روانشناسان انگيزهها را به دو نوع تقسيم
ميكنند: انگيزههاي اوليه يا فيزيولوژيك كه فرد براي ادامه زندگي به آنها
نياز دارد و بدون آنها زندگياش به خطر ميافتد مانند آب، غذا و هوا؛ و
انگيزههاي ثانويه يا رواني كه نياز اصلي و اساسي انسانها را برطرف
نميكنند و اكثراً محصول يادگيرياند. از پيوندجويي نيز در زمره همين
انگيزهها بحث ميشود. انگيزه پيوندجويي در ارتباط با نيازهاي تعلق و
پيوندجويي معنا پيدا ميكند. اين انگيزه موجب برقراري ارتباط با ديگران،
مشاركت در فعاليتهاي جمعي، شكلگيري بافت اجتماعي و در نتيجه پيشرفت
ميشود. شايد بتوان گفت در جوامع امروزي پيشرفتهايي كه حاصل ميشود نتيجه
اين انگيزه است. در پرونده پيش رو مفصل به تعريف و ابعاد اين انگيزه و
شرايطي كه مورد نياز است تا اين انگيزه به خوبي بروز پيدا كند پرداخته شده
است.
بسياري از انسانها نياز شديد به پيوندجويي
يا تعامل با ديگران دارند. به نظر بوياتزيس در اينجا دو نوع انگيزش در كار
است: برخي اشخاص كه گفته ميشود از گرايش پيوندجويي اطمينانطلب
برخوردارند، از طردشدن احساس نگراني دارند و در پي اطمينان يافتن از اين
موضوعند كه ديگران آنها را دوست دارند يا نه. عدهاي نيز كه گفته ميشود
از گرايش پيوندجويي ناشي از علاقه برخوردارند، از بودن با انسانها لذت
ميبرند و به رفاه آنها علاقه دارند. افراد متعلق به گروه دوم از كاركرد
بهتري برخوردارند، زيرا واكنش منفي ديگران را طردشدگي قلمداد نميكنند.
افراد متعلق به گروه اول نگرانند كه ديگران آنها را دوست دارند يا نه و در نتيجه، نميتوانند، به نحوي كارآمد انجام وظيفه كنند.
اصولاً
افرادي كه انگيزه پيوندجويي بسيار بالايي دارند كساني هستند كه فاقد
مهارتهاي ابراز وجود و وابسته به ديگرانند. مديري كه از انگيزه پيوندجويي
بسيار بالايي برخوردار باشد علاقهاي به نظارت بر رفتار كارمندان و حتي
دادن بازخورد مناسب به آنها را ندارد، در حالي كه وقتي انگيزه قدرت بيشتر
از پيوندجويي ميشود، مديران تمايلي به رفتارهايي از قبيل تسليم شدن،
بيميلي به كنترل رفتار كارمندان و تبعيض ميان آنها ندارند.
افراد
داراي انگيزه پيوندجويي از كيفيت رابطهشان با ديگران نگراني دارند. اين
افراد به دنبال هماهنگي بيشتر در روابطشان با يكديگر و پايداري آن هستند و
از اينكه اين رابطه مختل شود نگران ميشوند.
در واقع نياز به
پيوندجويي نوعي تمايل به تعلق داشتن، لذت بردن از كار گروهي و وابستگي به
روابط بين فردي است. به نظر ميرسد كه انگيزه پيوندجويي به دو شكل خود را
در موقعيتهاي مختلف نشان ميدهد. پيوندجويي فردي و گروهي.
پيوندجويي گروهي
در پيوندجويي فردي،
ارتباط صرفاً ميان دو نفر با هم است، اما در پيوندجويي گروهي بيش از دو
نفر بايد باشد. ساير ويژگيهاي اين دو نوع ارتباط مشترك است. مثلاً
خانوادههايي كه به بازيهاي گروهي ميپردازند داراي كودكاني با مهارت
اجتماعي بيشتري خواهند بود، چرا كه اين افراد فرزندان خود را هم وارد اين
بازيها ميكنند و بنابراين، بخشي از شخصيت آنها در گروه شكل ميگيرد.
وجود اين گروه شرايطي را فراهم ميكند كه فرد انگيزه پيوندجويي خود را در
ارتباط با گروه متبلور و تقويت كند. در عين حال، براي تقويت پيوند خود با
گروه، ارزشها، معيارها و هنجارهاي آنها را ميپذيرد. پس هدف فرد از
برقراري ارتباط با گروه كسب منفعت يا گذران وقت نيست، بلكه بودن با گروه و
ارتباط با آن برايش لذتبخش است و در نتيجه، بخشي از فرآيند اجتماعي شدن وي
محسوب ميشود. اين نمونهاي از پيوندجويي گروهي است. حتي تماشاگران ورزش
نيز نمونهاي از اين انگيزهاند، چرا كه تماشاگر بودن هم فعاليتي اجتماعي
است كه افراد تمايل دارند زمان خود را به صورت گروهي سپري كنند. اين افراد
از طريق انگيزه پيوندجويي گروهي به هم نزديك ميشوند و تمايل به بودن كنار
هم دارند. در واقع، انگيزه در آدمي نياز به شرايطي براي متبلور شدن و
تقويت دارد. مثلاً در همين مورد، تماشاچيان به عنوان يك گروه اجتماعي،
ورزش را ابزاري مفيد براي برآورده شدن نياز به پيوندجويي و تعامل اجتماعي
خود ميدانند.
پيوندجويي فردي
انگيزه پيوندجويي كه
نشان از تمايل فرد به برقراري ارتباط و حفظ آن با ديگري دارد، داراي يك
عنصر اساسي يعني رابطه است. پس قبل از پرداختن به هر چيزي لازم است ابتدا
به مقوله ارتباط با ديگران پرداخته شود، چرا كه هر چيز مهمي كه در ارتباط
گفته و مطرح شود پاسخ سؤالهايي است كه در مورد پيوندجويي ايجاد ميشود.
رابطه معرف نوعي پيوند ميان انسانهاست كه ميتواند در قالب روابط كاري،
دوستي، ازدواج و روابط اتفاقي و تصادفي صورت گيرد. پژوهشها مؤيد اين مطلب
است كه بهزيستي آدميان به توانايي آنها در همسويي با ديگران بستگي دارد.
در تحقيقات، همچنين، معلوم شده است كه روابط خوب با بهداشت رواني بالا
همبستگي مثبت دارد. همچنين، در برخي از بررسيها گزارش شده كه داشتن
روابط خوب با سلامت جسمي ارتباط دارد.
شايان ذكر است كه برخورداري از
انگيزه پيوندجويي و تجلي آن در روابط افراد با يكديگر نيازمند يادگيري و
تقويت نيز هست. واقعيت آن است كه صرف وجود انگيزه پيوندجويي به تنهايي
كافي نخواهد بود، بلكه اگر فرد مهارتهاي برقراري ارتباط را فرا نگيرد و
فرصت مناسبي براي اين ارتباط نداشته باشد، هرگز اين انگيزه در فرد تجلي
نخواهد يافت و حتي نميتوان با ديگران رابطه خوبي برقراركرد، مگر آنكه
درباره آنچه آنها احساس ميكنند و آنچه آنها را خوشحال يا ناراحت ميكند
چيزي بدانيم. نميتوانيم مورد علاقه يا محبوب ديگران باشيم مگر آنكه آنها
هم راجع به ما اطلاعاتي داشته باشند.
نكته مهم در مورد انگيزه
پيوندجويي اين است كه اين انگيزه صرفاً براي برقراري ارتباط به كار
نميرود، بلكه نوع پيوند ميان افراد را نيز مشخص ميكند و از طرفي، طبق
تعريف، فرد در حفظ اين پيوند با ديگران نقش مهمي دارد. پس در گام اول و پس
از برقراري ارتباط با ديگران، موضوعي كه اهميت پيدا ميكند اين است كه
دراين رابطه چه مسائلي را بايد در نظر داشت تا اين پيوندحفظ شود و مثلاً
در پيوندي مثل ازدواج بايد چه شرايطي وجود داشته باشد تا افراد سالهاي
سال بتوانند اين پيوند را حفظ كنند و به آرامش برسند.
ميتوان چنين
نتيجه گرفت كه تأثير رواني انگيزه پيوندجويي در زندگي افراد به ويژه دو
نفري كه با هم ازدواج كردهاند آرامشي است كه شايد در هيچ شرايط ديگري
نتوان به آن دست يافت. از طرفي، به واسطه وجود اين انگيزه، ما به دنبال
برقراري ارتباط با ديگران ميرويم و اين رابطه مهمترين و بهترين مجالي
ميشود كه ميتوانيم ساير نيازها و انگيزههايمان از جمله انگيزه جنسي،
پيشرفت و قدرت طلبي را برآورده كنيم. پس اين انگيزه خود شرايطي ايجاد
ميكند كه ساير انگيزهها و نيازها را پوشش ميدهد و باعث تجلي آنها
ميشود. اگر انگيزه پيوندجويي فرصت تجلي در افراد پيدا نكند، يعني فرد
نتواند با ديگران ارتباط برقرار كند، احساس تنهايي به سراغ او خواهد آمد
و ميتواند سلامت روان او را مختل كند. پس ميتوان گفت كه اين انگيزه نقش
بسيار مهمي در سلامت روان افراد دارد
منبع : سپيده دانايي.