با اين حال تهيهكنندگان تلويزيون كمتر به اين مقوله توجه كرده مگر اينكه برنامهاي مناسبتي بهواسطه روز تولد يا بزرگداشت اين افراد تهيه شود كه معمولا اكثر آنها قالبي گزارشي و خبري دارد.
اين در حالي است كه زندگي و آثار بزرگاني مثل سعدي، حافظ و مولوي تا معاصراني مثل نيما، سهراب و اخوان ميتواند به توليد يك برنامه جذاب رسانهاي منجر شود.
بويژه اينكه ادبيات در عين تخصصي بودن به حوزه عمومي هم تعلق دارد و آميختگي آن با هنر موجب شده تا طيفهاي متنوع و فراواني از مردم مخاطب اين برنامهها شوند.
مثل همين برنامه مشاعره كه از شبكه آموزش پخش ميشود و در بين اقشار مختلف جامعه مخاطبان خود را پيدا كرده و اتفاقا از آن جمله برنامههايي است كه بهترين ظرفيت را هم از لحاظ مضمون و درونمايه كار و هم از نظر تعداد مخاطب براي پرداختن و توجه به بزرگان ادبي دارد.
براساس خبرهايي كه از گوشه و كنار در مورد ساخت برنامههاي تلويزيوني درباره بزرگان ادبي شنيده ميشود به نظر ميرسد صدا و سيما توجه بيشتري به اين مقوله نسبت به گذشته پيدا كرده و ميتوان اميدوار بود كه محصول اين رويكرد تازه، دستكم يكي دو برنامه ادبياتمحور جذاب باشد.
مثلا شنيده شده كه سري جديد برنامه تلويزيوني «هزار و يك شب» در چهار محور ادبيات، اجتماع، انديشه و فرهنگ و تاريخ با رويكرد گفتوگومحور روي آنتن شبكه 4 ميرود.
در اين برنامه قسمتي از مستند «سعدي در چين» ساخته رامين حيدري فاروقي به نمايش گذاشته ميشود.
قطعات آوازي با اشعار سعدي كه توسط استادان بارز آواز ايران غلامحسين بنان، محمودي خوانساري، حسين قوامي، عليرضا افتخاري و جلالالدين تاج نيز از اين برنامه پخش ميشود.
همچنين مستند «آيينه فرهنگ» تاثير و آثار شخصيتهاي ادبي و فرهنگي را در جامعه به تصوير ميكشد.
مستند آيينه فرهنگ به صورت غيرمستقيم آثار و تاثير شخصيتهاي فرهنگي و ادبي را در زندگي افراد و علاقهمندان به ادب و هنر معرفي ميكند.
انعكاس اين آثار در مجموعه مستند پرتره «آيينه فرهنگ» در قالب مصاحبه مردمي و به تصوير كشيدن آثار بهجاي مانده بزرگاني چون سعدي و اقبال لاهوري است.
شكلگيري چنين برنامههايي اگرچه ميتواند اميدواركننده باشد و علاقهمندان حوزه ادبيات، شعر و شاعري را به تلويزيون پيوند بزند، ولي با توجه به جايگاه و ارزش ادبي و هنري اين بزرگان در فرهنگ و تمدن ايراني تعداد اين برنامهها خيلي كم بوده و مستلزم توجه بيشتر به اين مقوله است.
شايد بخشي از ضعف در كممخاطب بودن اين برنامهها را فارغ از عدم جذابيت اجرايي آنها بايد در پررنگ بودن سويه تخصصي آنها دانست.
بسياري از برنامههاي ادبي راديو و تلويزيون واجد نكات مفيد و كارشناسانه است، اما به دليل فقدان جذابيتهاي رسانهاي و بيتوجهي به مخاطبان عام در عمل چندان موفق نيست.
اين در حالي است كه برنامههایي از جنس «كاروان شعر و موسيقي» كه از شبكه دوم سيما پخش ميشد يا همين مشاعره شبكه هفت يا قبلترها برنامه بهيادماندني «شاخه طوبي» نمونههايي از برنامههاي موفق ادبي بودند كه مخاطب عام هم داشت.
تاكيد بر مخاطب عام به معناي سطحي شدن اين برنامهها نيست، بلكه ادب و ادبيات از آن دست مقولاتي است كه مثل مهندسي و پزشكي، يك دانش تخصصي نبوده و از آنجا كه با دل و احساس سروكار دارد بسياري از مردم با آن ارتباط برقرار ميكنند و آشنايي قبلي با اين مقوله دارند.
در كنار برنامههايي مثل مسابقه كه شعرخواني را مبناي يك مسابقه و رقابت تلويزيوني قرار داده، ميتوان شخصيتشناسي در حوزه ادب و هنر را نيز دستمايه ساخت يك رقابت جذاب تلويزيوني قرار داد كه در كنار اطلاعرساني و آگاهيبخشي به ايجاد سرگرميهاي آموزنده نيز كمك ميكند.
تجربه نشان داده و يافتههاي روانشناسي يادگيري نيز بر آن تاكيد ميكند كه آموزش و فرهنگسازي در بستر بازي و سرگرمي از جمله بهترين روشهاي آموزشي و انتقال مفاهيم علمي به ديگران است.
شكلگيري مسابقات تلويزيوني براساس شخصيتشناسي ادبي ميتواند به انتقال ميراث ادبي به نسل جديد كمك زيادي كرده و بسياري از جوانها را با مشاهير و مفاخر علمي و ادبي آشنا كند.
اگر هيچ رسانهاي مثل تلويزيون واجد قدرت الگوسازي در جامعه نيست پس چرا نبايد رسانه ملي از ظرفيتهاي ادبي و شخصيتهاي درخشاني كه داريم الگوسازي كرده و از اين طريق نسل جوان را از بحران هويت مصون نگه دارد.
در توليد برنامههاي رسانهاي ـ ادبي بايد به هر دوسويه كار توجه شود تا برنامه از قدرت تاثيرگذاري بر مخاطب برخوردار باشد.
اگرچه سعدي شيرينسخن است اما يك برنامه كاملا تخصصي ميتواند از ملاحت آن بكاهد و تماشاي برنامهاي درباره سعدي را ملالانگيز كند لذا تقويت عناصر و مولفههاي رسانهاي در افزايش مخاطبان اين برنامهها تاثير گذاشته و با رضايت آنها همراه ميشود.
از هر طرف و با هر جهت كه به برنامههاي تلويزيون بنگريم و با همه تلاشهايي كه در زمينه ادب و هنر شده، اما هنوز جاي بزرگان ادبيات كهن ما در تلويزيون خالي است.