مناجات
الهي، ما همه بيچارهايم و تنها تو چارهاي، و ما همه هيچ كارهايم و تنها تو كارهاي.
الهي، چون تو حاضري چه جويم، و چون تو ناظري چه گويم.
الهي، آن خواهم كه هيچ نخواهم.
الهي، ما را يارايِ ديدن خورشيد نيست، دم از ديدار خورشيد آفرين چون زنيم؟!
الهي، اگر ستّار العيوب نبودي، ما از رسوايي چه ميكرديم؟
الهي، كلمات و كلامت كه اينقدر شيرين و دلنشيناند، خودت چوني؟
الهي، خنك آن كس كه وقف تو شد!
الهي، تو پاك آفريدهاي، ما آلوده كردهايم.
الهي، به سوي تو آمدم؛ به حقّ خودت مرا به من برمگردان!
الهي، اگر بخواهم شرمسارم، و اگر نخواهم گرفتار.
الهي، فرزانهتر از ديوانة تو كيست.
الهي، شكرت كه فهميدم كه نفهميدم.
الهي، شكرت كه اين تهيدست پابست تو شد.
الهي، خوشا آنان كه در جواني شكسته شدند، كه پيري خود شكستگي است!
الهي، اگر كودكان سرگرم بازياند، مگر كلانسالان درچه كارند؟!
الهي، خوشا آندم كه در تو گُمم!
الهي، كامم را به حلاوت تلاوت كلامت شيرين بدار!
منبع: الهينامه استاد حسنزاده آملي
منبع: قدر شماره: 23