0

«موقعيت ايران در نشست بغداد» - روزنامه ابتكار - پرويز اسماعيلي

 
salmanjavan
salmanjavan
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1390 
تعداد پست ها : 11418
محل سکونت : اصفهان

«موقعيت ايران در نشست بغداد» - روزنامه ابتكار - پرويز اسماعيلي

«موقعيت ايران در نشست بغداد» عنوان سرمقاله روزنامه ابتكار به قلم پرويز اسماعيلي است كه در آن مي‌خوانيد:
استراتژي جمهوري اسلامي ايران در خصوص مذاکرات هسته‌اي از سال 2002 تاکنون بر سه محور استوار شد:

1-حفظ و تقويت توان تکنولوژيک (در سه عرصه فناوري مواد، تجهيزات و تاسيسات هسته‌اي)

2-رعايت مقررات و تکاليف بين‌المللي پيمان منع گسترش سلاح هسته‌اي (NPT) همزمان با بهره‌مندي از حقوق و امتيازات آن و ساير معاهدات جهاني

3- ورود و ادامه مذاکرات با اين شروط:
اول. نقطه عزيمت گفت‌وگوها، اصول فني و حقوقي و نقطه مقصد آن، احياي حقوق بر زمين مانده بين‌المللي و نيز رفع تهديدها و تحريم‌ها باشد.
دوم. پايبندي طرفين به همکاري متوازن و عمل متقابل به جاي تحميل و پيش‌شرط‌هاي يکجانبه.
سوم. ايستادگي بر سطحي مطمئن از توان تکنولوژيکِ افقي و به کارگيري سطح عمودي توانمندي‌ها به عنوان اهرم مذاکره.
چهارم. مديريت زمان به عنوان ديگر ابزار مذاکراتي.
شايد چکيده اين استراتژي به قول يکي از مسئولين ارشد کشور اين باشد که «ايران در هر مرحله از گفت‌وگوها هرگز چيزي به حريف واگذار نکند که قدرت بازپس‌گيري آن را نداشته باشد.»

واقعيت اين است که استراتژي فوق در مجموع، رعايت و به «موقعيت برتر تکنولوژيک ايران» منجر شد. «نقشه راه» حسن روحاني، لاريجاني و جليلي در شوراي عالي امنيت ملي و دولت‌هاي خاتمي و احمدي‌نژاد جز اين نبود. گرچه تاکتيک‌هاي هر يک متفاوت بود و تأثيراتي هم در فراز و فرود پرونده هسته‌اي گذاشت.

طي سال‌هاي اخير، برخي آنقدر مهارت مديريتي و سياسي نداشتند که بين استراتژي و تاکتيک تفاوت قائل شوند و گاه متأسفانه به جاي مديريت فضاي سياسي يکپارچه در داخل براي به جلو راندن ديپلماسي، منافع ملي خرج شعارها و رقابت‌هاي سياسي و منافع فردي و گروهي شد. عده‌اي در جايگاه مدعي‌العموم نشسته و پشت تريبون‌هاي عمومي مديران پيشين را به خيانت، وطن‌فروشي و حتي جاسوسي متهم کردند. حال آنکه چنين اتهامي اساساً مطرح نبود، شبيه اتهاماتي که در تريبون‌هاي عمومي به ديگران زدند و نادرستي آن اثبات شد.

درک درستي هم از شرايط آن سالها نداشتند و توافق سعدآباد را که تصميم جمعي نظام بود، با ترکمنچاي مقايسه کردند و خيانت خواندند. جالب اينکه همزمان، دستگاه‌هاي اطلاعاتي آمريکا و غرب سران خود را شماتت مي‌کردند که ايران مشت خالي را فروخته و در هياهوي تمرکز حريف بر نطنز، «کار مهم» خود را در اصفهان و ساير نقاط به پيش برده‌است.

اينگونه هم بود؛ آگاهان مي‌دانند که علاوه بر فهرستي از گره‌هاي پيچيده که در آن دوره گشوده شد، بزرگترين و موثرترين پيشرفت تکنولوژيک ايران در عرصه فناوري مواد هسته‌اي هم دقيقاً زماني حاصل شد که ايران بر اساس توافق با سه کشور اروپايي (EU3) و به عنوان اقدامي اعتمادساز و البته غيرالزام‌آور، تعليق محدود تزريق گاز براي غني‌سازي اورانيوم در تاسيسات نطنز را پذيرفته بود. گفتني‌هاي ديگري هم در اين باب هست که مجال ديگري مي‌طلبد.

رهيافت‌هاي نشست استانبول
استانبول را بايد نقطه عطفي مهم در سير پرونده هسته‌اي دانست. اگر ايستادگي بر سر حقوق هسته‌اي، هزينه‌هاي سنگيني داشت، رهيافت‌ها نيز اندک نبوده‌است. نشست استانبول صرف‌نظر از رضايتمندي و توافق هماهنگ شده‌اي که طرفين مذاکره نشان دادند (و خود دليلي بر اين بود که اين ديپلماسي آشکار نتيجه ديپلماسي پنهاني است که احتمالاً در زمان و مکان ديگري رخ داده‌است)؛ حداقل 6دستاورد مهم داشت که 3 رهاورد ابتدايي آن رسماً از سوي کاترين اشتون- سخنگوي گروه 1+5 - بيان شد.

1- توافق بر اينکه پيمان NPT مبناي گفت‌وگوها باشد. حال آنکه پيش از اين اصرار مي‌شد که مبنا، پروتکل الحاقي است.

2- توافق‌ها گام به گام و طرفيني باشد. حال آنکه قبلاً پيش‌شرط تعيين مي‌شد و گفتمان يکجانبه بود.

3- راجع به طيف متنوعي از موضوعات فيمابين گفت‌وگو شود. حال آنکه پيش از اين تمرکز بر موضوع فعاليت‌هاي هسته‌اي بود.

4- تعليق و تهديد از بيان طرفين ايران در درون مذاکرات ح

ناگهان چقدر زود دیر می شود...

پنج شنبه 4 خرداد 1391  8:47 AM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها