامهنگار فرانسوی از انتخابهای هوشمندانه این اثر محسوب میشود. بهعلاوه نماهای مختلف از مجالس عزاداری حسینی، که میتوانست با انتخابهای بهتری همراه باشد اما در همین سطح هم موفق شده است، در لحظاتی، همچون یک رسانه و مستقل از کلیت اثر، وظیفه رسانش پیام را بر عهده گرفته است. همچنین فرآیند ساخت موسیقی و جانشانی آن در اثر بهدرستی انجام پذیرفته و در اتمسفری کنترل شده، همگرا با هویت و کلیت مستند است.
نوع خاص تغییر کادرنما مابین نمای نزدیک متوسط و نمای خیلی نزدیک (CU - BCU - XCU) در صحنههای گفتوگو که به تناسب اهمیت جملات بیانشده، با دور کردن سوژههای فرعی از قاب نما، توجه بیننده را روی سوژه اصلی متمرکز میسازد، از جذابیتهای تصویری مستند «مهارنشده» به شمار میآید.
مستند «مهارنشده» در کنار تمام نقاط قوت و ضعف، که برخی از آنها به ضرورت بیان شد، اثری در خورد توجه و قابل تحلیل است؛ نه به این جهت که در مقام دفاع از موضع جمهوری اسلامی در یک موضوع چالشبرانگیز بینالمللی برخاسته است، که البته این موضوع هم در جای خود قابل تقدیر است، بلکه به دلیل تلاش گروه جوان سازنده در رسیدن به یک استاندارد فرمی و محتوایی با حداقل امکانات موجود و بدون دوپینگهایی از قبیل استفاده از تصاویر آرشیوی خاص یا ایجاد فضاهای تصنعی و بازسازی شده. در واقع مهمترین دلیل همراهی مخاطب با مستند «مهارنشده» سادگی روایتی است که برخلاف پیام و مضمون پیچیده و مهم آن، از دل اتفاقات ملموس و تصاویر آشنایی بیرون میآید که بارها از قاب رسانههای گوناگون و به عنوان ابزار پروپاگاندای غرب علیه ایران پخش و استفاده شده است.
بعد التحریر:
روزهای رونمایی مستند «مهارنشده» با انتشار اخبار دستگیری برخی از مستندسازان داخلی به جرم همکاری با شبکه بیسیسی فارسی آمیخته بود. متن و فرامتن این اتفاقات را به اهل خود واگذار میکنم. قصد هم ندارم که آرزو کنم همه شبیه هم فکر کنند و همه، بر محور یک مضمون، اثر هنری تولید کنند. اما دلم میخواهد امیدوار باشم که پای یک دغدغه، معاملهگر بدی باشیم و تجارت نکنیم؛ «ایران».
-------------------------------
محمدرضا رضاپور
-------------------------------
انتهای پیام/