0

خرمشهر 30 سال است که از کمبودها رنج می‌برد

 
hojat20
hojat20
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : تیر 1388 
تعداد پست ها : 42154
محل سکونت : بوشهر

خرمشهر 30 سال است که از کمبودها رنج می‌برد

نسخه چاپيارسال به دوستان
در گفت‌وگو با فارس عنوان شد
خرمشهر 30 سال است که از کمبودها رنج می‌برد

خبرگزاری فارس: یک مدافع خرمشهری گفت: فقر و مشکل اقتصادی بزرگ‌ترین مشکل مردم خرمشهر است؛ به جرأت می‌توان گفت در 30 سال گذشته فقط 20 درصد کار عمرانی و اقتصادی در خرمشهر انجام شده است.

خبرگزاری فارس: خرمشهر 30 سال است که از کمبودها رنج می‌برد

به گزارش «گروه حماسه و مقاومت فارس» (باشگاه خبری توانا)، در دوران دفاع مقدس شخصیت‌های بزرگی وجود داشته‌اند که در برهه‌هایی با توجه به توانایی‌‌شان منشأ اثر بوده‌اند؛ عده‌ای در قامت فرماندهان لشکر یا تیپ، عده‌ای نیروهای پشتیبانی و بعضی نیز به عنوان نیروهای مردمی در دفاع از خرمشهر ایفا‌ی نقش کرده‌اند. اما نکته‌ قابل ‌توجه این است که بعضی از اهالی خرمشهر، خود، مدافع شهر و زادگاه خویش بوده‌اند و از نزدیک وقایع و رخدادهای اشغال و تجاوز نیروهای بعثی عراق را دیده و حالا پس از سال‌ها، آن روزگاران را برای نسل‌های حاضر روایت می‌کنند.

 

عبدالرضا آلبوغبیش مدافع خرمشهر که دل پردردی از این روزهای پایتخت مقاومت دارد

«عبدالرضا آلبوغبیش» یکی از آن مردان است. او در ماهشهر به دنیا آمده اما در کودکی به خرمشهر می‌رود و از ابتدای اشغال تا آزادسازی آن، از نزدیک همه وقایع را به چشم خود دیده است. او در کنار جهان‌آرا و عبدالرضا موسوی و نورانی و بسیاری دیگر از مدافعان شهر جنگیده و بارها مجروح و حتی به اسارت درآمده است و امروز پس از 31 سال از آزادسازی خرمشهر، راوی روزهای تلخ و شیرین این شهر قهرمان است، کتابی نیز از خاطرات این مدافع خرمشهری با عنوان «جای امن گلوله‌ها» به قلم جواد کامور بخشایش به چاپ رسیده است.

عبدالرضا آلبوغبیش در گفت‌وگو با خبرنگار حماسه و مقاومت فارس اظهار داشت: من در ماهشهر به دنیا آمده‌ام. سال 47 وقتی 9 سالم بود، به همراه دایی‌ام به خرمشهر رفتم؛ آن زمان خرمشهر به لحاظ وضعیت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، نسبت به سایر شهرهای ایران دارای ویژگی‌های خاصی بود. یعنی 44 سال پیش، نسبت به شهرهای دیگر ایران به ویژه شهرهای اطراف خود از همه جهات بهتر بود.

* غروب زیبای پل کارون به یادماندنی‌ترین صحنه برای مردم بود

خرمشهر آن زمان حدود 16 هزار نفر جمعیت داشت و زیبایی و مدرن بودن شهر و در کنار آن رودخانه کارون که شرق و غرب این شهر را به هم متصل می‌کرد و غروب زیبای رود کارون به یادماندنی‌ترین صحنه برای مردم این شهر بود. از لحاظ اقتصادی نیز این شهر بسیار پیشرفته بود و مردم در رفاه بودند.

غروب زیبای رود کارون به یادماندنی‌ترین صحنه برای مردم خرمشهر بود

در این سال‌ها اغلب مردم شهر به کار تجارت مشغول بودند و هر قومی چندین کشتی تجاری داشت که با کشورهای همسایه داد و ستد می‌کرد. البته بودند عده‌ دیگری از مردم که کارمند بودند و برخی دیگر در نخلستان‌های خرما کار می‌کردند. بقیه مردم هم به کارهای خدماتی مثل حمل و نقل مسافر در سطح شهر اشتغال داشتند.

بافت ساختمانی خرمشهر هم در آن زمان یک بافت سنتی داشت با کوچه‌های باریک که عده زیادی از مردم شهرهایی مثل یزد، اصفهان، بروجرد و شهرهای مجاور خرمشهر را در خود جای داده بود که به کارهایی مثل کشاورزی، ترانزیت کالا از خرمشهر به کشورهای دیگر می‌پرداختند. در واقع این شهر به همان اندازه که برای تجار داخلی شناخته شده بود، برای تجار خارجی نیز نام آشنا بود؛ به طوری که از کشورهای حوزه خلیج فارس و حتی آمریکا و انگلیس نیز برای تجارت به خرمشهر می‌آمدند. از لحاظ بافت جمعیتی نیز 70 درصد مردم خرمشهر از نژاد عرب و 30 درصد از مهاجرین شهرهای مختلف هستند.

شهری با این ویژگی‌ها وقتی 578 روز در اشغال نیروهای عراقی قرار می‌گیرد، به ویرانه‌ای تبدیل می‌شود که اصلاً قابل تصور نیست. بنده در آن زمان که شهر به اشغال نیروهای عراقی درآمد 22 سال داشتم و با تمام وجود خیانت‌ها و وحشی‌‌گری‌های نیروهای بعثی را دیدم.

 

هیچ منطقه‌ای را نمی‌توانستید پیدا کنید که از آثار گلوله‌های مختلف دشمن در امان مانده باشد؛ بخش زیادی از مردم آواره شهرهای مختلف شده بودند. تأسیسات شهری همه از بین رفته بود و شهر، به تلی از خاک تبدیل شده بود.

 

زمانی که عملیات الی بیت‌المقدس آغاز شد، نیروهای مردمی به همراه بچه‌های سپاه و ارتش آنچنان برق‌آسا و غافلگیرکننده حمله کردند که نیروهای عراقی‌ که سال 60 به 20 کیلومتری اهواز رسیده بودند، حالا 400 تا 500 نفر از آنها در رودخانه کارون غرق می‌شدند و عده زیادی هم در حالی که در سنگرهای خود در حال استراحت بودند، به اسارت درآمدند.

در آغاز عملیات، به همراه 300 نفر دیگر در منطقه "سیّه"  منطقه‌ای پشت رودخانه کارون با نیروهای عراقی درگیر شدیم. اما خرمشهر پس از آزادی در سوم خردادماه 61؛ تصویر فاجعه‌آمیزی از آثار جنگ و گلوله‌های مختلف اصابت‌شده به همه نقاط آن بود؛ و این تنها چیزی بود که آن روزها در قاب چشم مدافعان می‌نشست. به طوری که حتی یک دیوار سالم در شهر وجود نداشت و شهر به هیچ وجه قابل سکونت نبود.

ادارات شهر از جمله بانک ملی به شهر بهبهان و اداره ثبت احوال به ماهشهر منتقل شده بود و این همه ویرانی، حاصل هجوم وحشیانه عراقی‌ها به شهر بود.

*اولین جشن آزادسازی در مسجد جامع خرمشهر

بعد از اجرای عملیات الی بیت‌المقدس و آزادسازی شهر، ما از پادگان دژ در پشت کمربندی شهر به سمت خرمشهر حرکت کردیم و در آنجا با نیروهای عراقی درگیر شدیم و پس از پیروزی و آزادسازی شهر، نخستین حضور ما در مسجد جامع خرمشهر بود؛ مسجد جامع برای مدافعان و رزمندگان قداست خاصی داشت و در 34 روز مقاومت مسجد جمع به محل فعالیت‌های نظامی، درمانی، تدارکاتی و حتی استراحتگاه رزمندگان تبدیل شده بود.

 

بعد از آزادی خرمشهر، برای این پیروزی جشن باشکوهی برپا شد. جشن ما در مسجد جامع، جشن برنامه‌ریزی‌شده و تشریفاتی نبود، بلکه جشنی ساده اما با یک ویژگی خاص بود و آن هم این بود که همه نیروها با خنده و گریه به استقبال هم می‌رفتند و یکدیگر را در آغوش می‌کشیدند.

 

شادی‌ها آنگونه بود که انگار  بعد از سال‌ها به یکدیگر رسیده‌ بودند. آنجا دیگر بچه خرمشهر و آبادان فرقی با نیروهای شهرهای دیگر نداشتند و گروه‌های مختلف شرکت‌کننده که در عملیات حضور داشتند به مسجد آمده بودند.

مردم شهر که در اثر تجاوز دشمن به شهرهای مختلف مهاجرت کردند بعد از یک ماه وارد شهر شدند. دلیلش هم این بود که مین‌گذاری در نقاط مختلف، شهر را برای مردم ناامن کرده بود و باید به طور کامل پاکسازی می‌شد. آن روزها حتی مردم شهرهای اطراف مثل امیدیه و آبادان نیز برای خرمشهر جشن آزادی گرفتند.

مردم خرمشهر در عملیات‌های مختلف به ویژه عملیات بیت‌المقدس به هر نحوی که می‌توانستند به رزمندگان کمک می‌کردند؛ برای مثال در همین عملیات، مردم در گروه‌های 100 نفری به بیمارستان شهر ‌رفتند و خون خود را داوطلبانه اهداء ‌کردند تا نیاز رزمندگان تأمین شود و این تنها مربوط به مردم خرمشهر نبود؛ بلکه در شهرهای شادگان و امیدیه نیز اینگونه بود.

* مردم شادگان و ماهشهر بیشترین سهم را در آزادسازی خرمشهر داشتند

در واقع مردم شهرهای شادگان و ماهشهر بیشترین سهم را در آزادسازی خرمشهر داشتند، چرا که اسلحه، مهمات و آذوقه رزمنده‌ها و پایگاه اصلی نیروهایی که از نقاط مختلف کشور به این منطقه می‌آمدند، ماه‌شهر بود.

امروز، بعد از 31 سال از آزادسازی خرمشهر، هنوز هم خاطره آن روزها در ذهن مردم شهر زنده است و مردم سالروز این فتح بزرگ را جشن می‌گیرند. مردمی که از این شهر به شهرهای دیگر مهاجرت کرده‌اند، هر سال در سوم خرداد به همراه خانواده‌های خود به خرمشهر می‌آیند و در شلمچه روایت آن سال‌ها را برای فرزندان خود بیان می‌کنند.

* آب غیرقابل شرب مشکل بزرگ خرمشهر

در طول این 30 سال از آزادسازی شهر، مسئولان در دولت‌های مختلف کارهایی انجام داده‌اند؛ اما باید گفت آنچه که در شأن مردم این شهر است هنوز صورت نگرفته و کاستی‌های زیادی در آن دیده می‌شود.

 

بازار خرمشهر/30 سال پس از آزادی

 

آثار گلوله‌های دوران جنگ هنوز بر دیوارهای شهر باقی است؛ بیکاری و وضعیت اقتصادی بسیار نامطلوب، جوانانی که در اثر نبود کار به شغل‌های کاذب و دستفروشی‌ در معابر مشغول هستند و تحصیلکرده‌هایی که بیکارند، حقیقت‌هایی است که دل مردم خرمشهر را به درد می‌آورد.

از نظر وضعیت بهداشتی نیز خرمشهر شرایط قابل قبولی ندارد؛ از خیابان‌ها و معابر شهر، بوی تعفن به مشام می‌رسد آن هم در جاهایی مانند رستوران‌ها و بازار که محل تردد مردم است. در اغلب نقاط؛ بافت شهر فرسوده شده و بعد از 30 سال، 80 درصد بافت شهر هنوز به سبک سنتی و قدیمی است و مردم نیز به دلیل فقر مالی، توانایی تأمین مصالح ساختمانی را ندارند و بعضاً بسیاری از آنها از مصالح دست دوم در ساخت وسازها استفاده می‌کنند.

 آب شرب خرمشهر غیرقابل خوردن است، به طوری که بوی بسیار نامطبوعی دارد و همه خانواده‌های شهر مجبور به خریدن آب‌ تصفیه‌شده هستند؛ و باید برای یک گالن 20 لیتری آب، 300 تا 500 تومان پول بدهند. این در حالی است که از مردم هزینه آب نیز به صورت ماهیانه دریافت می‌شود.

 

 

در زمینه کشاورزی بخش زیادی از نخلستان‌ها نابود شده است و اکثر کشاورزان بیکار هستند. نخلستان‌هایی که اگر رسیدگی شود، درآمد آن از نفت بیشتر است. روزگاری هر نخل خرما 100 کیلو  محصول داشت و هر کشاورز اگر 1000 درخت نخل داشت، می‌توانست هزینه زندگی 40 تا 50 نفر را تأمین کند، اما امروز آنها برای دریافت وام کشاورزی نیز با بی‌مهری مسئولین روبه‌رو هستند.

*فقط 20 درصد کار عمرانی در طول 30 سال برای آبادانی خرمشهر!

 فقر و مشکل اقتصادی بزرگ‌ترین مشکل مردم خرمشهر است؛ به جرأت می‌توان گفت در 30 سال گذشته فقط 20 درصد کار عمرانی و اقتصادی در خرمشهر انجام شده است. 

در کنار همه این مشکلات، بنده به عنوان فردی که از 9 سالگی در خرمشهر رفت و آمد داشته و با وضعیت مردم آن آشنا هستم، اعلام می‌کنم خرمشهر شهری است که زمانی در اثر هجوم دشمنان به خونین‌شهر تبدیل شد، اما بعد از آزادسازی، خرمشهر دیگری شد. امثال بنده در کنار مردانی بزرگ قرار گرفتیم که شهر را از دست متجاوزین آزاد کردند، شخصیت‌هایی مثل شهیدان اقارب‌پرست، امان‌اللهی و شیخ قنوتی و صدها نفر دیگر و در کنار آنها قهرمانانی همچون خانواده معظم شهدا و دلیرمردانی که هنوز آثار جراحات آن روزها بر بدن آنها باقی است و بر روی تحت بیمارستان‌ها بستری هستند.

اگرچه تولد من 5 خرداد 1338 در ماهشهر هست، اما تولد واقعی خودم را سوم خرداد 61 یعنی روز آزادسازی خرمشهر می‌دانم.

آنروز .. تازه فهمیدم .. 

 در چه بلندایی آشیانه داشتم...  وقتی از چشمهایت افتادم...

پنج شنبه 11 خرداد 1391  8:06 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها