|
گروه خبرنگاران افتخاري / محمد دریابان: عمليات بيتالمقدس، نمادينترين عمليات رزمندگان اسلام است كه آكنده از فضل و رحمت الهی تا اقامه تكبير و نماز و شهادت و سرافرازی در سايه جهاد با دشمنان خداوند و امت اسلامی است.
به گزارش خبرنگار افتخاری خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا)، نادر دريابان، پژوهشگر دوران دفاع مقدس كه خود از رزمندگان دوران هشت ساله جنگ تحميلی است در مورد روزهای عمليات بيتالمقدس و آزادسازی خزمشهر گفت: ساعت به ساعت و روز به روز و لحظه به لحظه عمليات بيتالمقدس آكنده از رفتارهای قرآنی و دينی رزمندگان اسلامی در 25 روز نبرد گسترده در گسترهای وسيع از دشتهای تفتيده جنوب غربی ايران اسلامی بود.
وی با يادآوری اين روزهای پرشكوه گفت: شب جمعه، روز دهم ارديبهشتماه در مطلع عمليات، رزمندگان اسلام در حماسهسرايی نوحهمانندی اين ذكر را میخواندند كه «سوی ديار عاشقان سوی ديار عاشقان، روح به خدا میرويم، روح به خدا میرويم».
دريابان ادامه داد: برای عبور ار كارون پرخروش ابتدا بايد از روی دل دنيای خود عبور میكردند تا به دريای شهادت میزدند. اين همت بیعبور از قرآن ميسر نمیشد. سربندهای عاشقی سبز و سرخ از يا فاطمه(س) و يا علی(ع) گرفته تا يا حسين(ع) و يا مهدی(عج) و رهروان كربلا نمادهای خط سرخ شهادت كه در مكتبهای علوی، فاطمی و حسينی ظهور و بروز كرده است به رخ میكشاند. بر سرسينههايشان تصويرهای كوچكی از صحن و صحرای حسينی و علوی ديده میشد. لباس خاكی آنها بر عظمت آسمانیشان همانطور كه قرآن از مجاهده آن در راه خدا ياد میكند، خبر میداد.
اين پژوهشگر دفاع مقدس در ادامه بيان كرد: برای رمز عمليات نام مقدس اميرالمؤمنين(ع) انتخاب شده بود تا از درون آن فتح خيبری ديگر بيارايد. در غوغای تيزپروازان نيروی هوايی در بامداد جمعه، دهم ارديبهشت كه مواضع دشمن را در لحظات اوليه عمليات درهم كوبيد، وضو و طهارت بدن و ذكر و تسبيح خداوند متعال در آسمان، پلی بين رزمندگان زمينی و آسمانی ما زده بود.
وی ادامه داد: هنگام نزديك شدن به مواضع دشمن، همان بچه بسيجیهای كم سن و سال با آن هيبت خاكی و ساده و بدنهای لاغر به سان پهلوانان روئينتن بر خصم آماده اما ترسو فرود میآمدند. لبان متبسم آنان بر شهادت و جانبازی لبخند میزد. بسياری از آنان همچون اصحاب اباعبدالله(ع) در روز عاشورا به صداقت شوخی افتاده بودند. آنها ياران جوان خمينی بودند كه در اسلام ذوب شده بود. عمليات آنان در راه بيتالمقدس، قبلهگاه اوليه مسلمانان نام گرفت تا قدس اشغال شده بهدست صهيونيستها بداند كه انصار روحالله برای دين خدا جهاد میكنند و با تدبير مسير تاريخی و مقدسشان را طی میكنند.
| دريابان: |
| در حيبهای بسياری از شهدا پر بود از قرآنها و ادعيههای كوچك، شيشههای عطرهای معطر بيشتر از گل محمدی، سجادههای ساده نازك كه با اين شعار تزئينی شده بودند «تا كربلا رسيدن، يك يا حسين ديگر» |
دريابان تصريح كرد: اين نامگذاری در شرايطی كه اسرائيل جنايتكار در سرزمينهای اسلامی خونريزی میكرد، نيروی رزمندگان عازم خرمشهر را مقدستر كرد. نمازهای شب، دعاهای توسل و كميل و ندبه و سمات و زيارت عاشورا و دعای فرج در 25 روز نبردی كه نمازهايش زير رگبار آتش پر حجم دشمن زبون بود، جلوگاه تاريخی جديد از رزمندگان مسلمان پس از حماسههای صدر اسلام و عاشورا حسينی را به نمايش میگذاشت و در اين راه از نام مبارك پيامبر اعظم(ص) نيز مدد گرفته شد تا با زمزمه «وجعلنا» دشمن كافر حربی را كور و كر كنند كه چنين شد.
وی در ادامه سخنان خود بيان كرد: امدادهای غيبی كه از آسمان بر سر مردان بیادعای خداوند باريدن گرفت در سوی ديگر دشمنی كه چند برابر رزمندگان مسلمان ايرانی تجهيزات داشت و يك دنيا حمايتش میكرد همچون سپاه ابرهه با سجيلهای مردان خدا در گرمترين خاكهای اين سرزمين خداباور هلاك و منكوب و نابود شدند.
دريابان، اوج تقدسهای عمليات بيتالمقدس را در فتح خرمشهر بيان كرد و گفت: ببينيد چه كسانی راهگشای اين شهر مقدس و آسمانی شدند. ديار سيد ما جهانآرا را ياران شهيدانی همچون خرازی، صياد شيرازی، احمد كاظمی، حسن باقری، عبدالرضا موسوی، احمد متوسليان و ... گشودند. وعدهگاه آنان مسجد جامع بود كه سنگر روزهای سخت جنگ در خونينشهر بود. شادیهای رزمندگان جوان ما كه به زور در بين آنها 25 سال سن به بالا را میشد ديد، سجده شكر در برابر عظمت و لطف الهی بود. مسجد شستوشو داده شد و گلابباران شد، هم با گلاب ناب كاشان و هم با گلاب اشكها و وضوهای رزمندگان اسلام.
پژوهشگر دفاع مقدس ادامه داد: در حاليكه بهروز مرادی بر تابلوی معروف خود مینوشت به خرمشهر خوشآمديد، جمعيت 36 ميليون نفر، بانگ تكبير رزمندگان اسلام ستونهای تركش و توپخورده مسجد جامع را به لرزه درآورد. آنانی را كه منتظر اين روز بودند، قنوت آن نماز به همراه سجدههای صحنههای خضوع مردان الهی سپاه اسلام را به نمايش میگذاشت آرام آرام، پرچمهای متبركه به اسامی ائمه(ع) در شهر به اهتزاز در میآمد و رزمندگان پيروز سپاه اسلام در حاليكه به اقامه نماز مغرب و عشا مشغول بودند، از گوينده راديو ايران پيام خمينی بزرگ را شنيدند كه گفت «خرمشهر را خدا آزاد كرد».
وی در ادامه اظهار كرد: اين جمله صفوف آن دلاوران را مملو از شكرگزاری كرد چراكه آنان به عنوان جنود رحمانی خداوند و با ياری و فضل او مفتخر به دريافت نشانی شدند كه مايه مباهات عرشيان در بهشت خواهد بود و در آن هياهوی شادیها و غوغا و تكاليف شرعی و در همهمه تخليه اسرايی كه با رأفت با آنان رفتار میشد، ستاد معراج شهدا ديدينیتر از همه جای ايران بود. شهدا در لباس خاكی با همان سربندها و سرسينهها آرام با چهرههای پر از معصوميت در حاليكه در تابوتهای چوبی ساده جای میگرفتند، روايتگر داستان شهادت مزد برتری جهادگران در راه خدا است، شده بودند.
اين پژوهشگر دفاع مقدس تصريح كرد: در جيبهای بسياری از آنان پر بود از قرآنها و ادعيههای كوچك، شيشههای عطرهای معطر بيشتر از گل محمدی، سجادههای ساده نازك كه با اين شعار تزئينی شده بودند «تا كربلا رسيدن، يك يا حسين ديگر» و دستنوشتههای در خلوت با خود و خدا كه «ما بنده كوچك تو هستيم خدايا ما را در پناه قرآن، حسينی كن و ...». بيشتر كه میجستی، میديدی كه عطر شهادت ياران جوان ما از بوی عطرهای گل محمدیشان بيشتر و روحنوازتر است.
وی گفت: شانههای كوچك پلاستيكی در بيشتر جيبهايشان ديده میشد كه محاسن تازه نورسته و نرم آنان را همراه با موهای كمپشتشان نوازش میكرد. آنان قرار بود سفير پيروزی و سفير عبرت باشند تا در روزهای بعد مردم بر شانههايشان از آنان با اين شعار استقبال كنند. « دسته گل محمدی به شهر ما خوش آمدی» و چنين شد داستان خرمشهر كه با بمباران قرآنها در روزهای اول جنگ در اين شهر آغاز شد و مدافعانش اغلب مشتريان قرآنهای كتابخانهها و مساجد اين شهر بودند تا در ادامه راه، فاتحان آن هم رهپويان قرآن باشند. در پشت پيراهنهای بسياری از آنانی كه در عمليات بيتالمقدس حضور داشتند آيات فتح و نصرت الهی ديده میشد. يادشان بخير.
|