0

دلتنگي من از فوتبال

 
hasantaleb
hasantaleb
کاربر طلایی1
تاریخ عضویت : شهریور 1387 
تعداد پست ها : 58933
محل سکونت : اصفهان

دلتنگي من از فوتبال

جام جم آنلاين: گاهي آدم دلتنگ مي‌شود. دلتنگي خصلت آدميزاد است. دلتنگي انگار كه همزاد آدميزاد است. بهانه‌هاي دلتنگي هميشه هست. بهانه‌هاي ناراحتي هميشه هست.

شير گران مي‌شود به ياد بچه‌هاي در حال رشد مي‌افتي و دلتنگ مي‌شوي. به قول آن آقاي شاعر كه خدا بيامرزدش: «دل‌من مي‌گيرد كه قناري‌ها را پر بستند.» اما، بعضي دلتنگي‌ها هست كه آدم را متعجب مي‌كند. بعضي دلتنگي‌ها هست كه اگر بگويي، براي تمام اهل دل آشنا و قابل درك است.

دلتنگي‌ها و غم‌هايي هست كه براي تمام اهل نداري‌و زيرخط فقر آشنا و قابل درك است. اما بعضي دلتنگي‌ها غريب است. غريبه است.

مثلا شايد، حتي خنده‌دار باشد كه دلتنگ جماعت فوتبالي بشويم. مثلا عجيب و غريب است كه عادل‌خان فردوسي‌پور را ببينيم و دلمان بگيرد. اما حقيقت دارد.

حقيقت دارد كه گاهي بايد هواي دلتنگي‌مان را به سمت و سوي استاديوم‌هاي ورزشي ببريم. آدم اگر آدم است دلش مي‌گيرد وقتي برنامه نود را مي‌بيند. نمره نود، بيست است اما نمره جماعت استاديوم رو چند است؟

دلتنگي من امروز نودي است. نود تنها يك برنامه ورزشي نيست. اشتباه است كه نود را فقط بچه‌هاي فوتبالي و بچه‌هاي تيم ملي و استقلالي‌ها و پرسپوليسي‌ها و تراكتوري‌ها و شاهيني‌ها و انزلي‌چي‌ها ببينند.

اشتباه است كه نود را ببينيم و دلمان غنج برود وقتي مي‌بينيم اين مربي با آن مربي كل‌كل مي‌كند و آن مدير عامل با آن يكي داور بگو مگو مي‌كند.

اشتباه است كه نود را ببينيم و فقط صداي داوري را بشنويم كه حين صحبت از آنچه در استاديوم بر او رفته و بي‌تعارف بگويم فحش‌هايي كه شنيده است به گريه مي‌افتد.

اشتباه است كه فوتبال را جدي نگيريم. اشتباه است كه فوتبال را و نود را و عادل فردوسي‌پور را فقط فوتبالي‌ها جدي بگيرند و تا نيمه‌هاي شب به پايش بنشينند.

چون كه صد آيد نود هم پيش ماست. صد در جامعه ما سد‌هايي از ادب و متانت و مردانگي و جوانمردي است كه گويا ترك برداشته است و اگر بشكند نود را و من را و همه را چه بسا با خود ببرد.

چه خوب است اگر فوتبال را همه ما جدي بگيريم. چه خوب است كه آسيب‌شناسان ما هم برنامه نود را ببينند. چه خوب است كه آدم حسابي‌هاي مملكت هم يك بار براي هميشه بروند و استاديوم‌ها را ببينند.

هر استاديومي به يك‌بار رفتن مي‌ارزد. درست مثل هر كتابي كه خيلي‌ها مي‌گويند به يك بار خواندن مي‌ارزد. حيف است كه عادل فردوسي‌پور جواني‌اش را هدر بدهد و هر هفته آسيب‌هاي ورزشي را بگويد و بگوييم: «خوب، فوتبال است ديگر.»

همين فوتبال است كه به يكباره در آن پنجاه، شصت هزار آدم يكصدا بد و بيراه مي‌گويند. همين فوتبال است كه كه گاهي دلتنگمان مي‌كند.

همين فوتبال است كه نمي‌دانيم با آن چه كنيم. همين فوتبال است كه يك‌شبه بعضي‌ها را ميليونر و ميلياردر مي‌كند و خيلي‌ها را بي‌ادب و بي‌نزاكت.

كاش هركدام از ورزشي‌ها كه اين يادداشت را مي‌خواند نگويد كه «آخه آدم حسابي تو تا حالا يه عكس با شورت ورزشي انداختي كه....»

اما من كه از فوتبال نمي‌نويسم. من از آسيب‌هاي اين فوتبال مي‌گويم. من دلتنگ و دلنگران، فوتبالي مي‌نويسم كه برخي اهالي آن آنقدر گفته‌اند عكس با شورت ورزشي كه كمتر آدمي مي‌تواند بيايد وسط مستطيل سبز و جار بزند: آي آدم‌ها، به خدا اين، تنها فوتبال نيست.

آي آدم‌ها فوتبال يك پديده اجتماعي است. يك مساله اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي است. فوتبال بايد براي همه مهم باشد. فوتبال اگر فوتبال باشد براي همه مهم است. آن بازي تاريخي 8 آذر كه يادتان هست.

پس من هم مي‌خواهم از فوتبال بنويسم. من مي‌خواهم بگويم آي فوتبالي‌ها بس نيست؟ بس نيست كه هر كجا مي‌رويد و هر كه شما را مي‌بيند ـ سواي پولي كه داريد ـ چندان جدي نمي‌گيرد، انگار.

فوتبال زيبا، پاك و مودب حق من است. من بايد از فوتبال لذت ببرم. مطمئنم كه تو هم از اين فوتبال لذت نمي‌بري. من مي‌خواهم وارد دنياي فوتبال بشوم و از دلتنگي‌هايم بگويم وقتي كه مجبورم به استاديوم‌ها نروم.

من مي‌خواهم فرزندم را به استاديوم ببرم، اما نمي‌توانم. آي جماعت فوتبالي، آي تماشاگران و تماشاگرنماها، به خدا مي‌توان از فوتبال لذت برد. بي آن‌كه فحش داد.

بي آن‌كه هوچي گري كرد. من مي‌خواهم به فرزندم بگويم مي‌توان با فوتبال هم بزرگ شد. مي‌توان رشد كرد و مهدوي‌كيا شد. دايي شد. علي كريمي و باقري شد.

مي‌خواهم بگويم فوتبال كه فقط صندلي شكستن و سنگ پرتاب كردن و جار و جنجال نيست... اما فعلا سكوت كرده‌ام. دلتنگي‌ام از اين فوتبال را كه نمي‌توانم به او بگويم...

 

عالم محضر خداست درمحضر خدا گناه نکنید حضرت امام (ره)

چهارشنبه 30 فروردین 1391  10:50 PM
تشکرات از این پست
دسترسی سریع به انجمن ها