0

توکلی ها بچه حزب اللهی را شلاق می زنند اما ...

 
qodrat
qodrat
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 12046
محل سکونت : تهران

توکلی ها بچه حزب اللهی را شلاق می زنند اما ...

 آقای توکلی؛ بچه حزب اللهی بخاطر تعهدش به قانون و حق همیشه کتک خور بوده و هست تنها تفاوتش در ماهیت ضاربین می باشد. در دوران رژیم شاه به ناحق از ساواک می خورد. در صدر انقلاب از امثال حضرتعالی بخاطر اعتقاد آنها به قانون و عدالت شلاق خور بود و ...

احمد توکلی نماینده مجلس هشتم و عضو جبهه متحد از شخصیت هایی است که ادعای حمایت همیشگی خود از قانون و عدالت را دارد. توکلی برای اثبات این ادعای خود به دوران حضورش در کمیته و دادگاه انقلاب بهشهر و شلاق زدن بچه حزب اللهی ها اشاره می کند.

به گزارش سرویس سیاسی بی باک، توکلی در اینباره می گوید: بعد از انقلاب به بهشهر برگشتم؛ روز 24 بهمن بنده به بهشهر آمدم و به دلیل سوابق سیاسی در کمیته مشغول شدم و بعد هم دادیار دادگاه انقلاب شدم که البته دادگاه انقلاب بهشهر خیلی دادگاه مشهوری هم بود و حکم‌های خیلی دقیقی می‌داد.

توکلی در بخشی از خاطرات خود از دوران دادیاریش در بهشهر می گوید: حزب‌اللهی‌های شهر در یکی از روزها که فکر می‌کنم قرار بود راهپیمایی برگزار شود، بر سر مسائلی که آن زمان وجود داشت، جلوی دفتر منافقین (مجاهدین خلق وقت) رفتند و درگیری در آنجا به‌وجود آمد. مجاهدین خلق هم کارد و تیزی کشیدند و حزب‌اللهی‌ها هم با چوب با آنها درگیر شدند. من هم به بچه‌های کمیته گفتم تا همه را دستگیر کنند. بعد از بازجویی از افراد و بازداشت عده‌ای و ضمانت گرفتن از عده‌ای دیگر دادگاهی در استادیوم ورزشی تشکیل دادیم که 2 هزار نفر هم تماشاچی داشت؛ همه جوانان شهر جمع شده بودند و ما می‌خواستیم هم حزب‌اللهی‌ها و هم مجاهدین‌خلقی‌ها را محاکمه کنیم.

 

  با تدابیری حزب‌اللهی‌ها یک وکیل گرفتند که آقای ابراهیم عسگری‌پور بود. آقای عسگری‌پور به عنوان وکیل حمله‌کنندگان به دفتر ابتدا صحبت کرد و خطاب به دادگاه گفت که من از موکلینم مشروط دفاع می‌کنم؛ چرا که کسی حق نداشت حمله کند، مملکت قانون دارد و هر کسی نباید هر کاری که می‌خواهد انجام دهد؛ ولی می‌خواهم بگویم که چرا جوانان این کار را کردند و بعد هم شروع کرد از بنیانگذاران مجاهدین خلق و افکار انحرافی آنها با استدلال توضیحاتی داد و پنبه مبانی فکری آنها را زد و موضع‌گیری‌های نفاق‌آلود آنها را روشن کرد. در پایان هم گفت: با توجه به مطالبی که گفتم به موکلینم تخفیف بدهید! در همین اثنا بود که به من گفتند: یک نفر از تهران آمده و با من کار دارد. بنده دیدم آقای محمد حیاتی از بچه‌های منافقین(مجاهدین خلق وقت) که در زندان با ما بود، آمده و بعد از سلام و علیک گفت که می‌خواهد وکالت بچه‌های مجاهدین خلق را برعهده بگیرد که من هم گفتم: قاضی باید اجازه دهد. بعد از مطرح کردن موضوع با قاضی وی از من پرسید که آیا فردی که می‌خواهد وکیل شود، حقوقدان یا طلبه است؟ من پاسخ دادم، نه، نیست. قاضی هم گفت: نمی‌تواند وکیل باشد. من هم نظر قاضی را به حیاتی اعلام کردم که حیاتی هم گفت پس چطور عسگری‌پور وکیل شده که من هم گفتم: عسگری‌پوردرس طلبگی خوانده است.

توکلی در ادامه اظهار داشت: این دادگاه، دادگاه پرآوازه، دقیق و منضبطی بود. دوهزار نفر که اکثرشان جوانان شهر بودند، آن روز به طور مستدل و مستند منافقین را شناختند.

  توکلی درباره حکم دادگاه هم افزود: در نهایت بچه‌های حزب‌اللهی به شلاق محکوم شدند که در شهربانی حکمش را اجرا کردیم و بعد از اجرای حکمشان به نفع دادگاه شعار دادند و رفتند. البته من با آنها صحبت کردم و گفتم که قانون را بپذیرید که آنها هم پذیرفتند و تا آخر هم در دفاع از دادگاه کم نگذاشتند و مجاهدین خلقی‌ها هم چون از اسلحه سرد استفاده کرده بودند حکمشان سنگین‌تر شد.

به گزارش بی باک، وقتی مخاطب این خاطرات شیرین که نشان از اوج عدالت ورزی برخی سیاسیون در صدر انقلاب است را می خواند، آرزو می کند که به همه مشکلات و کمبودهای آن دوران برگردد اما شاهد برخی بی عدالتی ها و فسادها نباشد.

ای کاش توکلی بخاطر خیانت یا اشتباه فاحشی که در ماجرای دعوت از جاسوس آمریکایی انجام داد، قبل از اینکه دیگران اعتراض کنند و یا اینکه مدعی العموم وی را احضار کند، خود بعنوان یک بچه حزب اللهی سابق اعتراف می کرد و برای محاکمه و مجازات اعلام آمادگی می کرد و بعد از مجازات به نفع دادگاه شعار هم می داد نه اینکه بعد از چنین خطا و خیانت بزرگی با کمال تاسف بگوید: من به اینکار افتخار می کنم و پشیمان هم نیستم!

یکی از مشکلات امروز کشورمان همین است که عده ای به فسادشان افتخار می کند. عده ای به خیانتهایشان افتخار می کنند. عده ای به انتصاب های جنجالی شان افتخار می کنند و عده ای بچه حزب اللهی های ارزشی هم به هر بهانه ای باید محاکمه شوند و برخی به ریششان دائما بخندند.

آقای توکلی؛ بچه حزب اللهی بخاطر تعهدش به قانون و حق همیشه کتک خور بوده و هست تنها تفاوتش در ماهیت ضاربین می باشد. در دوران رژیم شاه به ناحق از ساواک می خورد. در صدر انقلاب از امثال حضرتعالی بخاطر اعتقاد آنها به قانون و عدالت شلاق خور بود و در دوران دفاع مقدس ناجوانمردانه کتک خور رژیم بعث و امروز هم بر اساس عدالت علوی با کوچکترین خطایی خود تن به قانون می دهد و خلاصه اینکه اصولا حزب الله در دنیا کتک خورش خوب است و حتی در جمهوری اسلامی هم ظاهرا همه آزادند بجز بچه حزب اللهی که با کوچکترین خطایی خود عذاب وجدان گرفته و تن به قانون و عدالت می دهد و بعضا ناحق مورد ظلم قرار می گیرد. 

اگر حزب الله از فضای سایبر استفاده کند امثال حضرتعالی آن را خلاف قانون تلقی می کنید. اگر از یک نماینده خاص یا مسئول نقد بکند باید شدیدترین مجازات را بکشد اما توکلی ها راحت باشند تا دیروز که به بهانه اجرای عدالت بچه حزب اللهی ها را شلاق می زدند و امروز به بهانه قانون و فردا هم ...

اما سئوال اینجاست که چه زمانی وقت محاکمه، مجازات و شلاق خوردن هتاکان و جنجال آفرینانی چون علی مطهری که جهه پایداری را مسجد ضرار می خواند و صریحا بزرگانی چون علامه مصباح یزدی ـ که مورد تمجید صریح حضرت امام خامنه ای قرار گرفته است ـ و حضرت آیت الله خوشوقت و سایر بزرگان این جبهه را منافق قلمداد می کند، فرار می رسد؟! چه زمانی باید زمینه سازان ارتباط گیری جاسوس آمریکایی با مردم ایران را محاکمه و مجازات کرد؟! آقای توکلی چرا عدالت و قانونی که از آن دم می زنی باید به گونه ای اعمال شود که برخی تصورات دیگری در این زمینه داشته باشند؟  به هر حال به مردم این حق را بدهید که با مشاهده  تناقضات آشکار عملی از سوی حضرتعالی و دوستانتان و باوجود ادعاهای مکررتان مبنی بر خواندن دروس حوزوی و داشتن روحیه عدالت محوری، حین روضه خواندن شما صرفا بخندند هم به ریش شما و هم به ریش کسانی که با روضه های شما گریه می کنند.

سه شنبه 12 اردیبهشت 1391  10:04 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها