0

داستانهای بحارالانوار

 
hemmatmehdi
hemmatmehdi
کاربر نقره ای
تاریخ عضویت : مهر 1388 
تعداد پست ها : 824
محل سکونت : تهران

داستانهای بحارالانوار

چند توصیه از امام باقر علیه السلام

جابر جعفی نقل می کند:بعد از خاتمه اعمال حج ، با جمعی به خدمت امام محمد باقر علیه السلام رسیدیم . هنگامی که خواستیم با حضرت وداع کنیم ، عرض ‍ کردیم توصیه ای بفرمایند!اظهار داشتند:- اقویای شما به ضعفا کمک کنند!اغنیا از فقرا دلجویی نمایند!هر یک از شما خیر خواه برادر دینی اش باشد. و آنچه برای خود می خواهد برای او نیز بخواهد!اسرار ما را از نااهلان مخفی دارید، و مردم را بر ما مسلط نکنید!به گفته های ما و آنچه از ما به شما می رسانند توجه کنید؛ اگر دیدید موافق قرآن است ، آن را بپذیرید و چنانچه آن را موافق قرآن نیافتید، بر زمین بیاندازید!اگر مطلبی بر شما مشتبه شد، درباره آن تصمیمی نگیرید و آن را به ما عرضه دارید تا آن طور که لازم است برای شما تشریح کنیم .اگر شما چنین بودید که توصیه شد و از این حدود تجاوز نکردید و پیش ‍ از زمان قائم ما کسی از شما بمیرد، شهید از دنیا رفته است . هر کس قائم ما را درک کند و در رکاب او کشته شود، ثواب دو شهید دارد و هر کس در رکاب او یکی از دشمنان ما را به قتل برساند، ثواب بیست شهید خواهد داشت


حرمت شوخی با نامحرم

ابوبصیر رحمة الله می گوید:در کوفه بودم ، به یکی از بانوان درس قرائت قرآن می آموختم . روزی در یک موردی با او شوخی کردم !مدت ها گذشت تا اینکه در مدینه به حضور امام باقر علیه السلام رسیدم . آن حضرت مرا مورد سرزنش قرار داد و فرمود:- کسی که در حال خلوت گناه کند، خداوند نظر لطفش را از او برمی گرداند، این چه سخنی بود که به آن زن گفتی ؟از شدت شرم ، سرم را پایین انداخته و توبه نمودم . امام باقر علیه السلام فرمود:- مراقب باش که تکرار نکنی

 

سه شنبه 6 مهر 1389  4:11 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها