شايد بيش از هر عاملي، افت خسرو به انجام بازيهاي پياپي و بدون هيچگونه نظم و استراحتي برگردد، چرا كه او مرتبا از اردوهاي ملي به اردوهاي باشگاهي و سپس مسافرتهاي متعدد براي مسابقههاي ملي و باشگاهي اعم از دوستانه، ليگي، جام حذفي، ليگ قهرمانان آسيا و ديگر ديدارهاي رسمي و تداركاتي درحال نقل و انتقال بود و همين افراط كه ماحصل برنامهريزيهاي غيرهمهجانبه مسوولان بود به فرسايش، فوتبالزدگي و مصدوميتهاي خطرناك و مخل اين بازيكن و بازيكنان كليدي ديگري نظير مجتبي جباري، آندو تيموريان و ... انجاميد.
نگاهي به بيوگرافي ورزشي اين بازيكن مليپوش نشان ميدهد كه اتفاقا فوتبال حيدري در كنار همان دو بازيكن همسالش (جباري و تيموريان) و از تيمهاي پايه باشگاه استقلال آغاز شده است! وقتي مثلث طلايي جوانان استقلال كه مربيگري آن را مرفاوي برعهده داشت از هم پاشيد كه اين سه بازيكن پراستعداد، هماهنگ و خلاق به دوران خدمت سربازي رسيدند؛ به اين ترتيب كه مجتبي جباري و آندرانيك تيموريان راهي ابومسلم شدند تا در تيم رويايي آن زمان، ابومسلم (به مربيگري ميثاقيان) نقش بسيار باارزش خود را در كنار بازيكناني نظير خلعتبري، بادامكي، حسيني، منصوري، گردان و ... ايفا كنند و حيدري كه از اين دو رفيق شفيق خود جدا شده بود به پاس رفت تا با اين تيم، تحت هدايت جلالي و دنيزلي هم قهرماني و هم نايبقهرماني ليگ را تجربه كند.
عملكرد خسرو در تيم پاس آنقدر درخشان و بارز بود كه رنه سيموئز، سرمربي برزيلي وقت تيم اميد، او را به عنوان بازيكن فيكس ايران در بازيهاي آسيايي دوحه به خدمت گرفت تا تيم يكدست ايران تنها به دليل شكست از ميزبان قهرمان آن بازيها، صاحب مدال برنز شود.
بعد از اين دوره بود كه صمد مرفاوي و امير قلعهنويي محصول رشديافته باشگاه خود را به استقلال برگرداندند تا او به ركن موفقيتهاي پياپي امير قلعهنويي تبديل شود.
قلعهنويي كه حيدري را به دليل نداشتن بازيكن مناسبي در سمت راست خط دفاعي، به اين پست منتقل كرده بود، چنان بازيهاي درخشاني از او گرفت كه تقريبا همه هواداران استقلال، حضور اين بازيكن را به عنوان بخش عمدهاي از موفقيتهاي تيم آبي پذيرا شدند.
حيدري كه پيش از آن به عنوان هافبك چپ، هافبك راست و هافبك نفوذي در پاس و تيم اميد بازي ميكرد در پست جديد خود (مدافع راست) با دوندگيهاي بيامان و حركات پا به توپ فوقالعادهاش زمينه اغلب يورشهاي موفق استقلال را به وجود ميآورد.
به هر حال رفتن قلعهنويي از استقلال به سپاهان و از سويي اصرار اين مربي به انتقال حيدري به سپاهان و تلاش زياد مربيان و مديران باشگاه آبي به حفظ اين بازيكن، حواشي و جنجالهاي زيادي به وجود آورد كه سرانجام اين غائله با موفقيت زردپوشان اصفهاني و انتقال بازيكن به سپاهان ختم شد.
هرچند يك سال بعد، حيدري سپاهان را ترك كرد و به استقلال برگشت؛ بازيكني كه هرچند ديگر در حد و اندازههاي سابق خود نبود و به سبب تمرينها و مسابقههاي بيش از حد با فرسودگي و آسيبديدگيهاي خطرناك دست به گريبان بود اما تجربه، تعصب، تكنيك و انعطاف بالاي اين بازيكن در پستهاي مختلف، عصاي قابل اتكايي براي انجام موفق طرحهاي مدنظر مربيان و كادر فني باشگاه محسوب ميشود.
به هر حال با شناختي كه از خصوصيات فني و اخلاقي اين بازيكن چندپستي (كه توانايي بازي در خطوط حمله، مياني و دفاعي را به شكل شايستهاي داراست) در اختيار داريم، مطمئنيم او پس از گذار از دوران سخت فرسودگي و آسيبديدگيهايش ميتواند تا چند سال ديگر به عنوان بازيكن مفيد و موثر در خدمت فوتبال ملي و باشگاهي ايران باشد.