زمانشناسی؛ راز توفيق امام(ره) در بيدار كردن جامعه نيمهمدرن ايران
گروه سياسی: عقب نماندن از زمان و زمانشناسی و البته بدون از دست دادن ريشهها و انديشههای مبنايی دينی از سوی امام(ره) نكتهای اساسی در چرايی موفقيت روحانيت و به ويژه بنيانگذار كبير انقلاب اسلامی به عنوان قشری سنتی در سرنگونی نظام پهلوی در جامعهای نيمه مدرن بود.
بازهم خردادی ديگر فرارسيد و باز خرداد داغ فراقی را تازه كرده كه بيست و ساله شده است، اما چرا امام(ره) كهنه نمیشود و چرا پس از اين همه مدت باز انديشهها، گفتارها و رفتارهايش راهگشا و مددرسان و الهامبخش لحظههای پر فراز و نشيب يك ملت است.
نگارنده در حد توان ناچيز علمی خود معتقد است دليل عمده اين زنده بودن و پويايی را بايد در خود پويای امام(ره) جستوجو كرد. به عبارتی امام(ره) هيچگاه در زمان متوقف نمیشد و هيچگاه بر تحولات جهانی تنگنظرانه نمینگريست و همواره رخدادهای جهانی را رصد میكرد و از دريچه مذهب و متكی بر آموزههای دينی دستگاه انديشهای و نظری خود را پالايش و نوسازی میكرد.
اينجاست كه امام نجف با امام نوفل لوشاتو تفاوت میكند، اما اين تفاوت نه در مبانی بلكه با آگاهی بيشتر از تحولات جهانی در جهت كنار هم قرار دادن مبانی دينی و مقتضيات زمان و مسائل جديد مطرح شده و لزوم پاسخگويی از دريچه مذهب به آنها میباشد.
در واقع اگر بخواهيم به اين سؤال كلی به صورتی كوتاه پاسخ دهيم كه چرا روحانيت در مشروطه نتوانست موفق شود با آنكه ايران در آن زمان كشوری سنتی بود و چرا روحانيت با محوريت رهبری امام خمينی(ره) توانست در حدود 80 سال پس از آن در جامعهای كه نيمه مدرن بود، نظام مرتجع سلطنتی را سرنگون كند میتوان نقش عنصر زمانشناسی امام(ره) را در اين موفقيت برجسته دانست.
در واقع اگر به صحبتهای امام خمينی(ره) در دوران مبارزه با نظام شاهنشاهی دقت كنيم میتوان امام(ره) را در قالبی كاملا مدرن اما از خاستگاهی دينی تجسم كرد. يعنی امام(ره) به زبان امروزی فعال حقوق بشری، مدافع آزادی بيان، مدافع آزادی مطبوعات، مخالف فساد اقتصادی و اخلاقی دستگاه حاكم و مخالف وابستگی كشور به بيگانگان و به يك معنا يك مبارز ملی و فعال مدنی مدرن اما با رويكردی دينی و مذهبی بود.
به عبارتی امام(ره) در سخنان عليه شاه خود همواره بر اين مسئله تاكيد میكند كه شاه فرد مورد خواست مردم نيست و در 20 آذر 1357 در مصاحبه با يك خبرنگار آمريكايی میگويد: «شاه بايد كنار برود. برای اينكه به واسطۀ رأی ملت شاه نشده است تا استعفا بدهد. او بايد كنار برود. بعد از كنار رفتن او، ما جمهوری اسلامی متكی به آرای عمومی و قوانين اسلام برقرار خواهيم كرد». (صحيفه امام خمينی(ره)، ج 5).
همچنين در 21 آبان 1356 امام خمينی(ره) به بيان جنايات نظام پهلوی میپردازند و میفرمايند: «ملت ايران مسلمان است و اسلام را میخواهد؛ آن اسلامی كه در پناه آن آزادی و استقلال است، رفع ايادی اجانب است، هَدْم پايگاههای ظلم و فساد است، قطع كردن دستهای خيانتكاران و جنايتكاران است. ملت آن دودمانی را نمیخواهد كه تمام مقدسات و مقدرات آنها را به دست اجانب سپرده، تمام مخازن نفت و غير آن را به باد داده، اقتصاد كشور را به فنا سپرده، كشاورزی را ساقط كرده، اختيار ارتش را به دست صاحبمنصبان و كارشناسان آمريكا داده و آنها را مصون و مختار كرده است، و ديگر جنايات و خياناتی كه در تاريخ آتيه ثبت خواهد شد». و در ادامه وظايف عموم اقشار ملت ايران را اينگونه برمیشمردند: «اكنون وظيفۀ عموم مسلمانان و خصوص علمای اعلام و روشنفكران و دانشگاهیهای علوم قديمه و جديده است كه برای دفاع از اسلام عزيز و حفظ احكام حياتبخش آن، كه ضامن استقلال و آزادی است، و از ميهن بزرگ خود ـ كه مهد بزرگان و آزادیخواهان بوده و اكنون در شرف سقوط است ـ از فرصت استفاده كنند و گفتنیها را بگويند و بنويسند و به گوش مقامات بينالمللی و ساير جوامع بشری برسانند، و بر ارتش و سران آن است كه خود را از ننگ اسارت در دست اجانب نجات دهند و مملكت خود را از هلاكت و سقوط برهانند».(صحيفه امام خمينی، ج 3)
با دقت بر روی اين عبارات میتوان متوجه شد كه امام خمينی(ره) با آن كه فردی فقيه و حوزوی است و از پايگاه سنت و مذهب وارد مبارزه شده است اما در ميدان مبارزه به بيان شعارها و مطالبی میپردازد كه دايره وسيعتری را در برمیگيرد و بر خلاف برخی ديگر از مذهبيون خود را محدود به برخی از اقدامات نامشروع نظام شاهنشاهی در حوزه مذهب (حجاب، فروش مشروبات الكلی و ..) نمیكند و به مانند يك فعال مدنی خواستار آزادی، استقلال، هويت و سپردن حق تعيين سرنوشت كشور به خود مردم و ساير حقوق حقه سياسی و اجتماعی مردم يك كشور میشود و همه اين موارد را با اتكا به همان پايگاه مذهب بيان كرده و برای دلخوشی گروههای مختلف از پايگاه اصلی خود عدول نمیكنند.
اينجاست كه محوريت امام خمينی(ره) در مبارزه شكل میگيرد و گروههای مذهبی، ملی، ليبرال، ماركسيست، فدايی خلق و ... به تنهايی نمیتوانند مبارزه را به پيش ببرند زيرا امام(ره) از خاستگاه دين هم شعار آزادی داد كه محور شعارهای ليبرالها بود، هم شعار حمايت از طبقه مستضعف و مخالفت با تبعيض و شكاف طبقاتی داد كه شعار محوری ماركسيستها بود و هم ضديت با دخالت بيگانگان در امورات كشور را مطرح كرد و بر حفظ هويت دينی و ملی تأكيد كرد كه ملیگراها بر آن تأكيد میكردند.
اما از آنجا كه ملت ايران ملتی مسلمان بود و از طرفی هم خواهان استقلال، آزادی و حفظ هويت ملی خود بود همه اينها را در امام(ره) و انديشههای ايشان پيدا كرد و اين نكته، يعنی عقب نماندن از زمان و زمانشناسی و البته بدون از دست دادن ريشهها و انديشههای مبنايی دينی از سوی امام(ره) نكتهای اساسی در چرايی موفقيت روحانيت و به ويژه امام(ره) به عنوان قشری سنتی در سرنگونی نظام پهلوی در جامعهای نيمه مدرن بود.
مهدی مخبری