0

دپیلماسی عمومی آمریکا با تبلیغات اغراق آمیز به دنبال فریب مردم است

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

دپیلماسی عمومی آمریکا با تبلیغات اغراق آمیز به دنبال فریب مردم است

نسخه چاپيارسال به دوستان
دیپلمات آمریکایی:
دپیلماسی عمومی آمریکا با تبلیغات اغراق آمیز به دنبال فریب مردم است

خبرگزاری فارس: «پیتر وان بورن» می‌گوید: دیپلماسی عمومی‌ ایالات متحده با تبلیغات اغراق آمیز ‌چه کسانی را جز مردم آمریکا می خواهد فریب دهد؟

خبرگزاری فارس: دپیلماسی عمومی آمریکا با تبلیغات اغراق آمیز به دنبال فریب مردم است

به گزارش خبرگزاری فارس، "پیتر وان بورن"، مامور سابق خدمات خارجی دولت آمریکا در مصاحبه‌ای با روزنامه "هافینگتون پست" انتقاداتی را  درباره دیپلماسی عمومی ‌آمریکا مطرح کرده و گفت: دیپلماسی عمومی، ‌هرچه باشد، تاثیرگذاری آن کمتر از چیزی است که آمریکا در واقعیت به آن عمل می‌کند.

 

-هافینگتون پست: تعریف شما از دیپلماسی عمومی‌چیست؟

هر استراتژی ارتباطاتی، از تبلیغات گرفته تا پروپاگاند و رسانه های اجتماعی و هرچیزی که می-خواهید اسمش را بگذارید، در مرحله دوم پس از واقعیت قرار می‌گیرد، در واقع صدای عمل بلندتر از حرف است. بنابراین مادامیکه خبرهایی نظیر مرگ انسان ها در جشن های عروسی بخاطر حملات اشتباه هواپیماهای بدون خلبان، کارهای قساوت آمیز سربازان و ویدئوهای ابوغریب وجود داشته باشد، نمی‌توانید کسی را گول بزنید. در عصری که رسانه ها روز به روز گسترده تر می‌شوند، چرندیات وزیری که در ژنوا می‌ایستد و درحالیکه مردم کشور خودش شاهد حمایت آشکار آمریکا از دیکتاتورها هستند، ادعای حمایت از حقوق بشر می‌کند، اذهان را پر کرده است.

* حوادثی که مقامات سرویس خارجی آمریکا فراموش می‌کنند

به قتل عام حدیثه در عراق نگاه کنید: 24 عراقی غیرمسلح توسط یک گروه کنترل نشده از ناوهای دریایی در سال 2005 کشته شدند، و حالا، هفت سال پس از آن واقعه، پرونده در نهایت بسته شد و عوامل آن تبرئه شدند. شما می‌توانید تا آخر ماجرا را در فیس بوک و توئیتر ثبت کنید، اما این داستان در جهان عرب همچنان ادامه خواهد داشت.

پیامد ماجرای حدیثه به این مسئله بی ارتباط نیز نیست. درحالیکه اکثر مقامات سرویس خارجی و تقریباً تمام مردم آمریکا احتمالاً چیزی درباره آنچه که در حدیثه اتفاق افتاده نمی‌دانند، این واقعه در میان عراقی های دارای طرزفکر سیاسی کاملاً شناخته شده است. در روزی که همه آنجا درباره این پایان بی گناهانه صحبت می‌کردند، دیپلماسی عمومی‌آمریکا در سفارت بغداد این بود که با شادمانی نمایشگاه آثار هنری راه اندازد. به نظر عراقی ها اینطور می‌آمد که آمریکا سعی دارد صورت مسئله را پاک کند، و کانال را تغییر دهد تا اذهان را از توجه به موضوع واقعی روز منحرف کند.

بنابراین دیپلماسی عمومی، ‌هرچه باشد، تاثیرگذاری آن کمتر از چیزی است که آمریکا در واقعیت به آن عمل می‌کند.

-هافینگتون پست: برداشت شما از دیپلماسی عمومی ‌کنونی که به لحاظ اداری از وظایف وزارت خارجه است چیست؟

هرچیزی که در وزارت خارجه جریان می‌یابد باید از فیلتر بگذرد. وقایع معمولا سه روز بعد به صفحه  اول راه می‌یابند. قطعاً به خاطر مسایل امنیتی است، اما سو‍ژه دیگر بی ربط است.

برای مثال، من به توئیتر مراجعه کردم. دیدم چندین وزارتخانه هماهنگ با هم در توئیتر "روز زمین" را تبریک گفته اند که قطعاً دستوری از واشنگتن بوده است. خب که چه؟ گرامیداشت روز زمین ایرادی ندارد، اما خب که چه؟ آیا این آمریکا نیست که همچنان سوزاننده برتر سوخت های کربنی دنیا است؟ هدف مشخص تبریک روز زمین در توئیتر به افراد غیرانگلیسی-زبان چیست؟

"الک راس" که ادعا می‌شود پادشاه رسانه های اجتماعی دولت است، در صفحه توئیتر خود می‌نویسد: “97 سال پیش در چنین روزی سلاح های شیمیایی مدرن برای اولین بار در جنگ استفاده شد. سربازان آلمانی از گاز کلر در خطوط مقدم در شهر یپرس بلژیک استفاده کردند که منجر به کشته شدن 5000 نفر شد"، بدون هیچ لینک یا توضیح دیگری. من حتی مطمئن نیستم مسئله این بوده باشد، مهم نیست که این نوشته چطور می‌تواند در جهت اهداف ملی آمریکا باشد... "الک" مرتباً از این دست "حقایق مسخره" در صفحه توئیتر خود می‌نویسد، با چه نیتی، من نمی‌دانم.

* در شبکه‌های اجتماعی ملاک فقط بازدید است  و تعامل حقیقی صورت نمی‌گیرد

از سوی دیگر دولت تنها به نیمی ‌از معادله رسانه‌های اجتماعی می‌پردازد. من شواهد چندانی دال بر وجود تعامل نمی‌بینم، هرچند مردم تلاش می‌کنند از مانع صفحه نمایش و مانیتور عبور کنند معمولاً سوالاتی خاص افراد مطرح می‌کنند چرا که نمی‌توانند جواب این سوالات را از بخش های کنسولی پیدا کنند. نویسنده‌های شبکه های اجتماعی به این مباهات می‌کنند که چندین نفر ویدئوئی را دیدند، اما به ندرت با مخاطب تعامل واقعی برقرار می‌کنند. من مطمئنم از گفتن چیزی که لایه‌های بالایی‌شان روشن نکرده‌اند می‌ترسند. این شاید برای (اهداف) امنیتی عالی باشد اما در واقع استفاده حقیقی رسانه‌های اجتماعی را بسیار پائین می‌آورد. یعنی درست برخلاف آنچه که باشد است.

-هافینگتون پست: بسیاری حمله به عراق و اشغال آن یک فاجعه برای دیپلماسی عمومی‌تلقی می‌کنند. بگوئید کجا و چطور دیپلماسی عمومی ‌در عراق اشتباه کرد؟ می‌توانیم بگوئیم آمریکا در تلاش هایش برای نوسازی گهواره تمدن (با تصویری که خودش ساخته) گهگاه اقدامات صحیحی انجام داده و می‌دهد؟

* دیپلماسی عمومی آمریکا در عراق  فریب افکار عمومی مردم داخلی ایالات متحده بود

تجربه من در خصوص دیپلماسی عمومی ‌در عراق در تمام مدت پروپاگاندی بود. هدف کارهای PRT دیپلماسی عمومی‌ در آنجا تبلیغ اغراق آمیز هر کاری بود که می‌کردیم. اگر چاهی می‌کندیم، که ضرورتاً چیز بدی نبود، تیتر اخبار این می‌شد: "آوردن آب به بین النهرین". در تمام این پروژه ها باید مصاحبه ای با عراقی هایی در فضای هالیوودی گنجانده می‌شد که از آمریکا تعریف می‌کردند، چون همانطور که می‌دانیم تنها سفید پوست ها هستند که می‌توانند به قهو ه ای پوست های جهان کمک کنند.

دیپلماسی عمومی ‌حتی سعی نداشت حوادث را متعادل سازی یا ظریف کاری کند. آنها تماماً برای خودشان و روسایشان و واشنگتن می‌نوشتند. مردم در عراق قطعاً واقعیت را می‌دانستند، مردمی‌  که در هوای گرم و در دنیایی بدون آب، برق، فاضلاب یا مدرسه زندگی می‌کردند، پس دیپلماسی عمومی ‌چه کسانی را می‌خواست گول بزند جز خودشان را؟

-هافینگتون پست: به نظر شما رسانه های اجتماعی به عنوان ابزاری برای وزارت خارجه جهت به کارگیری  "مخاطبین بین المللی مهم" چقدر اهمیت دارد و تاثیرگذار است؟

برای شروع باید هدفی داشته باشید- مثلاً فروش صابون، منحرف کردن مردم از خرید کوکاکولا به پپسی، رای گرفتن، متوقف کردن پیوستن به القاعده، یعنی چیزی که بتوانید استفاده کنید تا بفهمید آیا موفق شده اید و آنچه شروعش کرده اید را به پایان رسانده اید. همانطور که وزارت خارجه تجربه کرده رسانه های اجتماعی در دوره آماتوری است. دسته ای از مردم به هدایت و رهبری "الک راس" مسن ترین نوجوان زنده وزارت خارجه فکر می‌کنند رسانه ها را درک می‌کنند و می‌فهمند زیرا ساعی و با پشتکار تلاش می‌کنند و اعداد بازدیدکننده ها بطور غیرعادی آنها را هیجان زده می‌کنند.

* سفارت‌خانه‌های مجازی صرفا جایگاهی برای پاسخ به سوالات ویزایی شده است

ظاهراً آنها موفقیت را اینطور ارزیابی می‌کنند که طرفداران یک سفیر چند نفر هستند. با این وجود هیچ کس علاقه ای ندارد به محتوای رسانه های اجتماعی نگاهی بیندازد. زمانیکه در صفحات وب سفارتخانه یا حساب های توئیتر وزارت خارجه در وبلاگ خودم (wemeantwell.com) کامنت می‌گذارم چیزی که می‌بینم مردمی ‌نومید هستند که تلاش دارند پاسخ سوالات ویزائی خود را بگیرند. آنها هیچ خروجی یا منبعی ندارند که این سوالات را آنجا بپرسند زیرا بخش های کنسولی تحت محاصره نیروهای مسلح و پلیس هستند بنابراین مردم این رسانه های اجتماعی را بمباران می‌کنند. می‌بینم که سوال کننده ها تلاش دارند و هدفشان دانستن موضوعات اصولی تر است درحالیکه وزارت خارجه با زبانی رسمی‌جواب آنها را می‌دهد؛ پاسخ ها و عباراتی که تنها به این خاطر "روشن" هستند که محتوایی ندارند یا تنها تقلیدکننده خط مشی خاصی هستند.

بنابراین رسانه های اجتماعی تحت کنترل دولت می‌توانند به چه دست یابند؟ شاید باتوجه به تاکید و پولی که صرف می‌شود فکر کنید بدنبال بازدهی سرمایه باشند و با بررسی بازدهی سرمایه بتوان دریافت که به چه دستاوردی رسیده اند. اما دولت اینطور کار نمی‌کند. آنها فقط به این فکر می‌کنند که در زمان حال "کاری بکنند" نه اینکه به چه چیزی نائل آمده‌اند.

* رسانه‌های اجتماعی تنها یک فریب است

رسانه های اجتماعی تنها فریب دیگری هستند که این بار توسط یکی دیگر از دست نشانده های سیاسی درحال بازنشستگی تحمیل شده اند. دست نشانده ای که ارتباطاتش با وزارت خارجه بدین معناست که او نمی‌تواند اشتباه کند. یا، شاید اگر صادقانه تر بخواهیم بگوئیم، هیچ کس جرئت این را ندارد که از او درباره ادعاهایش سوالی کند. هرکسی که برای مدت زمانی در وزارت خارجه کار کرده باشد می‌تواند فریب های مشابه دیگر را زمانیکه فکس و ایمیل می‌خواستند نیاز به پرسنل خارج از کشور را کاهش دهند (ما می-توانیم همه کارها را از واشنگتن انجام دهیم) به یاد بیاورد. یا در مورد صفحات وب یا ویدئو کنفرانس نیز همین برنامه بود. همه اینها می‌توانند ابزارهایی سودمند باشند اما شما باید از آنها هدفی داشته باشید و باید که راهتان به سوی هدف را ارزیابی کنید. درغیراینصورت اینها تنها چیزهایی خواهند بود که مدت زمانی کوتاه مد هستند و می‌روند. سفارت خانه های مجازی که برای مدت زمانی بصورت سه بعدی ساخته شدند را به یاد دارید؟

-هافینگتون پست: شبکه شورای مدیران با حمایت دولت آمریکا "نهاد مستقل مسئول برای تمام پخش برنامه های دولتی و تحت حمایت مالی دولت، غیرنظامی‌و بین المللی در 1 اکتبر 1999" شد (برای برنامه هایی مانند صدای آمریکا، رادیو آزاد اروپا/رادیو آزادی، رادیو سوا) و ماموریتش "اطلاع رسانی، درگیرکردن و متصل کردن مردم سراسر دنیا در حمایت از آزادی و دموکراسی" است. این شبکه این روزها بخاطر شکست های مدیریتی و هدف تقلیل کارکنان و برنامه ها شدیداً موردانتقاد است. باتوجه به تجربه دوساله شما در سرویس خارجی فکر می‌کنید واکنش مخاطبین خارجی به برنامه های تحت حمایت دولت آمریکا مانند صدای آمریکا چیست؟

* مردم آمریکا به دلیل بی اعتباری رسانه‌های داخلی به منابع خبری جایگزین احساس نیاز می‌کنند

اعتبار و قابل باوربودن کلید مسئله است. اگر به تجربه نفوذ موفق "روابط عمومی" خارجی در جامعه آمریکا نگاه کنید می‌بینید منابع خبری و سرگرمی‌مشخصاً با یک نهاد خارجی (اخبار خبرگذاری شین هوا چین، RT.com، الجزیره، بی بی سی) و این واقعیت را پنهان نمی‌کنند. در عین حال آنها در نمایاندن و ارائه جنبه ای از اخبار که در رسانه های امریکا غائب است بی باک هستند. آنها اغلب جنبه دیگر اخبار را نشان می‌دهند و از گزارش اشتباهات و کژداوری های دولت آمریکا ابائی ندارند. اعتبار آنها از اینجا ناشی نمی‌شود که ضد روسیه هستند، بلکه از اینجاست که مردم آمریکا نیاز به منابع خبری جایگزین دیگر دارند.

مردم حالا خیلی بافرهنگ شده اند، حتی در کشورهای درحال توسعه، بنابراین به راحتی نمی‌توان از طریق پروپاگاند عریان به آنها دست یافت – آمریکا: خوب، القاعده: بد. هزینه این کار برای رسانه ها این است اعتبار داشته باشند. چه کسی اهمیت می‌دهد پخش برنامه های آمریکا در جهان عرب چه چیزی باید بگوید یا مانند رادیو مارتی مطالب را تصفیه کند؟ اکثر مواقع این برنامه ها خودارجاعی هستند: اوباما یک سخنرانی می‌کند و دیپلماسی عمومی ‌می‌گوید "و اکنون سخنرانی اوباما"؛ این برای کسانی مفید است که سخنرانی را در جاهای دیگر پیدا نکرده اند یا در واقع می‌خواهند با زحمت میان 1500 کلمه درباره روز زمین این خبر را پیدا کنند.

اگر آمریکا کمی‌درباره اینکه مردم چه می‌خواهند تلاش کند و یاد بگیرد شاید بتواند مخاطب بیشتری پیدا کند. اما در عوض به نظر می‌رسد برنامه ریزی "دیپلماسی عمومی" بیشتر برای خوشایند روسای ما در واشنگتن است تا واقعاً برای دسترسی به مردم در آنسوی مرزها.

-هافینگتون پست: قانون اسمیت-موندت (1948) قانونی است که مبنایی حقوقی برای دیپلماسی عمومی‌آمریکا فراهم می‌کند و وزارت خارجه را از انتشار اطلاعات داخلی دولت آمریکا برای مخاطبین خارجی منع می‌کند. آیا فکر نمی‌کنید این سیستم امنیتی در عصر اینترنت بی مورد است؟ آیا می‌توان چیزی درباره منع دولت آمریکا از اطلاع رسانی به مردم آمریکا گفت؟ نظر شما درباره این قانون چیست؟

* دیپلماسی عمومی به زبان انگلیسی نمی تواند افراد آسیب دیده را بفریبد

فکر می‌کنم قانون اسمیت-موندت در نطفه مرد، خواه هنوز بعنوان یک قانون وجود داشته باشد یا خیر. با توجه به فراگیری وب و این واقعیت که تقریباً تمام آنچه که دیپلماسی عمومی‌ بلغور می‌کند به زبان انگلیسی است، تاسف و اندوه ساختگی که هر بار پس از انتشار عکس‌های قساوت‌های وحشتناک از افغانستان بیان می‌شود، قطعاً مادران افغان‌های مرده را گول نمی‌زند. بنابراین این کارها برای این طراحی می‌شوند مردم در داخل کشور احساس بهتری پیدا کنند. افغانی‌ها می‌دانند دقیقاً در کشورشان چه می‌گذرد، حتی اگر دولت آمریکا بتواند از این قساوت‌ها تنها با بد خواندن آنها بگریزد.

-هافینگتون پست: سخنان زیادی در داخل و خارج جامعه دیپلماسی عمومی‌درباره چگونگی ارزیابی نتایج دیپلماسی عمومی‌زده می‌شود. فکر می‌کنید راهی علمی‌برای اندازه گیری تاثیر دیپلماسی عمومی‌در بلندمدت و کوتاه مدت وجود دارد؟

سیستم اندازه گیری با یک هدف مشخص شروع می‌شود و با این هدف کار شروع می‌شود. یکی از مشکلات اساسی وزارت خارجه و از مشکلات عمده، بی ربط بودن ارتباط وزارتخانه با سیاست خارجی این است که به نظر می‌رسد دولت تنها به این قانع است که "باشد"، و شرایطی ایجاد کند که تداوم وجودش را حفظ کند. چه می‌شد اگر در عوض این سازمان اهداف ملموس تری داشت؟ آنگاه ما می‌توانستیم آنها را ارزیابی کنیم. نمی‌خواهم سر خوانندگان را با لیست اهداف سیاست خارجی درد بیاورم، اما اگر بهترین هدفی که در این لیست بتوانید پیدا کنید هدفی گسترده مانند "درگیر کردن عموم" باشد آنگاه می‌بینید که در واقع هیچ هدف واقعی دراینباره تنظیم نشده است.

وقتی سازمانی داشته باشیم که بقدری عظیم و بوروکراتیک و ارتقا منصب گرا است، ماموریت را از دست می‌دهیم و صداقت و حقیقت صرفاً تماشاچی هایی می‌شوند که در نهایت هر ماموریت مثبتی را نابود می‌کنند. کل مفهوم نهادها و اینکه چگونه مدیریت می‌شوند نیاز به بررسی طولانی تر دارند. راه حل، اگر باشد، تجزیه آنها به دفاتر یا ماموریت ها یا برنامه های مستقل کوچک است با هم ارتباط دارند اما بطور جداگانه مدیریت می‌شوند و یک سلسله مراتب عظیم از میان برداشته می‌شود.

انتهای پیام/100728/ز.ص

 
 
دوشنبه 8 خرداد 1391  9:29 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها