امشب فقط به جای خودم گریه می کنم
آرام در رثای خودم گریه میکنم
در مجلس عزای خودم گریه میکنم
یک گوشه می نشینم و هی مثل بچه ها
لج میکنم برای خودم، گریه میکنم
همچون مسافری که کسی نیست خویش او
با چشمه پشت پای خودم گریه میکنم
پیش چراغهای جهان سرخ میشوم
از شرم چشمهای خودم گریه میکنم
بسیار سادهام من آواره، مدتی است
با یاد روستای خودم گریه میکنم
ای دل عجیب خستهام از درد مردمان
امشب فقط به جای خودم گریه میکنم