|
گروه هنر: يكی از ريشههای مهم هنر اسلامی در درجه اول قرآن كريم است؛ يعنی بيان ادبی و بيان تمثيلی قرآن اولين مرحلهای است كه هنر قرآنی را به عنوان هنر اسلامی تلقی میكنيم زيرا در قرآن كريم از انواع سبكها و طريقههای بيان استفاده شده است.
 |
| احمد تميمداری، اديب و زبانشناس |
احمد تميمداری، اديب و زبانشناس در گفتوگو با خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) درباره هنر اسلامی با بيان مطلب فوق افزود: يكی از منابع مهم در ادبيات اسلامی هنر قرآنی يا بلاغت قرآنی است كه بلاغت را در زيبايیشناسی به كار میبريم. مباحث زيبايیشناسی با بلاغت قرآنی توأم است. بيان قرآن بيان ساده عاميانهای كه در زبان عادی به كار میرود نيست؛ بلكه در قرآن مسائل مختلف به شكل هنری و بلاغی مطرح شده است.
تميمداری تاكيد كرد: خداوند در مورد تمثيل در قرآن فرمود «وَ تِلْكَ الْأَمْثَالُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَمَا یَعْقِلُهَا إِلَّا الْعَالِمُونَ ﴿۴۳/العنكبوت)» مثالهايی كه در قرآن آورده شده نمونه هنر بيانی، زبانی و هنر ادبی است و از همين جا مشخص میشود كه قرآن كريم كه معتبرترين و اصل متن اسلامی است اين موضوع را تائيد میكند، چون تمام هنرها مبتنی بر نوعی تمثيل و تشبيه به معنای آفرينش جديد هستند.
وی در ادامه افزود: در مورد عيسی(ع) میفرمايد «أَنِّی أَخْلُقُ لَكُم مِّنَ الطِّينِ كَهَیْئَةِ الطَّیْرِ (49/آلعمران)» من از گل برای شما پرندهای میآفرينم و خلق میكنم (البته مفسران میگويند میسازم)، در واقع ما دو نوع خلقت داريم، يكی خلقت بیواسطه و مستقل كه از جانب خداوند نازل میشود و يكی خلقت با واسطه و وابسته بدون استقلال است كه از طريق انسان مطرح میشود.
اين زبانشناس عنوان كرد: يكی از هنرهايی كه در تاريخ اسلام به وجود آمده خطاطی است. خطاطی بخشی از نقاشی به حساب میآيد؛ مخصوصا خطوط هنری در زبان فارسی برای نوشتن اشعار و آيات قرآن و احاديث نبوی جنبه هنری داشته است.
تميمداری متذكر شد: نكته ديگر در مورد مجسمهسازی است. هنگامی كه مسلمانان و امويان به اسپانيا رفتند، مجسمهای از يكی از خلفای اموی در قالب نيمتنه در آنجا نصب كردند، اگر مجسمه به صورت اصنام و پرستش بت باشد حرام است، اما اگر به عنوان يادبود و يك نشانه باشد ظاهرا اشكال آن كمتر است.
وی افزود: يكی از بزرگترين مفسران قرآن كريم، يعنی حسنبنحسن طوسی، شيخ طوسی، در تفسير تبيان، در مبحث اصنام اين نظريه مهم را میدهد كه اصنام در صورتی حرام هستند كه برای پرستش استفاده شوند. اما اگر به عنوان يادبود عالمان، عارفان و دانشمندان ساخته شود و جنبه پرستش در آن نباشد، اشكالی ندارد. البته وی اين مسئله را بسيار با احتياط مطرح كرده است و شايد در آثار فقهی خود اين مسئله را به اين صراحت نيز مطرح نمیكند، بلكه آن را فقط به عنوان نظر نفسيری بيان میكند نه نظر فقی.
اين اديب در تكميل مطالب خود يادآور شد: بعد از آن مهمترين هنر ديگری كه ما در تاريخ اسلام داريم هنر معماری است. هنر معماری در ساختن مساجد، تكايا، حسينيهها، خانقاهها و مراكز ذكر و ورد و خدمات و خانههای شخصی اهل ايمان و اسلام به وضوح به چشم خورده است. در اين مكانها سر در ورودیها به شكل خاصی ساخته میشدند و در آن از آيات قرآن و يا احاديث استفاده میشد. هنرهای سراميكی بر روی كاشیها و گل پخته نمونه هنرهای اسلامی است.
وی گفت: از ديگر هنرهايی كه در دوران اسلام در تاريخ اسلام بسيار مورد توجه است هنر ادبی شعر است؛ شعرگويی يعنی شعرسرايی و داستانسرايی از هنرهای مهم ادبی و زبانی است. در قرآن كريم سوره قصص به معنی داستانها را داريم. اين سوره نشان میدهد كه كار كردن روی قصهها كار غلطی نيست، زيرا خداوند در قرآن كريم میفرمايد «فِی قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لِّأُوْلِی الأَلْبَابِ(111 / يوسف)» در داستانهای پيشينيان عبرتها، پندها و اموزههايی برای خردمندان وجود دارد.
تميمداری در بخش ديگری از سخنان خود تصريح كرد: بنابراين قصه، عبرت و خردمند سه اصطلاحی است كه در قرآن به كار رفته است. بر همين اساس عدهای به نوشتن قصص قرآنی پرداختند و بعد كسان ديگری به تبعيت از قصص قرآنی داستانهای عرفانی نوشتهاند؛ يكی از معروفترين اين داستانها داستان بلوهر و يوزارسيف است كه شيخ صدوق در كتاب كمالالدين حدود 40 صفحه را به آن اختصاص داده بود و بعد از صدوق و قرت چهارم، در قرن يازدهم و اوايل دوازدهم هجری قمری در كتاب عينالحيات داستان بلوهر و يوزارسيف از عربی به فارسی ترجمه شده است. اين داستان بوده است كه چگونه از دربار بيرون میآيد و آن حكيم معروف او را تحت تاثير قرار میدهد و معلم و مربی او میشود. شيخ صدوق خود محدث است، اما اين داستان آنقدر اهميت داشته است كه با اينكه او به غير از حديث چيز ديگری نمیگفته است به اين داستان توجه كرده است. و از زبان شخصی به نام محمدبنزكريا(غيرمعروف) اين داستان را نقل میكند.
وی افزود: كتاب تذكرةالاوليا شيخ عطار داستانهای عارفان و صوفيان است كه با حضرت باقر(ع) و حضرت صادق(ع) كتاب را آغاز و تمام میكند، يعنی اول و آخر آن را دو تن از ائمه قرار میدهد و در بين اين دو شرح حال بسياری از عرفا را میآورد داستانهای خلاصهای از آنان بازگو میكند.
تميمداری عنوان كرد: از ديگر هنرهای اسلامی كه در ايران میتوانيم از آن نام ببريم هنر شبيهكردنی و هنر تعزيه است كه از آن دو هنر به وجود میآيد يكی هنر شبيهمضحك است كه كمدی بوده و برای خنده اجرا میشده و يكی هم شبيهتعزيه كه برای عزاداری بوده است. در دوره آلبويه از قرن چهارم هجری قمری دمونستراسيونها يا نمايشهايی در خيابان اجرا میشده و به عنوان عزاداری راه میرفتهاند و البته آن موقع عزاداری بسيار ساده بوده.
وی افزود: روايتی نقل میكنند كه حصرت باقر(ع) قنداقهای را به علامت حضرت علیاصغر(ع) گرفتند و خيلی متأثر بودند و گريه كردند و همين نمونه میشود برای شبيهسازی. البته بسياری از علما با سبيهسازی مخالفند و مثلا مرحوم آيتالله بروجردی با شبيهسازی موافق نبودند ولی موضوع اين است كه اگر جريان شبيهسای مثل جريان مجسمه به سوی پرستش برود در واقع داستان شرك است، ولی هنگامی كه برای پندآموزی بيان میشود و بانی آن اهل اسلام و ايمان است قضيه متفاوت است. بهرحال گفتهاند إنّما الأعمال بالنیّات وانّما لكل امریء ما نوی، و اگر كسی نظرش اين باشد كه تعزيه صرفا برای تنوع، آگاهی، عزاداری، قرب به خدا و قرب به مقام شهدا انجام شود طبعا نبايد اشكالی داشته باشد. من نظر فقهی ارائه نمیكنم، بلكه آنچه كه بوده مطرح میكنم.
وی يادآور شد: در دوره صفويه تعزيهگردانی قویتر و عزاداریهای خيابانی بيشتر میشود، بنابراين تعزيهگردانی يكی از ريشههای هنر تئاتر و نمايش در ايران محسوب میشود، يعنی ما چند نوع ادبيات شامل ادبيات شعر، داستانی، مطبوعات و داراماتيك داريم. در بخش دراماتيك میشود برخی از آثار ادبی را به صورت نمايش درآورد كه ريشه اينها به دوره صفويه برمیگردد.
اين پژوهشگر تصريح كرد: از زمانی كه ناصرالدين به فرنگ رفت و برگشت برای كمدی هم شبيهمضحك درست كردند و كسانی آمدند برای خنديدن و شاد كردن مردم لطيفه گفتند. اين خود در تاريخ اسلام نيز ريشههای دارد و از قول پيامبر(ص) و حضرت علی(ع) تعدادی لطيفه نقل شده است و ايشان مردمان عبوس و خشن و بداخلاقی نبودند. در برخی از روايات مزاحهايی كه به كار بردهاند نقل شده است و حضرت علی برای شاد كردن دل مردم آن قدر مزاح میكردند كه يكی از بهانههای دشمنان درمورد ايشان اين بود كه اگر مزاح نمیكرد خيلی مناسب بود.
وی افزود: در حالی كه مخصوصا مزاحكردن و خنديدن يكی از مسائل دينی است. در روايتی مقايسهای ميان دين يحيی و دين عيسی انجام شده؛ يحيی يا زكريا (يكی از اين دو پيامبر) بسيار عبوس بودند و عيسی هميشه خندان بود؛ بالاخره داوری نزد خداوند میبرند و خداوند روش عيسی يعنی خندان بودن و ديگران را شاد كردن را تائيد میكند؛ به اصطلاح مومنان ادخال السرور فی قلوب المومنين يعنی وارد كردن شادی در دلهای مومنان.
وی اظهار كرد: از ديگر هنرهای اسلامی كه در دوران معاصر داريم هنر سينما است كه رنگ و بوی دينی و اسلامی داشته باشد. يعنی در محتوايی كه در آن به كار میرود جنبه معنوی وجود داشته باشد يا تئاتری كه به نوعی عبرت آموز باشد.
تميمداری عنوان كرد: هنر موسيقی به دو بخش تقسيم میشود، يكی هنر موسيقی كه حلال و ديگری حرام بوده است. يكی از افراد خيلی مشهور در اين حوزه فارابی است كه كتاب الموسيقی الكبير را نوشته است، كه كتاب درسی در اين عرصه و به صورت علمی است. در اين حوزه، نظريات امام خمينی(ره) و ملامحسن فيض كاشانی و بعضی فقهای ديگر موسيقی را به دو بخش محلل و محرم تقسيم میكند و اگر در ذكر خدا و نقب رسول(ص) و بزرگان و اشعاری مبتنی بر بزرگی انسان و بيان معارف و مسائل معنوی و اشعاری از شاعران و حكيمان مسلمان در آن باشد، نبايد طبعا اشكالی داشته باشد. در اينجا نيز نظر فقهی در كار نيست و تنها از جانب ادبيات و تاريخ ادبيات نظر میدهم. در تاريخ اسلام هم در ايران و هم در كشورهای ديگر به مسائل هنری توجه كردهاند، در تاريخ ايران و در تاريخ تشيع میتوان گفت كه بيشتر از فرقهها و كشورهای ديگر به هنر توجه شده است.
يادآور میشود، احمد تميمداری (متولد ۱۳۲۵ در تهران) اديب، زبانشناس و فارسیپژوه ايرانی و دانشيار گروه ادبيات فارسی دانشگاه علامه طباطبايی است. او دارای دكترای زبان و ادبيات فارسی از دانشگاه تهران است. او همچنين تلمذ و شاگردی اساتيدی بنام چون شريف رضايی، سيد علی شاهچراغی، سيد جعفر شهيدی، احمد مهدوی دامغانی و... را در كارنامه خود دارد. وی عضو هيئت علمی شورای گسترش زبان و ادبيات فارسی و سردبير دو فصلنامه سخن عشق است.
|