0

دل نوشته ای برای یک دکتر واقعی(دکتر آبدارچی)

 
nikbakht88
nikbakht88
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1388 
تعداد پست ها : 5887
محل سکونت : تمام ایران سرای من است

دل نوشته ای برای یک دکتر واقعی(دکتر آبدارچی)

 دکتر که آبدارچی زائران شهدا بود

وبلاگ "دل نوشته" توسط بیقرار نوشت:

دل نوشته ای برای یک دکتر واقعی(دکتر آبدارچی)

روزها را شب میکنی و زیر نور چراغ مطالعه در خوابگاه داشگاه درس میخوانی که روزی روپوش سپیدی بر تن کرده تا به تو بگویند آقای دکتر با در آمد چند میلیونی , ماشین آخرین سیستم,مطب شیک و کلی آدم جور واجور که برای درمان دردشان به سراغ توی می آیند و برای همه هم کلاس میگذاری تازه وقتی ازدواج میکنی همسرت به همه پز میدهد و تو را در جمع اقوام آقای دکتر صدا میکند(البته من ندیدم خاله ام که همسرش دکتر است به او بگوید دکتر او یک استثا است) به این صورت دکتتتتتتتتتتتتتر جون تو هم میگویی بله خانم دکتر (به قول معروف همسر دکتر هم یک پا خانم دکتر است برای خودش) و کلی دل بقیه غنج میرود برای بده بستان عاطفی شما دوتا

اما در این ایام عید کسی را دیدم که نگاهم را عوض کرد ,دکتری از جنس مردم (البته به هلوی آقای پرزیدنت نمی رسید)دکتری که بوی انسانیت مثل بسیاری از پزشکان از او به مشام میرسید دکتری که در نگاهش عشق ,محبت , انسانیت موج میزد دکتری که تنها دکتر آبدارچی بود که من میشناختم. دکتر رضا خسروی داشجوی پزشکی دانشگاه باهنر کرمان با رتبه 600 در کنکور و معدل 19 .دکتری که هم آبدارچی بود هم زائران را طبابت میکرد وقتی میخواست از پیشم برود دلم را کند و با خودش برد به دیار کرمان دیار کریمان و رفیقان, دیار مردمان دل سوخته بیابان

شرح ما وقع: امسال نیز مانند سالها قبل شهدا ما را طلبیدند و توفیقی نصیب ما شد تا این ایام تعطیلی را که سالهای نوجوانی در خانه پای فیلم ها کم محتوای تلویزیون سپری میکردیم امسال در کنار مزار شهدا خوزستان بگذرانیم با یک تفاوت نسبت به سال های قبل آن هم اینکه سالهای قبل مدتی از ایام در کنار خانواده نبودم اما امسال از 24 اسفند تا 15 فروردین در منطقه بودم در مقری که من توفیق خادمی داشتم توی اهواز یه خادم برامون اومد به اسم رضا خسروی وقتی دوستاش با هاش سلام علیک کردن و بهش گفتن آقای دکتر من فکر کردم دارن مسخرش میکنن ( اخه ما یه نیروی خدماتی توی مجموعه داشتیم خالی بند بود بچه ها بهش میگفتن آقای دکتر) اما دیدم نه جدی میگن بعد که برام توضیح دادن خیلی برام جالب بود که واقعا دکتر هست و اومده که خدمتگزا زائران شهدا باشه اونم کسی که تمام سال درس میخونه اونم این رشته سخت تنها فرصت تفریحش رو اومده داره کار میکنه برای شهدا چه سری توی این خون مطهر شهدا هست که عالم آدم و رو دیوونه خودشون کردن نمی دونم چی میشه این آدم ها از همه اطراف ایران می یان توی این بیابون توی این صحرا که چی کار کنن دنبال چی میگردن . شهدا ریختن خونشون تمام منیت ها رو شکستن همه در مقابل عظمت شون احساس حقارت میکنن

خلاصه ما هم نامردی نکردیم یه کار پایین بهش دادیم گفتیم شما مسئول چایی (البته غیر از حمالی هایی که ازش میکشیدم)اون بنده خدا هم قبول کرد . اتفاقا کار سختی هم بود چون شب ها دیر میخوابید و روز هم باید اولین نفر بیدار میشد چون بلافاصله بعد از نماز صبح صبحانه میدادیم بعدم بی سیم ها رو تحویلش دادیم اونم در به در دنبال ماهها میگشت آخر شب که بی سیم ها رو جمع کنه

دکتر رضا خسروی کسی که از روی دستش عشق به شهدا را بازنویسی کردم کسی که منیت ها را اسم ها را عنوان ها را کنار گذاشت و بار دیگر اثبات کرد خون شهید بیدار کننده عالم است و به قول شیخ شهید استاد مرتضی مطهری خون شهید از قلم عالم برتر است

 

آزادنگر

دکتر آبدارچی  دکتر واقعی

پنج شنبه 7 اردیبهشت 1391  10:15 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها