شهيد ابراهيم بردستاني از شهداي والامقام شهرستان دير است كه در پنجم مهر ماه سال 1360 در عمليات ثامنالائمه به شهادت رسيد.
* از شهدا گفتن مكان ميخواهد و زمان نميخواهد
شرمندهايم شهيد، شرمندهايم كه آنقدر سرگرم برنامههاي هفته دفاع مقدس بوديم كه يادمان رفت شما هم جزيي از اين دفاعي، آنقدر شور و حال مهر و بازگشايي مدارس ما را گرفته بود كه انگار نه انگار، پنج مهرماه هم رسيده است، انگاري عمليات ثامنالائمه و پركشيدن سه كبوترِ نازنين ديار دير براستي فراموشمان شده است؛ از شما گفتن مكان ميخواهد و زمان نميخواهد:
* سربازان امام خميني در گهوارهها به سر ميبرند
شهيد ابراهيم بردستاني، فرزند خنجر بردستاني و مرضيه، متولد ۱۳۳۶ در سرمستان، مجرد و داراي مدرك ديپلم بود كه گل وجودش در تاريخ ۱۷/۱۰/۱۳۳۶ در بوستان سرمستان شكفته شد.
وي چهارمين فرزند خانواده يك كشاورز زحمتكش بود، پدرش در انجام احكام و فرامين اسلامي و زنده نگه داشتن اسلام ناب محمدي (ص) تلاش ميكرد. قرآن را با صوت دلنشيني تلاوت ميكرد و اذان ميگفت و با صداي بلند، نداي اسلام را به گوش مردم روستا ميرساند.
سالهاي آغازين زندگي ابراهيم با شور و هيجان نهضت اسلامي به رهبري حضرت امام خميني (ره) در سال ۱۳۴۲ همراه بود؛ درست آن زمان بود كه امام عزيز و قلب تپنده ملت ايران، سخن تاريخي خود را مبني بر اينكه "سربازان من كساني هستند كه اكنون در گهوارهها به سر ميبرند " ايراد فرمودند و از آنجا بود كه ذهن پاك و معصومانه اين كودك در همان دوران كودكي با عشق به "ولايت و رهبري فرزانه " آشنا شد.
* هر 5 نوبت، نمازش را در مسجد اقامه ميكرد
مسلم (نام پيشين ابراهيم)، دوران ظلمت رژيم ستمشاهي، سالهاي سياه قبل از ۱۳۴۲، ماههاي فتنه و فساد و روزهاي پر وحشت رژيم طاغوت را با پيچ و خمهاي زياد اما بدون هرگونه آلودگي در كوران حوادث انقلاب پشت سر گذاشت؛ بدين ترتيب روح سركش خود را در كوران حوادث انقلاب صيقل داد و با زمزمههاي دلنشين انقلاب همآوا شد و در جريان انقلاب قرار گرفت؛ همين سابقه درخشان مذهبي و انقلابي او از سال ۴۲ تا ۵۷ بود كه باعث شد در برابر مخالفان نظام اسلامي موضعگيري روشن و آشكار داشته باشد و با پيشنهاد و وعدههاي پوشالي و دروغين منافقين كه براي سست كردن عقايد اسلامي و اركان نظام اسلامي ايران مطرح ميشد مخالفت كند تا در راه آرمان و هدفش كه همان زنده نگه داشتن اسلام بود جانش را فدا كند و براي نسل خودش زمزمهگر "هيهاتمنالذله " باشد.
وي اين سعادت را از مسجد در درون خود پرورش داد و در مسجد بود كه راه و هدف خود را پيدا كرده بود و كسي نميداند "مؤذن معبد عشق " چه در گوش آن جوان زمزمه كرده بود كه در هر پنج نوبت، نمازش را در مسجد اقامه ميكرد.
* ادامه تحصيل مانع فعاليتهاي گروهي سياسي ابراهيم نشد
در آغاز سال تحصيلي از "مسلم " به "ابراهيم " تغيير نام داد و با نام ابراهيم به مدرسه رهسپار شد؛ دبستان "۲۲ بهمن " فعلي سرمستان نخستين ايستگاه ابراهيم براي كسب علم و دانش بود.
در محيط مدرسه، دانشآموزي مؤدب و صبور بود. آن قدر دوستداشتني بود كه همه شيفتهاش شده بودند، در سال ۱۳۵۳ براي زدودن فقر فرهنگي از چهره روستا و كسب علم و دانش در مدرسه راهنمايي بندر كنگان ثبتنام كرد، سال اول و دوم دوره راهنمايي را با هر مشقتي كه بود به پايان رساند و براي ادامه تحصيلش به دير رفت؛ سال ۱۳۵۵ بعد از پايان رساندن دوره راهنمايي، براي ادامه تحصيل در دبيرستان برازجان در رشته "خدمات " ثبتنام كرد، هنوز از ماندن او در برازجان فصلي نگذشته بود كه علاقه خود را به رشته "فرهنگ و ادب " در دبيرستان كنگان نشان داد. با وجود علاقه به درس هرگز از فعاليتهاي گروهي و سياسي غافل نبود و به اتفاق دوستانش كانوني پرشور را براي مبارزه با ظلم و ستم و حمايت از محرومان تشكيل داده بود و اگرچه ظاهري آرام و باوقار داشت، اما هنگامي كه ميديد حق مظلومي ضايع ميشود، هرگز خاموش نمينشست.
* حصر آبادان بايد شكسته شود
پس از تجاوز عراق در شهريور ۱۳۵۹ و اشغال خرمشهر، رژيم عراق درصدد بود آبادان را هم اشغال كند؛ رزمندگان اسلام سلاح بر دوش، با جانبازي و فداكاري بسيار چنان مقاومتي از خود نشان دادند كه حتي به ذهن دشمن هم خطور نميكرد.
به دنبال صدور فرمان مرجع عاليقدر جهان تشيّع حضرت آيتاللهالعظمي امام خميني(ره) مبني بر اينكه "حصر آبادان بايد شكسته شود " اين مسئله علاوه بر جنبه نظامي، جنبه شرعي نيز پيدا كرد و بدين ترتيب حيثيت نيروهاي مسلح به محك آزمون سپرده شد؛ سرانجام بعد از يك سري تحولات در امور لشكري و كشوري در ساعت يك بامداد روز پنج مهرماه ۱۳۶۰ عمليات "ثامن الائمه " آغاز شد.
بعد از ۴۲ ساعت تلاش مداوم "لشكر ۷۷ " و رزمندگان سپاه و نيروهاي مردمي اين عمليات با موفقيت و پيروزي به پايان رسيد.
* در عمليات ثامنالائمه به شهادت رسيد
در اين عمليات پاسدار اسلام ابراهيم بردستاني به همراه همرزمان و دوستان عزيزش "جواد حاجياني " و "رسول مقاتلي " سرنوشت جاويد خويش را رقم زدند و يادآور حماسه شهادت و مظلوميت و حقانيت يك امت بزرگ در تاريخ شدند؛ يادمان شهيداني شدند كه غريبانه اما عزيز، سر در آغوش حسين (ع) نهادند و در تبسم مسيحايياش به فراسوي باورها پرگشودند.
بعد از شهادت، پيكر مطهرش را به "سروستان " از شهرهاي استان فارس فرستادند تا در همانجا دفن شود اما خانواده و دوستانش بعد از جستجوي زياد و هماهنگيهاي لازم پيكر مطهرش را در حالي كه دو هفته از شهادتش ميگذشت از فارس به بوشهر انتقال دادند تا مراسم تشييع پيكر پاك آن عزيز با حضور پرشور و شكوه اقشار مختلف مردمي همراه شود و پيكرش با تجليل و تكريم در "گلزار شهداي دوراهك " به خاك سپرده شود.
يادش گرامي و راهش پر رهر باد.
-----------------------------------
گزارش از سيده طيبه موسوي
-----------------------------------
چهار راه برای رسیدن به آرامش:
1.نگاه کردن به عقب و تشکر از خدا 2.نگاه کردن به جلو و اعتماد به خدا 3.نگاه کردن به اطراف و خدمت به خدا 4.نگاه کردن به درون و پیدا کردن خدا
پل ارتباطی : samsamdragon@gmail.com
تالارهای تحت مدیریت :
مطالب عمومی کامپیوتراخبار و تکنولوژی های جدیدسیستم های عاملنرم افزارسخت افزارشبکه