|
گروه سياسی و اجتماعی: خرمشهر، تنها يك شهر نيست، امروزه بخشی از هويت و تاريخ باشكوه ايران اسلامی است و سالروز آزادسازی اين شهر، روز ملی مقاومت و ايثار است، از اينرو در آستانه سالروز اين فتح عظيم با تنی چند از يادگاران دوران دفاع مقدس به گفتوگو نشستهايم.
همزمان با سالروز آزادسازی خرمشهر خبرگزاری قرآنی ايران(ايكنا) شعبه سمنان، رمز پيروزی در عمليات بيتالمقدس و آزادسازی خرمشهر و واكاوی عملياتها را از رزمندگان اين عمليات پرسوجو كرده است.
آنچه در ادامه میخوانيد حاصل گفتوگوی صميمی با چند رزمنده حاضر در اين عمليات و تنها آزاده استان سمنان در عمليات فتح خرمشهر است.
يكپارچگی، وحدت و همدلی بين رزمندگان رمز پيروزی در عمليات بود
عبدالمحمد شاهی جانباز 20 درصد و رزمنده عمليات بيتالمقدس، رمز پيروزی در اين عمليات را يكپارچگی، وحدت و همدلی بين رزمندگان عنوان كرد و گفت: وقتی بين تمامی رزمندگان همدلی و وحدت برقرار بود، ايمان قوی داشتيم كه حتماً پيروز میشويم و اين وحدت و همدلی به جز اطاعت از فرمان امام خمينی(ره) ميسر نمیشد.
وی كه در دو مرحله از چهار مرحله عمليات بيتالمقدس با همرزمان خود بوده است در شرح مختصر اين عمليات میگويد: برای آزادسازی خرمشهر چهار مرحله عمليات طراحی شده بود كه گردان ما بايد در مرحله سوم وارد عمليات میشد. مرحله سوم، آزادسازی مرز ايران و عراق در حوزه شلمچه بود و پس از آزادسازی مرز وارد مرحله چهارم يعنی فتح شهر میشديم.
وی با بيان اينكه گروههای بسيجی از سمنان، قزوين و زنجان در يك گروهان و يك گروه متعلق به ارتش جمهوری اسلامی ايران در يك گروهان ديگر، جدا از هم در اين عمليات با دشمن میجنگيدند ، ادامه داد: در مرحله چهارم يعنی آزادسازی شهر خرمشهر، گردان ما بايد به سمت پل ورودی شهر كه در آن زمان به پل نو معروف بود حركت میكرد و آن پل را از نيروهای عراقی پس میگرفت.
رزمنده عمليات بيتالمقدس در ادامه گفت: برای فتح پل نو، كار بسيار سختی داشتيم؛ چراكه از دو طرف نيروهای عراقی رزمندگان ما را به آتش بسته بودند و اين باعث شد كه برای فتح پل نو نيروها و رزمندگان بسياری از ما شهيد شوند. شب بود كه راهی عمليات فتح پل نو شديم و صبح توانستيم پل ورودی شهر خرمشهر را آزاد كنيم.
عبدالمحمد شاهی كه از ناحيه پا جانباز 20 درصد است، خاطرنشان كرد: در مرحله آزادسازی پل ورودی شهر خرمشهر من جانباز شدم و به بيمارستان تبريز فرستاده شدم و در حالیكه در بيمارستان بستری بودم، حدود ساعت 4 بعد از ظهر خبر آزادسازی خرمشهر را شنيدم، مردم گروه گروه خودشان را به بيمارستان میرساندند و از مجروحان استقبال میكردند، گروهی از مردم نيز مجروحان را سوار خودرو های خود میكردند و به بيرون از بيمارستان میبردند تا در جشن پيروزی خرمشهر شركت كنند.
نشان دادن فيلم دوران جنگ؛ بهترين راه آشنايی نسل جوان با رزمندگان
اين رزمنده و جانباز عمليات بيتالمقدس بهترين راه شناساندن رشادتها و مقاومتهای رزمندگان به نسل جوان آينده را نشان دادن فيلم و تصوير از آن زمان میداند.
وی همچنين تصريح كرد: با نشان دادن فيلم و تصاوير زمان جنگ ديگر كسی نياز نيست هزاران كتاب تاريخی كه از هزاران نفر نقل شده است را بخواند تا از اين رشادتها و مقاومتها آگاه شود، تمامی اين مطالب كه من میگويم و شما مینويسيد، چندين برابر آن بهصورت فيلم و تصوير وجود دارد.
سيدمحسن صداقت يكی از آزادگان استان سمنان كه در عمليات بيت المقدس اسير نيروهای عراقی شده بود، سرعت عمل فرماندهان عمليات بيتالمقدس را يكی از بزرگترين رمزهای پيروزی اين عمليات دانست و گفت: يكپارچگی و همدلی بين رزمندگان از عوامل ديگر پيروزی عمليات بيتالمقدس و آزادسازی خرمشهر بود.
اين جانباز 55 درصد عمليات بيتالمقدس تأكيد كرد: وقتی كه امام خمينی(ره) در پيام اثربخش خود گفتند: «من بازوی شما رزمندگان را میبوسم» رزمندگان قوت و انگيزه گرفتند و به خودشان میباليدند و اگر هر كدامشان به اندازه يك تانك عراقی نيرو داشتند، با اين پيام حضرت امام خمينی(ره) نيروی آنها به اندازهای شده بود كه يك تنه قدرت مقابله با يكصد تانك عراقی را داشتند.
وی در واكاوی عمليات بيتالمقدس اين چنين روايت میكند: دقيقاً 15 روز بعد از عمليات فتحالمبين كه هنوز دشمن در شوك عمليات قبلی بود، عمليات بيتالمقدس آغاز شد. گروهانی كه من در آن بودم جزو نيروهای ويژه اين عمليات بود كه بايد با هليكوپتر، پشت نيروهای عراقی هلیبورد میشديم، در روزهای اول عمليات حدوداً 30 كيلومتر پشت نيروهای عراقی هلیبورد شده بوديم. در كنار رود كارون نماز مغرب و عشاء را خوانديم و شبانه حركت كرديم و از روی پل كارون عبور كرديم و تا ساعت 4 صبح خود را به پشت سر خط مقدم عراقیها در محدوده شلمچه رسانديم. يعنی تا 6 يا 7 كيلومتری خرمشهر پيشروی كرده بوديم.
اين جانباز و آزاده 8 سال دفاع مقدس در ادامه اذعان كرد: نيروهای هلیبورد ما كه 30 كيلومتر پشت خط مقدم عراقیها بودند توانستند با يك عمليات غافلگيرانه، توپخانه، پشتيبان و تداركات نيروهای بعثی عراق را فلج كنند. ساعت 5 صبح تمام توپخانهها و تداركات عراقیها از بين رفته بود و ساعت 6 و 7 صبح روز سوم خرداد خط مقدم نيروهای ما نيز با نيروهای خط مقدم عراقیها درگير شدند و از آنجا كه هيچ توپخانه و نيروی پشتيبانی برای كمك به خط مقدم عراقیها باقی نمانده بود توانستيم خط مقدم آنها را نيز از كار بيندازيم و تعداد زيادی از نيروهای عراقی را به اسارت بگيريم.
اين آزاده سمنانی كه در عمليات بيتالمقدس بهمدت 8 سال و 4 ماه اسير نيروهای عراقی بوده است نحوه اسير شدن خود را اينگونه روايت میكند: بعد از اينكه خط مقدم نيروهای عراقی را از بين برديم در همان خاكريز آنها مستقر شده بوديم تا كه نيروهای كمكی به ما برسند. اما حدوداً ساعت 12:30 ظهر بود كه به ما دستور دادند كه حدود 5 كيلومتر عقبنشينی كنيم. در همان لحظه ديديم كه يك لشكر تانك عراقی تا شعاع 50 متری، نيروهای ما را محاصره كردهاند و در همان خاكريز با تانكهای عراقی درگير شديم و بسياری از همرزمان ما توسط همان گلولههای مستقيم تانكهای عراقی به شهادت رسيدند و تعدادی از رزمندگان نيز توانستند به عقب برگردند و از حدود 90 رزمندهای كه با ما بودند حدود 50 نفر شهيد شدند. من و سردار خانی جزو آخرين نفراتی بوديم كه ميان تانكهای عراقی گرفتار شده بوديم. از بين تانكهای عراقی شروع به فرار كردن كرده بودم توسط يك خودرو تويوتا كه حدود 20 رزمنده مجروح را به عقب منتقل میكرد توانستم تا حدودی عقبنشينی كنم. اما توسط يك گلوله تانك عراقی خودرو تويوتا منفجر شد و من كه به در خودرو چسبيده بودم به آسمان پرتاب شدم. من از ناحيه سر به شدت مجروح شده بودم و حدود 50 تركش به داخل بدنم وارد شده بود، پس از مدتی، نيروهای عراقی خودشان را بالای سر من رساندند و در نگاه اول فكر كردند من شهيد شدهام اما متوجه زنده بودن من شدند و مرا اسير كردند.
سيد محسن صداقت با بيان اينكه خبر آزادسازی خرمشهر را در اردوگاههای عراقی شنيدم، گفت: يكی از سربازان عراقی بود كه با ايرانیها رفتار نسبتاً مناسبی داشت. پس از شنيدن خبر آزادسازی خرمشهر از طريق اين سرباز عراقی، تمام اسيران ايران از طريق راديوهايی كه داشتند اين خبر را دنبال كردند و در نهايت ساعت 4 بعد از ظهر بود كه جشن پيروزی خرمشهر را در همان اردوگاهها به پا كرديم.
جانباز 55 درصد و آزاده 8 سال دفاع مقدس تصريح كرد: بهترين روش نشان دادن رشادتها و مقاومت رزمندگان 8 سال دفاع مقدس، بازخوانی عمليات توسط افرادی است كه مستقيماً در عملياتها شركت داشتند.
وی همچنين افزود: اگر میخواهيم نسل جوان ما با اين رشادتها و مقاومتها آشنا شوند بايد ارتباط آنها را با رزمندگانی كه مستقيماً در عملياتها شركت داشتند برقرار كرد و از صحبتها، روايتها و نقلقولهای آنها استفاده كنند و اينگونه است كه اثر بسيار خوبی خواهد داشت.
صداقت خاطرنشان كرد: واقعيتهای دوران اسارت واقعيتهای تلخی است، نمیتوان با يك فيلم طنز واقعيت جنگ و دوران اسارت را نشان داد. واقعيت دوران اسارت صد برابر بيشتر از آن چيزی است كه فيلمها نشان میدهند.
اين آزاده استان سمنان گفت: اگر مردم را میخواهند با رشادتها ، مقاومتها و سختیهای زمان جنگ آگاه كنند بايد واقعيتها را بيان كنند كه شايد تا الآن حتی يك درصد از آنها بيشتر نشان داده نشده است. شايد جامعه از لحاظ روحی روانی و حتی شرايط سياسی پذيرای اين واقعيتها نباشند.
وی همچنين تصريح كرد: نشان دادن تونل مرگ با آن شيوه طنز در فيلم اخراجیها، واقعيت دوران اسارت نيست و يا نشان دادن مسابقه فوتبال و واليبال در فيلم اخراجیها واقعيت تلخ اسارت نيست، واقعيتهای تلخ دوران اسارت آن چيزی است كه شايد تا الان يك درصد آن هم نشان داده نشده است.
صداقت افزود: ضرب و شتم اسرا با قطعههای آهنی كه منجر به درآمدن چشم رزمندگان میشد، عبور از روی 25 رزمنده با تانكهای جنگی، حبس اسرا در سلولهای انفرادی و 25 روز بدون غذا ماندن، واقعيتهای تلخ دوران اسارت است.
غلامرضا عاشور، جانباز 40 درصد عمليات بيتالمقدس گفت: در كنار اتحاد، همدلی و وحدت، پيروی از ولايت نيز يكی ديگر از رمزهای پيروزی در عملياتها بود. وحدت، اتحاد و همدلی حرف اول را در هر پيروزی میزند و پيروی از ولايت نيز در همين اتحاد و همدلی تبلور پيدا میكند.
وی همچنين، تعهد و تقوای رزمندگان و ايمان به خدا و شب زندهداری را از ديگر عوامل پيروزی در عملياتهای دفاع مقدس بهويژه عمليات بيتالمقدس عنوان و تأكيد كرد: ما در هر عملياتی كه توكل خالصتر به خدا و پيروی عميقتر از ولايت داشتيم، پيروزی چشمگيرتری داريم.
اين جانباز 40 درصد تصريح كرد: در تاريخ كشور ايران دولت مردان بسياری بودند كه به تنهايی با كشورهای بيگانه میجنگيدند و در نهايت سرزمين پهناور ما را معامله میكردند اما در 8 سال دفاع مقدس با اتحاد و همدلی مردم و رزمندگان حتی يك وجب از خاك كشور عزيزمان را از دست نداديم.
|