0

دوباره ما را شير نكنيد!/ پیشنهاد 'درازگوش 2' جواب نمی‌دهند

 
qodrat
qodrat
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : بهمن 1389 
تعداد پست ها : 12046
محل سکونت : تهران

دوباره ما را شير نكنيد!/ پیشنهاد 'درازگوش 2' جواب نمی‌دهند

 مشاور فراري مهدي كروبي، پيشنهاد نقض «تحريم انتخابات» و حضور در مرحله دوم آن را شبيه سناريوي «اسب تروا» در راهپيمايي 22بهمن دانست كه به نفع نظام تمام شد.

 
به گزارش جهان، به دنبال پيشنهاد چندي پيش مهدي خزعلي در اين زمينه، مجتبي واحدي در پاسخ نوشت: او دهم دي سال گذشته اعلام كرده بود براي اولين بار راي نمي دهد و از خانه خارج نمي شود. اما اكنون توضيح نداد كه از آن تاريخ چه تغييري در شرايط به وجود آمده است. ديگر اينكه افراد ديگري در اين 3 سال هزينه هاي بسيار سنگين تري از آقاي خزعلي پرداخته اند و هم اكنون در زندان هستند و هم چنان بر ايده عدم مشاركت در انتخابات پافشاري مي كنند. ايشان اصلاً از كجا مي داند كه مجريان و ناظران نتيجه را درست اعلام مي كنند؟(!)

وي در ادامه اين مطلب كه توسط گويانيوز منتشر شده ماجراي مضحك اسب تروا را كه در محافل ضدانقلاب به «سناريوي درازگوش تروا» معروف شد، يادآوري مي كند و مي گويد: پيشنهاد آقاي خزعلي را يادآور پيشنهاد يكي از نويسندگان مرتبط با اصلاح طلبان [ ابراهيم نبوي و مهاجراني و حلقه جرس] در آستانه راهپيمايي بيست و دوم بهمن 88 مي دانم. آن راهپيمايي، نخستين راهپيمايي بيست و دوم بهمن بود كه پس از انتخابات بيست و دوم خرداد 88 برگزار مي شد و پرشور بودن آن براي حاكميت، اهميت فراوان داشت. 

نويسنده وابسته به سايت اصلاح طلب، خواستار پياده شدن «الگوي اسب تروا در ميدان آزادي» شد. او به طرفداران جنبش سبز پيشنهاد داد؛ «پيشنهاد مي كنم مدلي فرض كنيم مانند جنگ تروا. يعني در ساعت مناسب به محل هاي برگزاري مراسم برويم، و بدون اينكه ماهيت خود را آشكار كنيم، تا يك زمان مشخص، مثلاً تا لحظه آغاز سخنراني سخنران اصلي مراسم، از نشانه هاي سبز استفاده نكنيم و سپس به يكباره همه نشانه هاي سبز را بر پيشاني و سر و دست بنشانيم. در اين حال سبزها مي توانند به سرعت همديگر را يافته و كنترل مراسم و شعارها را در دست بگيرند.»

واحدي مي افزايد: در آن زمان، هيچ كس به خود اجازه نداد اين سؤال را مطرح كند كه طرفداران چگونه قرار است اطرافيان خود را شناسايي و بدون افتادن به دردسر، نمادهاي سبز را به نمايش درآورند؟ نكته جالب در پيشنهاد «اسب تروا در ميدان آزادي» اين بود كه از طرفداران مي خواست حتي الامكان با ظاهري شبيه به حزب الهي ها و شركت كنندگان سنتي تظاهرات بيست و دوم بهمن، در مراسم حضور يابند. 

به عبارت ديگر، حاضران در ميدان آزادي، هيچ تمايز ظاهري از يكديگر نداشتند و اين، كار را بر طرفداران جنبش سبز سخت تر مي كرد. اكنون دكتر خزعلي همان پيشنهاد را كرده و همان نتيجه اي را خواهد داشت كه «پيشنهاد اسب تروا در ميدان آزادي و براي حكومت به ارمغان آورد. مي دانيد چه نتيجه اي؟ تصاوير مربوط به حضور «راي دهندگان» را به عنوان «لبيك گويان به نظام» به سراسر دنيا مخابره مي كنند و با خود مي انديشد كه «چه چيز موجب اعتماد اين گروه از راي دهندگان، به مجريان و ناظران انتخابات شده است؟»

خاطرنشان مي شود سناريوي صهيونيستي- آمريكايي تحريم انتخابات در 12اسفند 90 باعث غيرت مضاعف ملت ايران و بر جاي گذاشتن ركورد مشاركت كم سابقه 65 درصدي شد.

خلاصه اينكه مردم با حاكميتند و هيچ غلطي نمي توانيم بكنيم 

در همین حال، کیهان نوشت: عضو خوش نشين حزب مشاركت در بلژيك معتقد است «انقلاب اسلامي تنها تجربه موفق ارتباط جنبش اجتماعي با اقشار محروم بود و همين پايگاه اجتماعي باعث ناكامي جنبش سبز شد».

رجب مزروعي در پايگاه اينترنتي «نداي سبز آزادي» نوشت: ميزان ناكامي جنبش ها در پيوند با اقشار محروم، از جنبش مشروطه به بعد محل بحث و جدل بسيار بوده است. به طور مثال احزاب چپ ماركسيستي كه در ايران شكل گرفتند (مثال بارزش حزب توده) با اينكه گروه هدفشان براي بسيج اجتماعي طبقه كارگر با زحمتكشان بوده هرگز موفق به ارتباط وثيق با اين اقشار محروم و برانگيختن آنها براي پيشبرد يك جنبش اجتماعي و سياسي نشدند، و به تعبير كيانوري در خاطراتش، كه تجربه بيش از چهل سال كار در حزب توده و سالها دبيركلي اين تشكل را داشت، حزب عمدتا به مركزي براي جلب و جذب روشنفكران و تحصيلكردگان طبقه متوسط شهري تبديل شده بود و اينها چندان سنخيتي براي ارتباط با طبقه كارگر نداشتند. تنها تجربه موفقي را كه مي شود در ارتباط جنبش اجتماعي با اقشار محروم بدان اشاره كرد انقلاب اسلامي است. با اينكه موتور محركه اين انقلاب هم طبقه متوسط شهري بود اما به دليل ايدئولوژي انقلاب و رهبري روحاني آن براحتي توانست از طريق شبكه روحانيت و مساجد با اقشار محروم جامعه ارتباط برقرار كند و پيام انقلاب را در حمايت از مستضعفين و احقاق حقوق و شخصيت بخشيدن بدانها برساند، و پيوستن اين اقشار محروم حاشيه شهرها و روستاها بود كه صبغه وسيع مردمي به انقلاب بخشيد و اسباب پيروزي آنرا فراهم ساخت.

وي مي افزايد: اقشار محروم به پايگاه رأي جناح اقتدارگرا تبديل شده و اساسا حاكميت قدرتش را بر دوش اين جمعيت استوار كرده و پايگاه هاي بسيج و عمده نيروهاي نظامي و انتظامي و لباس شخصي ها برآمده از درون اينها هستند و به لحاظ ايدئولوژيكي نيز با ايدئولوژي حاكميت همخواني دارند. از اين رو به نظر مي رسد جنبش سبز نتوانسته ارتباط موثري با آنها برقرار كند و آنها را به نفع خود به حركت درآورد و طبعا در بهترين حالت مي توان انتظار داشت 10 تا 20 درصد آنها در شرايط انتخاباتي به نفع جنبش سبز رأي دهند.

مزروعي در پايان نوشت: خلاصه آن كه پايگاه حركتي جنبش سبز در ميان گروه هايي است كه حاضر به ريسك پذيري و خطر كردن زياد نيست در حالي كه پايگاه اجتماعي اقتدارگرايان عمدتا معطوف به طبقات فرو دست اجتماعي است كه ريسك پذيري بالا دارند و مي توانند نيروهاي حاضر و آماده براي سركوب و هركار ديگر باشند.
نامبرده به هنگام حضور در مجلس ششم با اختصاص يارانه به اقشار محروم مخالفت كرده و گفته بود اگر مرگ موش را هم مجاني توزيع كنند، مردم براي آن صف مي كشند!
یک شنبه 10 اردیبهشت 1391  7:21 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها