واحد اقتصاد تبیان زنجان-
مفهوم بودجهريزي بر مبناي عملکرد سابقه اي طولاني دارد. فرايند بودجه ريزي بر مبناي عملکرد از سه مرحله زير تشکيل شده است:
- تعيين اهداف و مقاصد
- برآورد هزينه برنامههاي لازم براي تحقق اهداف
- تعيين شاخصهاي کمي براي برآورد عملکرد هر برنامه
ويژگي کليدي نظام بودجهريزي بر مبناي عملکرد، تلفيق اهداف نظام مديريت بودجه با پاسخگويي مناسب است. به بيان ديگر عملکرد خوب مورد تشويق قرار گرفته و عملکرد نامطلوب تنبيه ميشود. تجربيات بهعمل آمده در اين زمينه نشان ميدهد که موفقيت اين نظام مبتني بر تداوم آن توسط دستگاههاي اجرايي ذيربط و کاربرد تدريجي استانداردهاي عملکرد خدمات ارائه شده ميباشد.
مهمترين عامل نظام بودجهريزي بر مبناي عملکرد "برنامه" است. برنامه مجموعهاي از فعاليتها يا پروژهها (طرحها)، تحت نظارت دستگاه يا واحد اجرائي خاص است که با استفاده از منابع موجود به دستيابي روشها و هدفها کمک ميکنند اهداف عملياتي هر برنامه بايد قابل برآورد باشد. براين اساس بودجهريزي و حسابداري بايد به نحوي انجام گيرد که هزينهها و درآمدهاي هر برنامه يا فعاليت براي تصميمگيران مشخص باشد.
با توجه به ويژگيهاي ياد شده يک نظام بودجهريزي بر مبناي عملکرد مطلوب بايد داراي سه مشخصه باشد:
1- ساختار برنامه در يک چارچوب راهبردي وسيعتر تعريف شود؛
2- چارچوب بودجه به نحوي تعريف شود که تصميمگيري و اولويت بندي را سهيل کند؛
3- ساختار آن بهگونهاي باشد که پاسخگويي را تقويت کند.
در حالي که ساختار برنامه عامل ارتباط بودجه با اهداف راهبردي به شمار ميآيد، سئوالي که مطرح است اين است که چگونه برنامهها بايد طراحي شوند که دسترسي به اهداف با سهولت بيشتري انجام گيرد. براي اين منظور دو روش کلي وجود دارد: روش اول تعريف برنامههاي خاص براي هر وزارتخانه يا دستگاه اجرايي است. روش دوم تعريف يک چارچوب وسيع سياستي و تشخيص برنامهها در اين چارچوب است و در واقع هر دستگاه اجرايي بخشي از برنامه کلي را به اجرا در ميآورند.
نقطه شروع مناسب در تعيين چارچوب سياستي در طراحي برنامه استفاده از طبقهبندي عملياتي هزينههاي دولت است. مناسبترين شکل اين طبقهبندي نظام طبقهبندي استاندارد پيشنهادي سازمان ملل متحد (COFOG) است.
با توجه به اينکه در طبقهبندي عملياتي اطلاعات مربوط به دستگاههاي اجرايي مجري فعاليتهاي مشابه جمع ميشود، تصوير جامعي از هزينههاي دولت در سرفصلهايي مانند دفاع، بهداشت، آموزش و رفاه قابل ارائه خواهد بود و در نتيجه چارچوب مناسبي براي طراحي برنامه بدست ميدهد. در اين نظام طبقههاي عملياتي به برنامهها تفکيک ميشوند که هر يک به سياست خاصي مربوط هستند.
وقتي برنامهها به طور مشترک توسط چند دستگاه اجرايي به اجرا در ميآيد، مسئوليت نيز به همين ترتيب تقسيم ميشود، بهگونهاي که فعاليتهاي مشخص و محصولات نهايي مربوط به هر دستگاه معلوم باشد.
پاسخگويي مطلوب وابستگي به وجود اطلاعات کافي براي ارزيابي عملکرد دارد. اگر اطلاعات کافي براي ارزيابي وجود نداشته باشد دليلي براي طراحي برنامه وجود نخواهد داشت. در طراحي برنامهها، امکانپذيري تدارک اطلاعات جامع، بههنگام و به موقع بايد مورد توجه قرار گيرد.
از ديدگاه بودجهريزي برنامهاي، مهمترين معيار، ارتباط مستقيم يا غيرمستقيم آن با برنامه است. هزينهها را ميتوان به موضوعهاي مختلفي از جمله: واحدهاي عملياتي، مرکز هزينه، محصولات و طرحها و پروژهها مربوط ساخت. در هر گونه معياري که مورد استفاده قرار گيرد، نظام هزينهيابي بايد نه تنها بتواند اطلاعات هزينهاي دقيقي را درخصوص برنامهها توليد کنند، بلکه بايد قادر باشد اين هزينهها را به درستي به موضوعهاي هزينه مرتبط سازد.
نظامهاي تخصيص هزينه براي ارائه اطلاعات هزينهاي در ابعاد مختلف مانند واحدهاي سازماني، مراکز هزينهاي، طرحها و نظاير آن، طراحي شدهاند. ابعاد ياد شده به عنوان موضوعهاي هزينه نظام هزينهيابي شناخته ميشوند. انتخاب موضوع هزينه بر سطح پيچيدگي اداري تأثير ميگذارد و هزينههاي اجراي نظام تخصيص هزينه را تعيين ميکند.
البته بين ميزان تفصيل موضوعهاي هزينه، که از ميزان اطلاعات هزينهاي مورد نياز تصميمگيران تعيين ميشود، و هزينه اجراي نظام نوعي بده و بستان يا رابطه جانشيني وجود دارد. بايد توجه داشت اگر سيستم تخصيص هزينه بيش از اندازه ساده باشد، ممکن است نتيجه نظام، تخصيص هزينه ضعيف و افزايش خطر اطلاعات گمراه کننده براي تصميمگيران باشد.
به منظور بودجهريزي برنامهاي و مبتني بر عملکرد، روش مصرف هزينهها به وسيله برنامهها، فعاليتها و محصولات يا مراکز (هزينهاي)، چگونگي تخصيص هزينهها به صورت مستقيم يا غيرمستقيم را تعيين ميکند. براي افزايش دقت هزينههاي برنامه يا محصول، و در عين حال کاهش تخصيص اختياري هزينهها، لازم است هر چه بيشتر که ممکن است منابع مصرفي به صورت هزينة مستقيم تلقي شود.
البته براي پارهاي از اقلام هزينه به دليل اشتراک در بيش از يک موضوع امکان ارتباط مستقيم با موضوعهاي هزينه ممکن است وجود نداشته باشد. هر چند که اين هزينههاي غيرمستقيم را ميتوان براساس مصرف يا ميزان تأثير آنها به موضوعهاي هزينه مرتبط ساخت.