0

دولت نمی‌تواند هرچه می‌خواهد بگوید

 
qodrat
qodrat
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 12046
محل سکونت : تهران

دولت نمی‌تواند هرچه می‌خواهد بگوید

 علیرضا محجوب گفت: رییس‌جمهور حق ندارند به عنوان اینکه دولت قوه هم‌تراز با مجلس است، بگوید خودمان قانون می‌گذاریم و خودمان هم اجرا می‌کنیم، یا آنجا که صلاح می‌دانیم و یا تشخیص می‌دهیم، قانون را اجرا نکنیم.

ایلنا: آقایان باید بدانند که مرکز قانون‌گذاری کشور، مجلس شورای اسلامی است و این قوه‌ای است که امام خمینی(ره) در مورد آن فرمودند که مجلس در راس همه امور است.

بررسی رويكرد مجلس در برابر دولت در گفت‌وگو با عليرضا محجوب در پی می‌آید:

جایگاه مجلس شورای اسلامی در نظام اسلامی ایران را چگونه تحلیل می‌کنید؟

قاعده این است که بر مبنای قانون اساسی و در بحث تفکیک قوا، قوه مجریه و مقننه و قضاییه، سه قوه کلی در نظام جمهوری اسلامی ایران هستند که بایستی متحد باشند و امور کشور را پیش ببرند و هر کدام از این قوا هم قوه مستقلی تلقی می‌شود. اما بعضی قوا از بعضی جهات بر قوای دیگر اشراف دارند. مانند اینکه مجلس به دلیل اهمیت امر قانون‌گذاری بر دیگر قوا اشراف دارد و قانونی که مجلس می‌نویسد، حتماً باید اجرا شود. بنابراین رییس‌جمهور حق ندارند به عنوان اینکه دولت قوه هم‌تراز با مجلس است، بگوید خودمان قانون می‌گذاریم و خودمان هم اجرا می‌کنیم، یا آنجا که صلاح می‌دانیم و یا تشخیص می‌دهیم، قانون را اجرا نکنیم. آقایان باید بدانند که مرکز قانون‌گذاری کشور، مجلس شورای اسلامی است و این قوه‌ای است که امام خمینی(ره) در مورد آن فرمودند که مجلس در راس همه امور است.

چرا امام در مورد مجلس تا به این اندازه تاکید کردند؟

آن روزی که امام مجلس را در راس امور خواندند به این علت بود که این قوه نه تنها قانون‌گذار است بلکه ناظر بر همه امور است. بنابراین مجلس قوه‌ای است که قانون‌گذاری می‌کند و مهم‌تر اینکه بر هر امری نظارت دارد. همین‌طور مجلس مشرف و ناظر بر قوه مجریه و قوه قضایه است. یعنی حق دارد در هر زمان، هر بخش یا هر موضوعی را مورد تحقیق و تفحص قرار دهد. از اين‌رو بر همه جا مشرف است، ولی بر قوه مجریه اشراف ویژه دارد. زیرا می‌تواند وزیران را مورد استیضاح و سوال قرار دهد و حتی می‌تواند رییس‌جمهور را استیضاح کند و یا مورد سوال قرار دهد. این قدرت مجلس در اصول متعدد قانون اساسی وجود دارد و بر این موارد تصریح شده است.

اگر این مسایل درست است، چرا احمدی‌نژاد به مجلس احترام نمی‌گذارد و برخي قوانین را اجرا نمی‌کند؟

متاسفانه رییس‌جمهور که رییس قوه مجریه و دولت مي‌باشد، تلقی اشتباهی در این مورد دارد و بر اين باور است که دولت نقش هماهنگ‌کننده دارد.

چرا دولت نهم و دهم چنين نگاهي به مجلس داشته است؟

این مربوط به دوره احمدی‌نژاد نیست بلکه از زمان‌های گذشته و در دولت‌های قبل نیز این تلقی در نزد روسای جمهور بوده که تفسیرشان از قوه مجریه این بوده که هماهنگ‌کننده دیگر قوا هم هستند و دولت آن‌ها مامور و مسئول اجرای قانون اساسی است. این تعریف درست نیست زیرا در مصوبه اول قانون اساسی و بعد از اصلاحات قانون اساسی چنین چیزی وجود ندارد و با روح قانون منافات دارد. در هیچ قانونی چنین چیزی وجود ندارد که رییس‌جمهور را مشرف بر مجلس و نهاد قانونگذاری و مشرف بر قوه قضاییه بشناسد. حتی در نظام‌های ریاستی هم چنین تعریفی وجود ندارد که رییس‌جمهور مشرف بر قوه مقنه و مجریه باشد، بلکه ريیس‌جمهور هماهنگ‌کننده است. البته در نظام‌های ریاستی رییس‌جمهور می‌تواند برخی تصمیمات قانونی را معلق کند یا به طور موقت تصمیم یک دادگاهی را متوقف کند و این حداکثر اقدامی است که شخص رییس‌جمهور در نظام‌های ریاستی می‌تواند انجام دهد بنابراین در آن نظام‌ها نیز این تفسیر وجود ندارد که رییس‌جمهور هماهنگ‌کننده بین تمامی قوای کشور است. اما در نظام جمهوری اسلامی ایران، قانون اساسی طوری نوشته شده که نظام قانو‌ن‌گذاری یعنی مجلس شورای اسلامی، در راس قوا طراحی و طرح‌ریزی بشود و دیگر قوا در کنار او دیده شوند.

تبعات این برداشت دولت‌ها از رفتار با مجلس به‌ویژه در مورد دولت احمدی‌نژاد چه بوده است؟

برداشت مشرف بودن دولت بر مجلس شورای اسلامی به اندازه‌ای تاثیرات منفی داشته که هم دولت را در بحث اجرا آزار داده و هم باعث شده تا مجلس ملاحظاتی را که در گذشته نسبت به دولت‌های قبلی در نظر می‌گرفت، برای این دولت کمتر در نظر بگیرد. البته این به زیان دولت حاضر است که به توان قانونی دولت این‌گونه غلط نگاه می‌کند و این باور غلط دولت نهم و دهم و عملکرد اشتباهی که داشته شرایطی را به وجود آورده که مردم می‌پرسند آیا مجلس با دولت تعامل میکند، یا دولت را تحمل می‌کند؟

به عقیده شما، نمایندگان مجلس هشتم دولت را تحمل کرده‌اند یا با دولت تعامل کرده‌اند؟

اولین رویکرد تمامی مجلس‌ها این بوده که کوشش و تلاش کرده تا با دولت‌ها تعامل داشته باشد، اما قرار نیست که این رویکرد در هر شرایطی ادامه داشته باشد. بنابراین هرجایی که دولت قانون را اجرا نکرده و یا سلیقه‌ای اجرا کرده، ابتدا مجلس دولت را تحمل کرده و بعدها هم برخوردهای لازم را انجام داده است و برای آنکه کشور به خوبی اداره شود، بازهم این روال را انجام خواهد داد.

با توجه به توضیحاتی که دادید، برخي منتقدان اعتقاد دارند که مجلس وظیفه نظارتی‌اش را در برابر دولت انجام نداده است. در این رابطه عملکرد مجلس هشتم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

اول اینکه باید مجالس اول تا هشتم را طبقه‌بندی کرد. به دلیل آنکه نظام جمهوری اسلامی ایران تازه شکل گرفته بود و ضعف قوانین احساس می‌شد، مجالس اول، دوم و سوم بیشتر وظیفه قانون‌گذاری را انجام دادند اما از مجلس چهارم به بعد، بنا بر این بود که امور نظارتی بیشتر در راس کار مجلس باشد. اما متاسفانه تا امروز تیغ و چاقوی نظارتی مجلس برش نداشته و هرگاه هم که حرکتی کرده فقط به تخلفات خدشه وارد کرده و نتوانسته آن غده چرکین قانون‌شکنی یا قانون‌گریزی را بردارد که البته باید بپذیریم که این کافی نیست. مجلس در بحث نظارت بسیار ضعیف بوده و در مجلس چهارم تا هشتم، هم نظارت ضعیفی داشته و کوشش‌های آن برای اجرای قانون هم کافی نبوده است. مجلس باید یکپارچه نظارت باشد و گاهی هم قانون‌گذاری کند، در حالی که امروزه مجلس قانون‌گذاری می‌کند و گاهی هم نظارت می‌کند و این رفتار مغایر سرفصلی است که مجلس باید دنبال کند. مردم امروز می‌خواهند بدانند دستگاه‌ها و دولت چه مقدار از قوانین را اجرا می‌کنند؟ چگونه اجرا می‌کنند؟ چقدر به زیان مردم اجرا می‌کنند و... اگر مجلس وظیفه خودش را به عنوان مشرف و ناظر تام انجام بدهد، مطمئن باشید که جلوی بیسیاری از تخلفات و سوءاستفاده‌های بزرگ و کوچک گرفته می‌شود و زمینه تخلفات در آینده هم از بین می‌رود. بنابراین مجلس هشتم از نظر قوه نظارتی بسیار ضعیف ارزیابی می‌شود.

چرا مجلس این ضعف عملکرد را در برابر تخلفات دولت داشته‌ است؟ تعداد نمایندگان دولتی در این مجلس بیشتر بوده یا بحث وعده و وعید باعث شده تا نمایندگان مردم از وظیفه نظارتی خود کوتاه بیایند؟

این ضعف نظارتی مختص به مجلس هشتم نبوده است. اصولا معطوف شدن مجالس به تعامل با دولت امر غلطی است، زیرا دولت باید معطوف به تعامل با مجلس باشد. همان‌گونه که در دولت شهید رجایی این اتفاق افتاد و رجایی می‌گفت که من فرزند مجلس هستم. او تنها رییس‌جمهوری بود که خود را جزیی از مجلس می‌دانست. رجایی خود را در کنار مجلس نمی‌دانست، بلکه خودش را گوشه‌ای از مجلس می‌دانست. بنابراین می‌کوشید تا با مجلس تعامل کند. او می کوشید مجلس را مورد توجه دولت قرار بدهد بنابراین می‌کوشید مصوبات مجلس را اجرا کند.

اما در دولتي كه خود را پيرو شهيد رجايي معرفي مي‌كند؛ بی‌توجهی به مجلس رشد داشت و حتی احمدی‌نژاد اعلام کرد که مجلس در راس امور نیست؟

بخشی از این رفتارها به نگاه و نگرش مسئولان ارشد دولت و به‌ویژه رییس‌جمهور به مجلس باز می‌گردد. بخشی هم به مساله عدم توجه نمایندگان مجلس به نظارت باز می‌گردد و بخش دیگر هم به آماده نبودن و مهیا نبودن سازوکارهای نظارتی باز می‌گردد که بایستی مهیا می‌شد. اینکه ما بگوییم مجلس این دوره نماینده وکیل‌الدوله بیشتر داشته، در عملکرد مجلس زیاد تاثیری ندارد. من اعتقاد دارم حتی اگر یک مجلس پر از وکیل‌الدوله‌ها باشد، نمایندگان آن مجلس باز هم باید کوشش کند آن دولتی که با آن‌ها همراه است، خوب و سالم کار کند نه اینکه او را توجیه کنند و از کنار رفتار غلط و اشتباهاتش به سادگی رد شوند. این نمایندگان به اصطلاح وکیل‌الدوله برای سالم بودن و سالم کارکردن دولت باید بر آن نظارت کنند. بنابراین برای فرار از ضعف نظارت، دلیل زیاد بودن نمایندگان وکیل‌الدوله کافی نیست. به عقیده من مهم‌ترین کار مجلس قانون‌گذاری و نظارت است که متاسفانه تاکنون جدی گرفته نشده است.

پیش‌بینی شما برای مجلس نهم چیست و نمایندگان آن باید چگونه باشند. به ویژه آنکه تعداد نمایندگان جدید زیاد است و آگاهی لازم را در نحوه برخورد با دولت ندارند؟

هر بار حداقل 60 درصد نمایندگان مجلس در هر دوره عوض شده‌اند. بنابراین شرایط حضور نمایندگان در هیچ یک از مجلس‌ها، مانند مجلس قبل نبوده است. البته ممکن است از نظر تفکر، مختلف باشند، اما از نظر تغییر افراد، همیشه تغییرات فراوان بوده است. اما این پیش‌بینی که مجلس نهم چگونه رفتار می‌کند، بستگی به رفتار دولت دهم دارد، اگر دولت سر تعامل با مجلس داشته باشد و نخواهد مجلس را خدمت‌گذار و فرمان‌بردار دولت تلقی کند، مجلس و دولت می‌توانند به همدیگر کمک کنند. اما اگر رابطه این باشد که مجلس بایستی زیر نظر قوه مجریه یا رییس قوه مجریه کارش را ادامه دهد و او را به عنوان مشرف و ناظر عالی بشناسد، در این صورت تفاوتی نمی‌کند که مجلس از چه جناحی انتخاب شده باشد و چه افرادی به آن راه یافته باشند، زیرا باز هم این مسایل و چالش‌ها را شاهد خواهیم بود.

مدتی است که عده ای فشار می آورند تا لاریجانی را از ریاست بیندازند، چرا این کار را می‌کنند و عملکرد هیئت‌رییسه مجلس هشتم چگونه بوده است؟

در مجلس هفتم که حداد عادل رییس بود، به دلیل آنکه دولت نهم با مجلس به بن‌بست رسیده بود، تلاش زیادی کردند تا حداد رییس نباشد و شاهد تغییر رییس مجلس بودیم، اما اشکال اینجاست که به ظاهر این رفتار به یک روال تبدیل شده که دولت‌ها ناتوانی در عملکرد را با تغییر هیئت‌رییسه جبران کنند. در حالی که آقایان باید خودشان را درست کنند. اما بر اساس آیین‌نامه داخلی مجلس، رییس مجلس را نمایندگاه می‌توانند بر مدنظر قرار دادن بهترین گزینه و به بهترین وجهی انتخاب کنند. به اعتقاد من نباید از بیرون در کار مجلس دخالت شود. باید این را بپذیریم که اگر از بیرون در کار مجلس دخالت نشود، مجلس بهترین رییس را انتخاب خواهد کرد.

آیا در حال حاضر هیئت‌رییسه و لاریجانی مشکلی دارند؟

تاکنون روسای مجلس خوب تلاش کرده‌اند و خوب کوشیده‌اند و لاریجانی هم خوب رياست کرده و درمجموع تیم هیئت‌ریيسه عملکرد قابل‌قبولی از خود نشان داده و مشكل خاصي وجود نداشته است.


پنج شنبه 14 اردیبهشت 1391  4:51 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها