0

در جغرافیا نخوانده بودیم که سرزمین خرمشهر، زلزله‌خیز است!

 
hojat20
hojat20
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 42154
محل سکونت : بوشهر

در جغرافیا نخوانده بودیم که سرزمین خرمشهر، زلزله‌خیز است!

نسخه چاپيارسال به دوستان
سرهنگ ستاد «حسین فکری»:
در جغرافیا نخوانده بودیم که سرزمین خرمشهر، زلزله‌خیز است!

خبرگزاری فارس: در شبی که خرمشهر آزاد شد، احساس کردیم که زمین به لرزه درآمده است. فرمانده لشکر می‌گفت: در بررسی‌ها و مطالعات جغرافیایی‌مان نخوانده بودیم که سرزمین خرمشهر، زلزله‌خیز است!

خبرگزاری فارس: در جغرافیا نخوانده بودیم که سرزمین خرمشهر، زلزله‌خیز است!

به گزارش «گروه حماسه و مقاومت فارس» (باشگاه خبری «توانا»)، فتح خرمشهر به دست رزمندگان اسلام همچون سیلی محکمی بود که خواب شیرین اشغال را تا ابد بر چشم صدامیان حرام کرد. بخشی از خاطرات و روایت منتشر شده در خصوص این فتح عظیم، از زبان فرماندهان و افسران ارتش صدام روایت شده است که دارای نکات قابل توجهی در تشریح چگونگی پذیرش این شکست بزرگ است.

مطلبی که در ادامه می‌خوانید روایت سرهنگ ستاد «حسین فکری» از تاکتیک هوشمندانه رزمندگان اسلام در بازپس‌گیری خرمشهر و شکست سنگین ارتش عراق در خرمشهر است که در کتاب «جنایت‌های ما در خرمشهر» گردآوری شده است:

در شبی که خرمشهر آزاد شد، احساس کردیم که زمین به لرزه درآمده است. فرمانده لشکر می‌گفت: در بررسی‌ها و مطالعات جغرافیایی‌مان نخوانده بودیم که سرزمین خرمشهر، زلزله‌خیز است!

گروهان‌های تکاور در منطقه‌ای که رخنه ایجاد شده بود، مواضع دفاعی گرفتند و در روز دوم آزادسازی خرمشهر نیروهای اسلامی از طریق همین منطقه نیروهای جدیدی وارد شهر کردند و به حضور خود ادامه دادند. دامنه این نفوذ گسترده‌تر شد و موجب شد که نیروهای ایرانی تیپ 28 را به محاصره کامل درآورند.

به این ترتیب، جناح راست مواضع دفاعی یا جناح اصلی خرمشهر فرو ریخت. با از دست رفتن مواضع این تیپ نفوذ و رخنه نیروهای ایرانی گسترش یافت و این فرصت برای واحدهای ایرانی فراهم شد که از آن طریق پیشروی کنند.

نیروهای اسلامی که در حال پیشروی بودند با نیروهای عراقی در این منطقه درگیر نبردهای شدیدی شدند، به نحوی که در بعضی از مواقع منجر به جنگ تن به تن می‌شد، به تدریج یگان‌های عراقی یکی پس از دیگری منهدم شدند، تا آنجا که محاصره نیروهای ما توسط نیروهای اسلامی موجب شد تا بسیاری از یگان‌های عراقی مواضع خود را ترک کنند و در فکر فرار دسته‌جمعی یا تسلیم به نیروهای اسلامی پیشرو بیفتند.

به تدریج تمام مواضع دفاعی ما به دست نیروهای اسلامی فتح شد و آنها پیشروی خود را در دو جهت ادامه دادند. محور اول که همان جاده عمومی اهواز ـ خرمشهر بود و محور دوم که در جهت قصر شیخ‌خزعل و شط‌العرب [اروند رود] بود. ایرانی‌ها در ساعت هشت و سی دقیقه همان روز پل مهندسی را که نیروهای ما بر روی شط‌العرب [اروند رود] در این منطقه احداث کرده بودند به تصرف درآوردند. هدف از احداث این پل ایجاد ارتباط میان دو ساحل رودخانه بود.

بعد از آنکه نیروهای اسلامی پل را تصرف کردند، حلقه محاصره خرمشهر را محکم‌تر کرده و ضمن تحکیم مواضع خود مواضع رزمی جدیدی نیز احداث کردند. این اقدامات به آن خاطر انجام شد تا آمادگی لازم را برای مقابله با پاتک‌های احتمالی نیروهای ما داشته باشند. نیروهای ما دیواره دفاعی‌شان از هم‌پاشیده بود. در عین حال نیروهای اسلامی از محورهای مختلف به پیشروی خود به سوی مرکز شهر ادامه دادند. در آن اثنا درگیری‌های متعدد به وقوع پیوست که مهم‌ترین آنها، درگیری‌هایی بود که در منطقه منازل مسکونی رخ داد. این درگیری‌ها در روز 23 ماه می 1982 در ساعت یک و نیم رخ داد که نبردهای بسیار شدیدی بود.

منطقه خانه‌های مسکونی در شمال خرمشهر واقع شده است. سرانجام درگیری به نفع نیروهای اسلامی به پایان رسید و نیروهای ما تارو مار شدند و باقی‌مانده آنها به مرکز خرمشهر عقب‌نشینی کردند. سپس بر روی پل رودخانه «العطیط» واقع در شرق خرمشهر و نزدیکی پل «دیلی» نبردهای شدیدی رخ داد. قرارگاه تیپ 33 نیروهای مخصوص در این نقطه قرار داشت. مأموریت این تیپ احتیاط محلی در داخل خرمشهر بود.

نیروهای اسلامی پل رودخانه الحطیط و ایستگاه راه‌آهن را تصرف کردند، به این ترتیب، نیروهای اسلامی تمام راه‌های ورودی به شهر را کاملاً به تصرف خود درآوردند و در همان حال حلقه محاصره را بر نیروهایی که در داخل شهر حضور داشتند، تنگ‌تر کردند.

از سوی دیگر نیروهای اسلامی پس از پیشروی به داخل شهر و آزاد کردن آن، کاملاً مطمئن بودند که نیروهای ما واقع در جناح راست که از جاده عمومی [خرمشهر ـ اهواز] تا رود کارون امتداد داشت، چاره‌ای جز تسلیم شدن ندارند. در این محور تیپ‌های 48، 238، 44 حضور داشتند.

در آن زمان بود که رهبری عراق دریافت که اوضاع بسیار خطرناک است؛ به همین خاطر، به تیپ‌های 48 و 238 در همان ساعت‌های اولیه صبح دستور ترک مواضع خود و بازگشت به عقب تا دژ واقع در اطراف خرمشهر را صادر کرد. اما به تیپ 44 دستور داده شد برای جلوگیری از نفوذ نیروهای اسلامی به داخل شهر مواضع دفاعی خود را تقویت کند. برای تقویت بیشتر این تیپ یک گردان از تیپ 48 نیز به آن پیوست.

 

نیروهای ما در ساعت سه و سی دقیقه به سوی محل‌های تعیین شده حرکت کردند و با نیروهای اسلامی درگیر شدند. در این ضمن دو گردان از نیروهای تیپ 238 راهشان را گم کرده بودند. این تیپ به تازگی به خرمشهر انتقال داده شده بود. به تیپ 44 و یک گردان از تیپ 48 خسارت‌های سنگینی وارد شد و فرمانده گردان نیز کشته شد. به این ترتیب، یگان‌هایی که مسئول دفاع از محورهای شمالی خرمشهر بودند در انجام مأموریت خود با شکست مواجه شدند و تلفات سنگینی هم به آنها وارد شد.

اما یگان‌های تیپ 33 نیروهای مخصوص که به عنوان احتیاط محلی در خرمشهر حضور داشتند از آنجا که از همان ابتدای جنگ در مدخل خرمشهر استقرار پیدا کرده بودند، فرصت زیادی برای استراحت و اجرای برنامه‌های آموزشی به دست آورده بودند. این نیروها طی شب‌های 22 و 23 ماه می 1982 مأموریت‌های زیر را انجام دادند: به گردان هفتم نیروهای مخصوص به فرماندهی سرهنگ دوم ستاد عدنان راضی در شب‌های 22 و 23 ماه می مأموریت داده شد گشتی‌های شناسایی را به مناطق میان رودخانه کارون و جاده عمومی اعزام کند؛ اما هنگامی که نیروهای اسلامی به جناح چپ حمله‌ور شدند به آن گشتی‌ها دستور داده شد به مقر اصلی‌شان بازگردند. این اقدام با حرکت تیپ 48 همزمان شد و علت آن تأخیر بازگشت بعضی از گشتی‌ها بود.

این گردان همچنین در درگیری‌های روز 24 ماه می که نفوذ نیروهای اسلامی را به داخل شهر به تعویق انداخت سهیم بود و نقش بارزی در این گونه نبردها داشت. از سوی دیگر به این گردان مأموریت داده شد که به تیپ مرزی کمک کند. تیپ مذکور که در منطقه نخلستان‌ها استقرار پیدا کرده بود، مورد حمله نیروهای اسلامی واقع و ضربات شدیدی به آن وارد شده بود.

پس از فروپاشی مواضع دفاع نیروهای ما در منطقه استحفاظی تیپ 9 و رسیدن گردان مذکور به آن منطقه، این گردان به منظور آماده شدن برای پاتک دست به اقدامات شناسایی مقدماتی زد؛ اما حادثه‌ای که رخ داد این بود که نیروهای اسلامی از طریق بلندگو از نیروهای ما خواستند خود را تسلیم کنند تا از مهلکه بزرگی که در آن گرفتار شده‌اند نجات یابند.

فرمانده گردان ـ که در این زمان امجد عبدالقادر بود ـ با افسران خود در این‌باره به مشورت پرداخت. فرمانده گردان با فرمانده تیپ نهم سرهنگ نجیب العقیدی نیز در همین باره مشورت کرد. هر دو نفر ـ فرمانده تیپ و فرمانده گردان ـ به اتفاق تصمیم گرفتند که بدون درگیری، خود و نیروهایشان تسلیم نیروهای اسلامی شوند. با این اقدام خط دفاعی دوم واقع درشمال خرمشهر سقوط کرد و در مقابل نیروهای اسلامی تنها واحدهایی از عراق که در مناطق مسکونی استقرار داشتند، باقی ماندند.

اما گردان هشتم از نیروهای مخصوص، بدون دریافت دستور نظامی به منطقه پشت پل قادسیه واقع در منطقه شلمچه نقل مکان کرد. بهانه فرمانده دفاع از پل مذکور بود. این گردان در هیچ درگیری شرکت نکرد. بعداً معلوم شد که فرمانده گردان سرهنگ دوم ستاد عدنان الجبوری تحویل دادگاه نظامی شده و در مقابل تعدادی از سربازان و افسران اعدم شده است.

در پی تسلیم شدن فرماندهان تیپ نهم و گردان هفتم همراه با واحدهایشان به نیروهای اسلامی، خط دفاعی واقع در شمال خرمشهر هم سقوط کرد، در نتیجه فرماندهی نیروهای ما به اجبار به تیپ 420 پیاده به فرماندهی سرهنگ نزار خالد نقشبندی دستور داد از جزیره ام‌الرصاص واقع در مقابل بندر خرمشهر حرکت کند و به دفاع از خط دفاعی دوم بپردازد.

این دستور در ساعت هفت و سی دقیقه روز 23 ماه می 1982 صادر و در همان روز به اجرا درآمد. بیشتر گردان‌های این تیپ عبور کردند و ملاحظه کردند که شکست واحدهای تیپ‌های نهم و دهم در پی حملات نیروهای اسلامی بر روحیه افراد تیپ 420 تأثیر زیاد برجای گذاشته است؛ از این رو به همراه افراد باقی‌مانده از واحدهای عراقی پا به فرار گذاشتند. در نتیجه فرمانده تیپ کنترل خود را بر روی افراد تحت امرش از دست داد و شرایط بغرنجی به وجود آمد. به نحوی که فرمانده چاره‌ای نداشت جز اینکه تسلیم واقعیت شود.

نیروهای اسلامی به پیشروی خود به سوی شهر ادامه دادند و درگیر نبردهای شدیدی با نیروهای عراقی موجود در منطقه خانه‌های مسکونی نزدیک جاده خرمشهر اهواز شدند. در این منطقه تیپ 44 پیاده به  علاوه گردان سوم از تیپ 48 حضور داشتند. پس از نبردی سنگین مواضع دفاعی نیروهای ما در هم شکست و خسارت‌های سنگینی به آنها وارد شد و مجبور به عقب‌نشینی شدند و در نتیجه، بیشتر مواضع دفاعی اطراف خرمشهر منهدم شد.

نیروهای اسلامی منطقه دژ را هم مورد حمله قرار دادند، در این محور تیپ هشت حضور داشت، اما از ترس محاصره کامل به داخل شهر عقب‌نشنیی کرد. بعد از این عملیات نیروهای عراقی در داخل خرمشهر محاصره شدند. نیروهای اسلامی به ساختمان‌ها و تأسیسات خارج از شهر رسیدند و بر همه راه‌های ورودی و خروجی شهر تسلط کامل پیدا کردند. آنگاه گروه‌های کوچکی اقدام به پاکسازی خانه‌های اطراف کردند و در همان زمان نیروهای ما به صورت گروه‌های پراکنده خود را تسلیم نیروهای اسلامی کردند و کنترل بیشتر واحدها کاملاً از دست فرماندهان خارج شد تا جایی که افراد یگان‌ها در داخل خانه‌ها، در کوچه‌ها و خیابان‌ها پراکنده شدند.

در نتیجه، چنین شرایطی، فرماندهی نظامی تلاش کرد با همه توانی که برایش باقی مانده بود به دفاع از شهر بپردازد تا شاید بتواند شکست، انهدام و از هم‌پاشیدگی نیروهایش را ترمیم کند؛ از این رو، از طریق بلندگو اقدام به پخش پیام‌های صدام کردند که طی آن اعلام شد باید تا سر حد مرگ از خرمشهر دفاع کرد.

در مقابل چنین شرایطی دو راه وجود داشت. یکی اینکه واحدهای محاصره شده در خرمشهر از خودشان دفاع کنند و برای شکستن حلقه محاصره تلاش کنند. راه دوم در رابطه با واحدها لشکر هفتم بود که به تازگی عازم خرمشهر شده بود و به عنوان احتیاط کلی سپاه و به منظور پاتک در محور شلمچه و پیشروی به سوی خرمشهر و شکستن حلقه محاصره واحدهای محاصره‌شده عراقی در خرمشهر درنظر گرفته شده بود.

چون قرارگاه تیپ 113 مسئول دفاع از خرمشهر بود، مجدداً مأموریت یافت به اوضاع این محور سر و سامان دهد به همین خاطر، کلیه فرماندهان واحدهای منهدم‌شده به قرارگاه تیپ دعوت شدند تا با هم شور ستادی داشته باشند. این نشست در ساعت هجده روز 22/5/1982 تشکیل شد و هدف تهیه و تصویب طرحی برای شکستن محاصره خرمشهر بود.

در پی آن نشست اوامر زیر به یگان‌ها صادر شد:

تیپ 48 پیاده به سوی بندر خرمشهر حرکت و از آنجا به سمت پل دیلی عملیات کند و پس از تصرف این پل اقدام به پاکسازی منطقه تا جاده خرمشهر شلمچه کند. آنگاه به پیشروی خود ادامه دهد تا به واحدهای لشکر هفتم که از سوی شلمچه پیشروی خواهند کرد، ملحق شود. این محور، محور سمت راست نامیده می‌شود.

این مأموریت در حالی به تیپ 48 پیاده واگذار شد که در اثر درگیری‌های واقع در مناطق مسکونی به واحدهای آن خسارت‌های بسیار شدیدی وارد شده بود و تنها دو گردان از آن به صورت ناقص باقی مانده بود.

اما از محور سمت چپ، واحدهای تیپ 113 و گردان هفتم از نیروهای مخصوص باید به سوی بندر حرکت کنند و به پیشروی خود ادامه دهند تا منطقه میان جاده عمومی خرمشهر، شلمچه و شط‌العرب [اروند رود] را پاکسازی کنند. آنگاه به پیشروی خود ادامه دهند تا به واحدهای لشکر هفتم ملحق شوند.

مقرر گردید نیروها در ساعت هفت و سی دقیقه به سوی بندر حرکت و در ساعت بیست و دو عملیات خود را آغاز کنند و از پشتیبانی آتش سلاح‌های پشتیبانی‌کننده برخوردار شوند.

فرماندهی این عملیات به سرهنگ احمد زیدان فرمانده تیپ 113 پیاده واگذار گردید. واحدها عملیات خود را آغاز کردند و با مقاومت نیروهای ایرانی مواجه شدند. در اثر این مقاومت نیروهای پیشرو ما سازماندهی خود را از دست داده و پراکنده شدند. از سوی دیگر خودروهای نظامی در طول راه ـ از مرکز شهر تا بندر خرمشهر ـ ترافیک سنگینی به وجود آوردند، به نحوی که موجب کندی حرکت واحدها به سمت جلو شدند. علاوه بر اینها یک عامل مهم دیگر نیز وجود داشت که عبارت بود از عدم تمایل سربازان عراقی به جنگیدن؛ زیرا تمام مصیبت‌ها و گرفتاری‌های گذشته همچنان در ذهن و خاطره‌ها وجود داشت. از سوی دیگر این خبر در میان واحدها پخش شده بود که فرمانده عملیات سرهنگ احمد زیدان کشته شده است.

آنروز .. تازه فهمیدم .. 

 در چه بلندایی آشیانه داشتم...  وقتی از چشمهایت افتادم...

پنج شنبه 11 خرداد 1391  8:07 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها