0

خطبه فدکیه نماد معرفت، زمان‏شناسى و مبارزه آگاهانه‏

 
mehdi0014
mehdi0014
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : مرداد 1389 
تعداد پست ها : 287351
محل سکونت : آ.غربی-سولدوز

خطبه فدکیه نماد معرفت، زمان‏شناسى و مبارزه آگاهانه‏

نسخه چاپيارسال به دوستان
خطبه فدکیه نماد معرفت، زمان‏شناسى و مبارزه آگاهانه‏

خبرگزاری فارس: نهاده شدن نام «فدکیه» بر خطبه عالمانه و آتشین حضرت زهرا(س) صرفاً بیانگر جهت صدور این خطبه بى‏مانند را بیان مى‏کند و محتواى این سخنرانى آنچنان عمیق و گسترده است که موضوع غصب فدک در برابر عمق و گستردگى آن جز «بهانه‏اى» به نظر نمى‏آید.

خبرگزاری فارس: خطبه فدکیه نماد معرفت، زمان‏شناسى و مبارزه آگاهانه‏

نهاده شدن نام «فدکیه» بر خطبه عالمانه و آتشین حضرت زهرا(س) صرفاً بیانگر جهت صدور این خطبه بى‏مانند را بیان مى‏کند و محتواى این سخنرانى آنچنان عمیق و گسترده است که موضوع غصب فدک در برابر عمق و گستردگى آن جز «بهانه‏اى» به نظر نمى‏آید. نگاه عمیق به معارف اساسى دین و بیان واقعیت‏هاى اجتماعى در کنار یادآورى مسؤولیت آحاد افراد جامعه اسلامى نسبت به آن معارف و این واقعیت‏ها به همراه تبیین انحراف به‏وجود آمده بعد از پیامبر(ص) و علت آن در سطح خواص و عامه افراد جامعه، موضوعات مهمى است که نه فقط داروى درد آن روز، که مرهم زخم تمامى آسیب‏هاى جامعه اسلامى در طول تاریخ خواهد بود که علاوه بر ابعاد معرفتى دین‏شناسانه، ابعاد جامعه‏شناسانه سیاسى را نیز در بر دارد.

 

 

  ابعاد عظمت خطبه‏

اظهار عجز از بیان عظمت، کمترین کارى است که هر مدعى وقتى در مواجهه با این خطبه ماندگار، فراروى خود مى‏بیند. خطابه‏اى که از باب «تکلموا تعرفوا فان المرء مخبوء تحت لسانه» آیینه‏اى هرچند با ابعاد کوچک، براى نمایاندن بلنداى شخصیت حضرت زهرا(س) مى‏باشد.

از نظر موقعیت خطیب و خطابه نیز این خطبه بسیار قابل ملاحظه است. دختر رسول خدا(ص) در حال گذراندن روزهاى سخت تألم فقدان آن حضرت و روزهاى سخت‏تر مواجهه با انحراف عمیق جامعه اسلامى و به حسب ظاهر در زمانى که مى‏بیند به حق مسلم دینى و عرفى او - به عنوان آغازى براى زیر پا گذاشتن قوانین اسلام و پایمال نمودن حق اهل البیت(ع) - تعرض و تعدى آشکار صورت گرفته و... چنین خطابه‏اى را ایراد مى‏فرمایند.

جهت دیگر عظمت این سخنرانى، عمق معانى و گستردگى معارفى است که مورد توجه حضرت قرار گرفته که وقتى در کنار زیبایى ظاهرى و فصاحت و بلاغت آن قرار مى‏گیرد، مصداق «نور على نور» را تداعى مى‏نماید.

 

  مقدمه خطبه یا خطبه خطابه‏

معمول و مطلوب است که سخنرانى مانند هر کار داراى اهمیت دیگرى با یاد و نام خداى متعال و با درود و صلوات بر رسول الهى و خاندان اطهار آن حضرت آغاز گردد که به این منظور در سخنرانى‏ها در ابتداى سخن، حمد و ثناى الهى بیان مى‏شود که به آن «خطبه کلام» مى‏گویند. بزرگانى که به اهمیت این بعد به عنوان قسمتى اساسى از سخن - و نه به صرف یک تشریفات ظاهرى - مى‏نگرند، در همین «خطبه کلام»، از جهات مختلف به‏طور کامل هنرنمایى مى‏نمایند که از این منظر این خطبه در فراز قله عظمت قرار دارد. حضرت زهرا(س) در این قسمت از بیان نورانى خویش علاوه بر بیان حمد و ثناى الهى و علت و تأثیر آن، به بیان توحید بارى تعالى پرداخته و به گونه‏اى اعجاب‏برانگیز به تبیین چرایى پذیرش توحید و چگونگى خدانمایى مخلوقات گسترده و با عظمت خلقت پرداخته‏اند.

حضرت آنگاه به شهادت به نبوت رسول خدا(ص) پرداخته و ضمن آن به برگزیدگى آن حضرت و چرایى آن و نیز به بیان مأموریت الهى آن پیامبر با کرامت الهى و نهایتاً فرجام با عظمتش در رجوع الى الله تصریح مى‏نماید.

 

  محورهاى خطبه‏

گذشته از «خطبه کلام» این سخنرانى از ابتداى توجه حضرت به مخاطبین، روندى بسیار دقیق و عمیق را پى مى‏گیرد تا فدک و غصب آن‏را به بهانه‏اى براى ارائه سندى ماندگار از آنچه پس از پیامبر در جامعه اسلامى و به‏خصوص در زمینه خلافت به‏وقوع پیوسته، تبدیل نماید. به‏طورکلى محورهاى مهم این مسیر جامع در این سخنرانى را مى‏توان در چند بند خلاصه نمود:

1. بیان مسؤولیت بندگان خدا در برابر خدا و دین و قرآن. (به‏طور طبیعى در این قسمت، حضرت مقدارى به بیان جایگاه قرآن و تبیین هدف خداى متعال از دستورات دین - در قالب فلسفه احکام و شرایع - پرداخته‏اند.)

2. تبیین دقیق جامعه‏شناسانه وضعیت جامعه اسلامى قبل و پس از بعثت پیامبر(ص) که اشاره به تلاش‏هاى رسول خدا(ص) و روش مجدانه آن حضرت که ثمره آن در گرایش و پذیرش جامعه نسبت به اسلام نمایان شد را به همراه دارد.

در این قسمت و به عنوان بیان عامل جانبى موفقیت رسول خدا(ص) در انجام مسؤولیت مهم خویش، به بیان تأثیر مجاهدتهاى بى‏مانند على(ع) نیز پرداخته شده و نقش آن حضرت در آن زمان که بسیارى از افراد به زندگى عادى و بهره‏هاى مادى آن سرگرم بودند، پرداخته است.

3. بیان جامعه‏شناسانه دقیق وقایع پس از پیامبر و وقوع انحراف و تبیین علت آن در میان خواص و عامه آحاد افراد جامعه. در این قسمت حضرت ضمن اشاره به سرعت ایجاد این انحراف نسبت به رحلت رسول خدا(ص)، این انحراف را از منظرهاى مختلفى مورد موشکافى و دقت قرار داده‏اند.

از نظر بیان عوامل ایجادکننده و به‏وجود آورنده این انحراف، حضرت به موضوع نفاق به معناى اعم آن اشاره مى‏نمایند. نفاق در این معنا شامل همه کسانى که اسلام را در ظاهر و با انگیزه‏هاى مادى همچون انگیزه حکومت و جانشینى پس از پیامبر پذیرفته‏اند، مى‏شود. مطابق بیان حضرت، ظهور و بروز این نفاق پنهان نگاه داشته شده، زمینه را براى اغواى اجتماعى شیطان فراهم ساخت و مردمى را که گمان مى‏کردند در پى جلوگیرى و یا رفع فتنه پس از رحلت پیامبر خویشند به میانه میدان فتنه افکند.

عامل این روند غلط از نظر حضرت زهرا(س) مطابق بیان این خطبه، رها کردن کتاب خدا و حقیقت دستورات اسلام است. این امر موجب شد که جامعه به سوى خاموش ساختن نور دین و محو سنت‏هاى اساسى پیامبر اکرم(ص) در ساختن جامعه اسلامى حرکت کند که نماد همه این‏ها از نظر حضرت، در رها نمودن عترت رسول خدا و پایمال نمودن جایگاه و حق آن‏ها، تجلى یافت. موضوع فدک و غصب آن و طرح مسأله ارث نگذاشتن پیامبران بنا به این تحلیل، نمونه‏اى از این پایمال نمودن حق عترت و بى‏توجهى به جایگاه آن‏ها به عنوان ثمره انحراف ایجادشده در سطح جامعه، تحلیل مى‏شود نه صرفاً یک موضوع فردى و اقتصادى.

4. تبیین عالمانه و قرآنى اشتباه فاحش خلیفه در زمینه عدم ارث از پیامبر. مطابق این خطبه در حقیقت تبدیل یک تهدید به فرصتى بزرگ براى آشکار ساختن جدایى جاهلانه و آگاهانه مدعیان جانشینى رسول خدا بوده است.

چگونه برخلاف نص صریح قرآن برداشت و حکم مى‏شود و آیا نام حاکمانى که چنین روندى را در پیش گرفته‏اند مى‏توان جانشینان رسول خدا و خلفاى جامعه اسلامى گذارد؟

5. تحریک «انصار» به یارى دین و انجام مسؤولیت. اگرچه حضرت زهرا(س) در ابتداى سخنرانى و پس از خطبه کلام به بیان مسؤولیت مسلمانان به‏صورت عام و نظرى پرداخته بودند اما با تبیین عمق انحراف در خصوص غصب فدک و تفهیم ربط این خبط بزرگ با انحراف و نابودى اسلام، حضرت زهرا(س) یاوران اسلام را به تکرار تلاش‏هاى گذشته‏شان در دفاع از دین فرا مى‏خواند و به گونه‏اى واضح به آن‏ها مى‏فهماند که آنچه در حال رخ دادن است، هجوم دوباره به اصل اسلام است که در چنین فرضى، بودن یا نبودن شخص رسول خدا(ص) در مسؤولیت دینى مسلمانان و وجوب انجام وظیفه آن‏ها دخلى ندارد و به تعبیر حضرت، هر که این‏بار از یارى دین شانه خالى کند به گذشته بى‏دینى خویش عقب‏گرد نموده است.

انتهای پیام/

 
 
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1391  9:20 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها